سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اخیراً در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در برنامه “میت د پرس” (شبکه انبیسی آمریکا) گفتم که من و رئیس جمهور پزشکیان برای جنگ به نیویورک نیامدهایم؛ آمدهایم تا زمینه صلح را فراهم کنیم.
نسیبه پیرایش
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اخیراً در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در برنامه “میت د پرس” (شبکه انبیسی آمریکا) گفتم که من و رئیس جمهور پزشکیان برای جنگ به نیویورک نیامدهایم؛ آمدهایم تا زمینه صلح را فراهم کنیم. با این حال، ایران در برابر هرگونه تجاوزی استوار خواهد ایستاد؛ حتی اگر کار به جنگی آخرالزمانی بکشد.»
او همچنین تصریح کرد: «همزمان، ما برای دیپلماسی واقعی نیز آمادهایم.»
واکنشها به این موضعگیری جدی و پرالتهاب بود. گروهی از منتقدان با گذاشتن این اظهارات در کنار مواضع برخی چهرهها در رسانه ملی که از «عدم تسلیم حتی پس از حمله اتمی» سخن گفته بودند، مدعی شدند دستگاه دیپلماسی در تله رادیکالیسم افتاده و کارایی عملگرایانه خود را از دست داده است. اما این تغییر لحن را باید در بستر بنبست کنونی فهمید؛ پس از آنکه مأموریت نیویورک عملاً بدون دستاوردی ملموس به پایان رسید و واشنگتن نیز تمایل چندانی به از سرگیری مذاکرات نشان نداد، حالا طرف مقابل با لفاظیهای تند، پیوسته تهران را به ضربات ویرانگر تهدید میکند.
در چنین شرایطی، از منظر واقعگرایی در روابط بینالملل، سخنان وزیر خارجه نه یک لغزش کلامی و نه ماجراجویی ایدئولوژیک، بلکه نمونهای کلاسیک از کاربست «دیپلماسی اجبار» است. در این چارچوب، مذاکره بدون پشتوانه تهدید معتبر، به معنای ورود به میدان از موضع ضعف خواهد بود. پیام تهران به اتاقهای فکر طرف مقابل روشن است: پیگیری گزینه نظامی، هزینهای نامتقارن و غیرقابلتحمل در پی خواهد داشت.
اما فارغ از همه این تحلیلهای کلان، در کانون این طوفان، شخص عباس عراقچی ایستاده است؛ دیپلماتی گیر افتاده در منگنه سیاست داخلی. او در این میانه نه میتواند بدنه اصلاحطلبان و منتقدان تداوم تنش را قانع کند – که حالا او را به چرخش گفتمانی و ایدئولوژیزدگی متهم میکنند – و نه توانسته اعتماد طیف تندرو و موافقان تقابل را جلب کند، جریانی که همچنان به او با دیده سوء ظن مینگرد و حتی در این روزهای پرمخاطره و ملتهب، زمزمههای استیضاحش را در بهارستان کوک میکند.
عراقچی امروز تجسم پارادوکس دیپلماسی در تهران است: وزیری که در مواجهه با تهدیدات خارجی با زبان قدرت سخن میگوید، اما در جبهه داخلی، از هر دو بال سیاسی هدف گرفته میشود.در چنین تنگنایی، پرسش اساسی از جریانهای سیاسی این است: آیا وقت آن نرسیده که برای یک بار هم که شده، هیاهوهای جناحی را خاموش کنند و اجازه دهند دیپلماسی در سکوت و تمرکز پیش برود؟ وقتی در بیرون مرزها ماشین تهدید و جنگ روشن است، بمباران دستگاه دیپلماسی با تذکرهای مداوم، سهمخواهیهای حزبی و تهدید به استیضاح، نتیجهای جز خلع سلاح مذاکره کنندگان نخواهد داشت. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تحمیل پیشفرضهای جناحی، کمی به کارگزاران این میدان اعتماد کنیم و به نظاره بنشینیم که این توازنِ دشوار میان دیپلماسی و بازدارندگی چه حاصلی به بار خواهد آورد؛ اعتمادی نه از سر انفعال، بلکه به مثابه ضرورتی برای حفظ منافع ملی در روزهای پرمخاطره.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 454995 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.