این روزها مانور شبکههای معاند فارسی زبان نسبت به کشتهشدگان حوادث دیماه 1404 در پی اعدام برخی از عناصر این اغتشاشات شدت گرفته است. آن هم در حالی که صحبتی از شهدای جنگ تحمیلی سوم به ویژه کودکان بیگناه مینابی در این شبکهها نیست.
این روزها مانور شبکههای معاند فارسی زبان نسبت به کشتهشدگان حوادث دیماه 1404 در پی اعدام برخی از عناصر این اغتشاشات شدت گرفته است. آن هم در حالی که صحبتی از شهدای جنگ تحمیلی سوم به ویژه کودکان بیگناه مینابی در این شبکهها نیست.
اولا باید گفت که حافظهی تاریخی ملت ایران هیچ گاه فجایعی را که در دی ماه 1404 به وقوع پیوستند، فراموش نخواهد کرد. بی تردید غم از دست دادن چند هزار نفر از فرزندان عزیز و جوان کشور، از اذهان این ملت محو نخواهد شد و در تاریخ ایران زمین به عنوان یک حادثه بسیار تلخ ماندگار خواهد ماند. اما این هرگز مانع نخواهد شد که جنایت دشمنان امریکایی و صهیونی هم درست یک ماه پس از آن فجایع به خصوص در مدرسه دخترانه میناب نادیده گرفته شود.
اما در رابطه با حوادث دی ماه، اگرچه آغاز جنگ، یکی از موانع اصلی برای بررسی این موضوع شد که اصلا چرا چنین فاجعهای به وقوع پیوست اما تجربه ثابت کرده که لااقل در 16 سال اخیر و از خرداد 1388 تاکنون هر بحرانی در پی انبوهی از مطالبات کهنه روی داده و هر بار، بیجواب مانده و با وزنی سنگینتر، معطل بهانهای، نه به خاموشی دایمی که به خواب موقت رفته است.
صاحبنظران علوم اجتماعی معتقدند که اگر بحرانها در ایران تمام نمیشود، به دلیل آن است که دولتها و حاکمیت، ریشه بحران را درک نکردهاند و هر بار، علاجی کوتاهمدت برای دردی عمیق و صعب تجویز کردهاند.
اگرچه دولت چهاردهم در مواجهه با ناآرامیهای دی ماه، شیوهای کاملا متفاوت از همتایان قبلی خود اتخاذ کرد و رییسجمهور، دستور به تشکیل «کمیته واکاوی و ریشهیابی رخدادهای دی ۱۴۰۴ » داد که در این دو دهه و حتی در نگاهی به سالها و دولتهای قبل هم یک اقدام بینظیر است، ولی اینبار هم همچون دفعات قبل، سیاست سکوت، سرپوشی بر نارضایتی گذاشت.
اما در تحلیل رخدادهای دی ماه سال گذشته واقعیت کمی پیچیده است. با نگاهی به روایتها میشود دریافت، همه ابعاد ماجرا بازنمایی نشدهاند. در برخی روایتها، همه ماجراهای دیماه را به انتهای ماجرا (دخالت خارجی) گره زده و عوامل علتساز اقتصادی، اجتماعی و روانی نادیده گرفته شدهاند. برخی نیز بیشتر سیاستها و عملکردهای حکومت را بازنمایی میکنند در صورتی که در فهم درست از این ماجرا، علاوه بر عوامل علی سیاستهای جاری، نمیتوان نقشهای براندازانه و فراخوانهای خونطلبانه را نادیده گرفت یا فقط همین نقطه را دید.
اگر بخواهیم نگاه درست و واقع بینانهای به ماجرا داشته باشیم باید قبول کنیم که ریشه اعتراضات، مردمی ناراضی هستند که حالا در جامعه ایران اکثریت یافتهاند. اگر بخواهیم با توجه به آمار تعداد آنها را بسنجیم باید به انتخابات نگاه کنیم. چون سالها است که مردمی که در پای صندوقهای رای حاضر نمیشوند از مردمی که در انتخابات شرکت میکنند پیشی گرفتهاند. مردمی که سکوتشان در این روزهای جنگ باعث شده دشمن به غلط تصور کند جزو ملتمسین حمله به کشورشان هستند و حاکمیت گمان میکند جزو اکثریت حاضر در کف خیابانها هستند. اما واقعیت این است که این مردم نه در گروه اول قرار میگیرند و کاملا مخالف هستند و نه در گروه دوم و کاملا موافق؛ بلکه بیشتر خواهان ثبات و تغییرات در طیفی از رویکردهای حکومت هستند. این بخش از جامعه نقشی تعیینکننده در شکلگیری افکار عمومی دارند. اگر این گروه مورد توجه قرار نگیرد و اگر حاکمیت تغییرات مد نظر این گروه اکثریت را متوجه نشود و اعمال نکند، این سیر باطل اعتراض و فاجعه ادامه خواهد داشت.
اگرچه جنگ فرصت خوبی برای حکومت فراهم کرد تا در سایهی میهن دوستی این قشر بزرگ از اعتراضات در امان باشد اما آغاز موج گرانیها و ناکارآمدی نهادهایی مانند صدا و سیما و پافشاری بر ادامه سیاستهای غلط گذشته مثل محدود کردن اینترنت، همگی باعث خواهند شد تا دوباره اعتراضات شکل بگیرند و شاید شاهد بروز فجایع دیگری از جنس فاجعه دی ماه باشیم البته با این تفاوت که این بار دشمنان در کمین نشستهاند تا فورا از آب گلآلود ماهی بگیرند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 440101 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.