حدود شش ماه از آغاز جنگ میگذرد و هنوز چشماندازی روشن برای گذار از جنگ به توافق – و نه لزوما صلح – دیده نمیشود.
طرف آمریکایی پس از آن که راهکار نظامی نتوانست به نتیجهای مورد نظرش برسد و مسیر سیاسی و دیپلماتیک نیز هزینههای خاص خود را بر واشنگتن تحمیل کرد، فشار بر ایران را به عرصه محاصره دریایی و اقتصادی کشاند.
نسیبه پیرایش
حدود شش ماه از آغاز جنگ میگذرد و هنوز چشماندازی روشن برای گذار از جنگ به توافق – و نه لزوما صلح – دیده نمیشود.
طرف آمریکایی پس از آن که راهکار نظامی نتوانست به نتیجهای مورد نظرش برسد و مسیر سیاسی و دیپلماتیک نیز هزینههای خاص خود را بر واشنگتن تحمیل کرد، فشار بر ایران را به عرصه محاصره دریایی و اقتصادی کشاند.
از ترامپ تا معاون و وزیران جنگ و دارایی دولت او همگی بر این نکته تاکید میکنند که عجلهای برای تعیین تکلیف جنگ ندارند. معنای این موضع روشن است: امریکا میکوشد زمان را به ابزار فشار تبدیل کند و جنگ را از میدان نظامی به میدان فرسایش اقتصادی بکشاند.
اما در این سوی میدان، بخش از ساختار رسمی کشور از وخامت وضعیت اقتصادی و ضرورت یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ سخن میگویند.
قالیباف هشدار میدهد: «با هر قدرت نظامی اگر مردم گرسنه باشند دوام نمیآوریم.»
رئیسجمهور نیز معتقد است: «امروز که در قدرت و عزت هستیم بهتر است جنگ را پایان دهیم.»
سید محمد خاتمی هم بر اهمیت حفظ تفاهمنامهای تاکید کرده است که به امضای روسایجمهور دو کشور رسیده و آن را فرصتی برای گشودن مسیر تفاهم میداند.
در مقابل صدا و سیما، شماری از نمایندگان مجلس و برخی نیروهای صاحب تریبون به ادامهی جنگ و افزایش فشار بر آمریکا تاکید دارند. از نظر آنان آمریکا زبان دیپلماسی را نمیفهمد و تنها زبان قدرت میتواند آن را وادار به عقبنشیی کند.
عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی در ایکس نوشته است: «آمریکاییها ثابت کردهاند زبان دیپلماسی را نمیفهمند، لذا نه تحریمی را برمیدارند، نه منابعی آزاد میکنند و نه به دزدی دریایی پایان میدهند. اما تاریخ نشان خواهد داد که با زبان قدرت نه تنها مجبور به این اقدامات خواهند شد بلکه با عذرخواهی از مردم ایران، منطقه را ترک خواهند کرد.»
در این میان بخشی نیز معتقدند که دشمن اساسا به دنبال پایان جنگ نیست و به همین دلیل ناگزیر از ادامه نبرد است. به این ترتیب جامعه با دو روایت رسمی مواجه است: روایتی که جنگ را فرصتی برای تحمیل هزینه به دشمن میداند و روایتی که ادامهی آن را تهدیدی برای اقتصاد، جامعه و آیندهی کشور تلقی میکند.
با این اوصاف به نظر میرسد که اختلاف موجود، صرفا اختلاف بر سر تاکیتیکهای جنگی یا نحوه مواجهه با امریکا نیست، بلکه اختلاف بر سر تعریف «پیروزی» است. برای یک جریان پیروزی زمانی حاصل میشود که آمریکا بدون دستاورد و با پذیرش شکست از منطقه خارج شود؛ برای جریان دیگر پیروزی یعنی جلوگیری از فرسایش بیشتر اقتصاد و جامعه و حفظ امکان توافق پیش از آنکه هزینههای جنگ غیرقابل جبران شود. در روایت نخست هر گونه عقبنشینی از ادامه جنگ، امتیاز دادن و نشانه ضعف تلقی میشود و در روایت دوم مذاکره نه تسلیم، بلکه ابزاری برای تبدیل قدرت نظامی به دستاورد سیاسی است.
در نهایت باید دید که کدام روایت میتواند پیامدهای تصمیم خود را برای مردم توضیح دهد. ادامه جنگ فقط یک تصمیم نظامی نیست. تصمیمی اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی نیز هست. همان طور که پایان دادن به جنگ هم صرفا یک عقبنشینی دیپلماتیک نیست بلکه میتواند تلاشی برای حفظ جامعه از فرسایش بیشتر باشد. اگر مذاکره هنوز ممکن است باید روشن شود که چرا نباید از آن استفاده کرد و اگر ادامهی جنگ ضرورت دارد، طرفداران آن باید توضیح دهند که هدف نهایی چیست؟ هزینه آن چقدر است و جامعه باید تا چه زمانی این هزینه را بپردازد؟
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 450324 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.