در روزگاری که فشار اقتصادی و اجتماعی بر دوش بسیاری از مردم سنگینی میکند و بد اخلاقی به یکی از وجوه رایج فضای مجازی و حتی گفتوگوهای روزمره بدل شده است، گاه یک سخن یا یک رفتار کافی است تا انبوهی از برچسبها بر پیشانی گوینده یا کنشگر بنشیند.
نسیبه پیرایش
در روزگاری که فشار اقتصادی و اجتماعی بر دوش بسیاری از مردم سنگینی میکند و بد اخلاقی به یکی از وجوه رایج فضای مجازی و حتی گفتوگوهای روزمره بدل شده است، گاه یک سخن یا یک رفتار کافی است تا انبوهی از برچسبها بر پیشانی گوینده یا کنشگر بنشیند. با این همه انتظار میرود دستکم در میان اهالی فکر و اندیشه، گفتوگو بر مدار انصاف، استدلال و اخلاق پیش برود، انتظاری که گویا هر روز دشوارتر میشود.
مناقشهی اخیر بر سر نسبت آرای دکتر موسی غنینژاد با اندیشههای دکتر علی شریعتی، از جمله نمونههایی است که نشان میدهد که چگونه یک اختلاف نظر میتواند به سرعت از مرز نقد عبور کند و به جدلهای تند و شخصی برسد. ورود دکتر عبدالکریم سروش به این بحث با زبانی تند و عتابآلود بر حساسیتها افزود. سپس نقد محمد قوچانی بر سخنان سروش نیز به جای آنکه زمینهای برای روشنتر شدن محل نزاع فراهم کند، بر سنگینی فضای موجود افزود. حاصل آن که عرصهای که باید محل سنجش ایدهها و گفت و گوهای نقادانه باشد، بیش از پیش در معرض فرسایش اخلاقی قرار گرفته است.
مسئله اصلی این نیست که غنینژاد، سروش، قوچانی یا حتی شریعتی چه گفتهاند و کدام یک در این مناقشه محقترند؛ مسئله این است که چرا در جامعهای که قرار است اهل فکر و تحصیل کردگانش امکان بیشتری برای مدارا، استدلال و شنیدن دیگری داشته باشند، نقد تا این اندازه آسان، به خشم، تحقیر و داوری درباره نیتها آلوده میشود؟
هنگامی که در میدان روشنفکری، اختلافنظر به برچسبزنی و نفی شخصیت طرف مقابل میانجامد، نمیتوان از جامعهای که زیر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی زندگی میکند انتظار داشت زبان گفتوگو را به سادگی حفظ کند. روشنفکران خواه ناخواه فقط تولیدکننده ایده نیستند؛ آنان الگوی اخلاقی و رفتاری نیز میسازند. اگر زبان آنان به زبان تحقیر و خصومت نزدیک شود، اثرش محدود به صفحات نشریات و شبکههای اجتماعی نخواهد ماند.
با این اوصاف، اکنون میتوان ریشههای فاصله گرفتن از فرهنگ گفتوگو و گسترش بیمدارایی در جامعه را عمیقتر دید. وقتی روشنفکر، نویسنده یا کسی که حرفه و هویتش با خواندن، نوشتن و اندیشیدن گره خورده است، با اندیشه مخالف خود از دریچه تحقیر، برچسب زنی یا نفی شخصیت مواجه میشود، چگونه میتوان انتظار داشت گفتوگوی مدنی در لایههای دیگر جامعه جان بگیرد؟
اما چه چیزی روشنفکر را نیز به سوی خشونت کلامی سوق میدهد؟ در پاسخ باید گفت که روشنفکر برخلاف تصور رایج الزاما از نظر مادی و منزلتی در وضعیتی امنتر از دیگر اقشار جامعه قرار ندارد. ناامنی، احساس بیاثری، رقابت بر سر مرجعیت فکری و میل به دیده شدن میتواند در این میدان نیز خشم و واکنشهای دفاعی تولید کند.
البته منصفانه نیست که همه علت این وضعیت را به یک عامل بیرونی یا شرایط عمومی نسبت دهیم. شرایط سخت میتواند زمینه خشم و بیاعتمادی را فراهم کند، اما نحوه پاسخ دادن به این شرایط همچنان یک انتخاب اخلاقی و فکری است. نقد میتواند تند، جدی و حتی رادیکال باشد، بیآنکه به تحقیر، نسبت دادن انگیزههای پنهان و حذف طرف مقابل فروکاسته شود.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 450026 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.