روز دوشنبه مهلت 60 روزه مندرج در تفاهمنامه میان ایران و امریکا بدون پایبندی ظرفین به بندهای آن به پایان رسید. این در حالی است که نشانههای روشنی از اراده سیاسی در واشنگتن یا تهران برای تمدید توافق یا بازگشت به میز مذاکره دیده نمیشود.
نسیبه پیرایش
دونالد ترامپ هفته گذشته تهدید کرد که تنگه هرمز را «قلمرو آمریکا» اعلام خواهد کرد و در مقابل، مقامات کشورمان نیز از آمادگی برای بازگشت به شرایط جنگی و اتخاذ رویکرد تهاجمی سخن گفتهاند.
با پایان یافتن این توافق، دست دو طرف برای اعمال فشارهای نظامی و اقتصادی بدون محدودیتهای حقوقی بازتر شده است.
به عقیده کارشناسان، بیاعتمادی متقابل، ادعاهای مربوط به نقض آتشبس در تنگه هرمز و تهدیدهای لفظی دونالد ترامپ، از جمله عواملی هستند که دستاوردهای دیپلماتیک حاصل از میانجیگری قطر و پاکستان را از بین برده و منطقه را دوباره در آستانه درگیری کامل یا یک «بحران فرسایشی» قرار داده است.
تحلیلگران بر این باورند که محتملترین سناریو، وارد شدن به یک دوره طولانی از «رویاروییهای متناوب» است. هرچند هیچیک از طرفین تمایلی به ورود به یک جنگ فراگیر منطقهای ندارند، اما بیاعتمادی عمیق و نبود کانالهای دیپلماتیک فعال، خطر خطای محاسباتی را بهشدت افزایش داده است.
در عین حال اختلاف بر سر تنگه هرمز همچنان پا برجاست و تلاش های ایران و عمان برای رسیدن به توافق درباره نحوه مدیریت این گذرگاه راهبردی، با مداخلات و تهدیدات امریکا هنوز به سرانجام نرسیده است؛ هر چند تهران میگوید دو کشور به توافق نزدیک شدهاند.
پرسش مهم اکنون این است: آیا باید در انتظار آغاز جنگی تازه بود؟ یا منطقه صرفا وارد مرحلهای از تنشهای فرسایشی و رویاروییهای مقطعی شده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید نگاهی به شاخصهای اقتصادی و توان نظامی طرفین داشته باشیم. در حالی که فشارهای اقتصادی و تحریمها هر روز عرصه را بر تهران تنگتر میکند، در آن سوی میدان، واشنگتن نیز با وضعیتی چندان مطلوب روبهرو نیست؛ به گونهای که دونالد ترامپ چندی پیش افزایش قیمت بنزین را هزینهی مستقیم سیاست تقابل با ایران عنوان کرد.
در کنار این چالشهای اقتصادی کمبود مهمات و فرسودگی ناوگان و نیروهای نظامی امریکا در صورت تداوم درگیری، مانعی جدی برای یک جنگ تمام عیار محسوب میشود.
در نهایت آنچه امروز شاهدش هستیم در واقع به یک بازی نفسگیر میماند؛ جایی که هیچ کس توان پیروزی مطلق را ندارد اما هر دو طرف نگران فرو ریختن ساختار داخلی خود، تحت فشار جنگ هستند. در این میان خطر اصلی بیش از آنکه ناشی از تصمیمات عقلانی باشد، ریشه در بی اعتمادی دارد که دید استراتژیک هر دو طرف را کور کرده است.
بنا بر این شاید پرسش درست این نباشد که «آیا جنگ شروع میشود؟» بلکه باید پرسید:«چگونه میتوان این وضعیت معلق را پیش از آنکه یک خطای محاسباتی کوچک، شعلهای بزرگ به پا کند مدیریت کرد؟»
شاید عبور از این بنبست بیش از هر چیز، نه به تسلیحات بیشتر، بلکه به شجاعت دیپلماتیک نیاز داشته باشد؛ کالایی که این روزها در بازار سیاست واشنگتن و تهران، به شدت کمیاب به نظر میرسد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 449749 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.