این روزها با افزایش سرسام آور قیمتها، بحران معیشتی به نیروهای مسلح ایران رسیده تا جایی که افسران راهی غیر از انتشار ویدئوهای انتقادی جنجالی پیدا نمیکنند. هفته گذشته ستوان سوم مصطفی لقمانی، افسر نیروی انتظامی بندرعباس ویدئویی منتشر کرد و در آن به وضعیت معیشتیاش اعتراض کرد. او گفت سه فرزند محصل دارد، هر روز از میناب تا بندرعباس در رفت و آمد است و نمیداند با حقوق بیست و سه میلیونی چطور باید زندگی کند؛ او رو به دوربین از تصمیمش برای فروش کلیه حرف زد.
نسیبه پیرایش
این روزها با افزایش سرسام آور قیمتها، بحران معیشتی به نیروهای مسلح ایران رسیده تا جایی که افسران راهی غیر از انتشار ویدئوهای انتقادی جنجالی پیدا نمیکنند. هفته گذشته ستوان سوم مصطفی لقمانی، افسر نیروی انتظامی بندرعباس ویدئویی منتشر کرد و در آن به وضعیت معیشتیاش اعتراض کرد. او گفت سه فرزند محصل دارد، هر روز از میناب تا بندرعباس در رفت و آمد است و نمیداند با حقوق بیست و سه میلیونی چطور باید زندگی کند؛ او رو به دوربین از تصمیمش برای فروش کلیه حرف زد.
این اوضاع اسفناک اقتصادی در حالی است که در داخل و خارج از کشور همه از احتمال وقوع جنگی تازه میگویند، آن هم در شرایطی که به اذعان کارشناسان، دیپلماسی قفل شده و در فضایی مهآلود گرفتار آمده است.
اما برای برون رفت از این فضا که به نظر میرسد ایران را خیلی بیشتر از دشمنانش متضرر میکند، هر کسی پیشنهادی میدهد و البته که فصل مشترک همه این پیشنهادات به حکومت برای بازگشت به مردم است. مثلا «صدای عقلانیت در برابر انسداد مزمن حکمرانی» لب کلام حسن روحانی در صحبتهای اخیرش بود. محور اصلی نقد روحانی متوجه جریانی است که طی سالهای گذشته، با در اختیار داشتن منابع، ابزارها و تریبونها، مسیر کشور را تعیین کرده، اما اکنون در برابر وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی موجود، شانه خالی میکند. تصمیم گرفته، هزینه کرده، فرصتها را سوزانده و سرمایههای مادی و انسانی را مصرف کرده، اما اکنون که نتایج آشکار شده، از پاسخگویی طفره میرود.
روحانی بیآنکه نامی ببرد، از الگویی از حکمرانی سخن میگوید که در آن قدرت متمرکز است، اما مسئولیت یا پراکنده میشود یا اساساً انکار. این همان الگویی است که شکاف میان حاکمیت و جامعه را عمیقتر کرده و سرمایه اجتماعی را به پایینترین سطح رسانده است.
محمدجواد ظریف هم در یادداشتی صریح در فارن افرز، از سیاست «امنیتیسازی ایران» از سوی آمریکا و اسرائیل میگوید و همزمان، از اشتباهات راهبردی در داخل نیز پرده بر می دارد؛ یادداشتی که از اصلاحات اقتصادی و اجماع داخلی آغاز میشود و به پیشنهاد کنسرسیوم هستهای منطقهای و رابطه دوستانه با واشنگتن میرسد.
ظریف راه حل شکستن چرخه معیوب امنیتی سازی را از داخل آغاز میکند: اصلاحات اقتصادی، تقویت پشتوانه اجتماعی و افزایش مشارکت عمومی. به گفته او، «واقعیت آن است که مردم ایران همواره بزرگترین سرمایه کشور در مقاومت در برابر فشار خارجی بودهاند» و بدون رضایت و همراهی جامعه، دست مذاکره کنندگان در عرصه بینالمللی خالی میماند.
پیشنهاد ظریف برای بهبود وضعیت معیشتی مردم در شرایط اقتصادی تحریم، مبارزه با فساد و افزایش شفافیت و مهار رانت جویی ناشی از دور زدن تحریم هاست. «گامهای مؤثری که نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی را کاهش میدهد، رضایت عمومی را افزایش میبخشد و در نتیجه، نیاز به سیاستهای امنیتی داخلی را کمتر میکند.»
اگرچه این سخنان طبق معمول به مذاق عدهای خوش نیامده اما واقعیتی است که اگر به مذاق حکومت هم خوش نیاید در آن صورت باید دیر یا زود فاتحه کشور را خواند چون آنچه کارشناسان از چشم انداز سند 2025 امریکا در قبال ایران میگویند انزوایی کشنده است که ایران را با سهمگینترین چالش تاریخ معاصر خود یعنی چالش بقا روبهرو میکند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 432609 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.