امروز در ایران، تندورها دو دسته شده اند: دسته ای از آنها، ادامه ی مذاکره را برای ایران مضر می دانند ونگران آن هستند که امریکا بار دیگر از فرصت مذاکراتی برای حمله به ایران استفاده کند.
عاطفه پیرایش، دانشجوی دکتری فلسفه
امروز در ایران، تندورها دو دسته شده اند: دسته ای از آنها، ادامه ی مذاکره را برای ایران مضر می دانند ونگران آن هستند که امریکا بار دیگر از فرصت مذاکراتی برای حمله به ایران استفاده کند. از سوی دیگر نگران آن هستند که ایران به طمع آزادسازی پول های مسدود شده خود، امتیازاتی به امریکایی ها بدهد که جبران ناپذیر باشد و معتقدند اگر ایران اشتیاق خود را به پایان جنگ، به طرف مقابل نشان دهد، دست بالاتر را در مذاکره از دست خواهند داد. این دسته معتقدند این اشتباهاتی است که تیم مذاکره ای قالیباف مرتکب شده است و ایران آسیب های بسیاری از توافق با امریکا متحمل خواهد شد.
اما دسته ای دیگر از تندروها، به این باور رسیده اند که موفقیت های نظامی ایران توانسته است امریکا را وادار به عقب نشینی کند. شاهد این مدعا، نرمش رفتاری اخیر ترامپ در مقابل ایران است که برخلاف دوره های مذاکراتی پیشین، با آزادسازی اموال ایران موافقت کرده است. او حتی در میان خبرنگاران حاضر شد تا اعتراف کند که این پول هامتعلق به ایران است و امریکا باید آن را به ایران بازگرداند.
به همین دلیل این دسته جنگ را پایان یافته می دانند. این دسته تاکید می کنند که ایران توانسته است جایگاه خود را به عنوان قدرت برتر منطقه ای تثبیت کند و از نیروهای مقاومت نیز به خوبی پشتیبانی کند چنانچه کشورهای عربی خلیج فارس تمایل خود را برای احیای روابط دیپلماتیک و اقتصادی با ایران نشان داده اند.
به نظر می رسد هیچ کدام از این دو دسته به طور کلی اشتباه نمی کنند. در حالی که دسته ی اول نتایج عملی توافق با امریکا را مورد توجه قرار داده اند، دسته ی دوم وجهه سیاسی چنین توافقی را در عرصه ی بین الملل برجسته می کنند. این توافق بی شک برای ایران دستاوردهایی داشته است که پیش از این برای نظام قابل تصور نبود. به همین دلیل، این دسته جنگ چهل روزه با امریکا و اسرائیل را برای نظام مثبت ارزیابی می کنند و بر این باورند که ایران پس از جنگ، نیرومندتر از پیش شده است. دسته ی اول، هر چند دستاوردهای نظامی ایران را در طول جنگ ارزشمند می دانند اما بر این باورند که مذاکره با امریکا خطرناک است و ممکن است سبب شود این دستاوردها از بین برود. در نظرآنها، جنگ به نفع ایران است، نه مذاکره.
در کنار این دو، میانه رو هایی مانند پزشکیان آسیب های اقتصادی جنگ را بر می شمارند و بر این باورند که در این مقطع خاص، ایران چاره ای جز مذاکره با امریکا نداشت چرا که اقتصاد ایران بیش از این نمی توانست در مقابل محاصره ی دریایی امریکا از خود تاب آوری نشان دهد و به رفع موقت تحریم ها و آزادسازی بخشی از اموال خود نیازداشت تا از پا نیافتد.
این دسته می گویند اگر جنگ دستاوردی داشته است، باید آن را همین امروز و پیش از آن که ارزش خود را از دست دهد، نقد کنیم.در این میان، تحرکات نظامی اخیر امریکا در خلیج فارس، نگرانی هایی را برانگیخته است. ایران در پاسخ، بار دیگر مواضعی را در بحرین مورد حمله قرار داده است. این درگیری ها پس از آن رخ داد که عمان یک مسیر جایگزین را برای عبور از تنگه به کمک امریکایی ها گشود.
ایران این اقدام را تهدیدی علیه حاکمیت خود بر تنگه به شمار آورد. گویی امریکا در تلاش است تنگه را تحت تصرف خود در آورد. این همان چیزی است که تندروهای مخالف مذاکره از آن بیم دارند. بدین ترتیب، ایران در وضعیت پیچیده ای قرار گرفته است. از یک سو، نمی تواند اجازه دهد که درگیری ها بیش از این گسترش یابد و به جنگی تمام عیار تبدیل شود. از طرفی دیگر، نمی تواند در مقابل حملات امریکا که آتش بس موجود را نقض می کند، بی تفاوت باقی بماند و به نیروهای امریکایی اجازه ی پیش روی بدهد.
از این رو، وضعیت جدیدی در منطقه خلق شده است که می توان آن را وضعیت (( هم جنگ و هم صلح)) نامید.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 441703 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.