نازنین گیج شده بود. احسان هیچ هماهنگی ای با او نکرده بود. نمی دانست طبق قرار قبلی بگوید نه و یا به احساسی که در این مدت از احسان گرفته بود اعتماد بکند و بگوید بله! گیج و منگ سرش را بلند کرد تا نگاهی به احسان بیندازد شاید بتواند تصمیم بگیرد که احسان ا,...