پس از حدود پانزده روز تنش بیسابقه و درگیریهای شدید در جنوب ایران، ناگهان صدای شلیکها فروکش کرد. اما سکوتی که نه بوی صلح میدهد و نه آرامش، پرسشی اساسی را در ذهن تحلیلگران و مردم ایجاد کرده است: چرا این آتش بس برقرار شد؟
نسیبه پیرایش
پس از حدود پانزده روز تنش بیسابقه و درگیریهای شدید در جنوب ایران، ناگهان صدای شلیکها فروکش کرد. اما سکوتی که نه بوی صلح میدهد و نه آرامش، پرسشی اساسی را در ذهن تحلیلگران و مردم ایجاد کرده است: چرا این آتش بس برقرار شد؟
تحلیلگران دو پاسخ متضاد به این پرسش میدهند. گروهی از حامیان روایت بازدارندگی، معتقدند که پاسخهای کوبنده ایران، دشمن را به میز مذاکره کشانده و نقشهی بازی را تغییر داده است. در مقابل بدبینان واقعگرا، بر این باورند که این توقف، تنها یک استراتژِی برای شروع یک فاز گستردهتر و خطرناکتر است.
در این میان اما مردم مطمئن هستند که جنگ هنوز تمام نشده و شاید به این زودیها هم پایان نیابد. مردم میدانند که این پرونده هنوز بسته نشده و سایهی سنگین این وضعیت، حالا حالاها بر سر زندگیشان باقی خواهد ماند. در واقع آنچه در دنیای سیاست به عنوان یک «توقف استراتژیک» یا «تغییر تاکتیک» تحلیل میشود، در خانههای مردم به یک «هزینهی قطعی» تبدیل شده است. در واقع جامعه با «عدم قطعیتی» روبرو است که به شکلی عجیب نسبت به آن یقین دارد.
این عدم قطعیت، تنها یک فشار روانی نیست، بلکه مستقیما با معیشت و اقتصاد گره خورده است. وقتی سایهی جنگ بر سر بازار میافتد، تورم دیگر یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه بازتابی از اضطراب جمعی است. هر نوسان قیمتی در واقع طنین همان ناامنی روانی است که مردم در انتظار فردا حس میکنند.
بنا بر این در حالی که تصمیمگیران میان دو قطب «پایبندی به جنگ» و «اعتماد به دیپلماسی» در نوسان هستند، یک حقیقت گریزناپذیر باید در مرکز توجه قرار گیرد، جامعهی ما دیگر یک صحنهی خالی برای بازیهای ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه جامعهای است که هم زمان در چندین جبهه با جنگ درگیر است: جنگی که تنها در مرزها نیست، بلکه در قالب جنگ نظامی، جنگ اقتصادی و جنگ ایدئولوژیک لایههای مختلف زندگی مردم را هدف گرفته است.
اگر تصمیمگیران نتوانند وزن این جنگهای چندگانه را در محاسبات خود لحاظ کنند، ریسک فرسایش بیش از حد سرمایه اجتماعی و تاب آوری ملت را پذیرفتهاند. پایداری یک کشور تنها به قدرت موشکها نیست بلکه به توان جامعهای بستگی دارد که باید هم زمان با تورم، اضطراب و تنشهای فکری، به زندگی خود ادامه دهد. اگر تصمیمات راهبردی بدون در نظر گرفتن فرسایش روانی و اقتصادی جامعه اتخاذ شوند، ریسک از دست دادن همان زیربنایی را پذیرفتهایم که تمام این قدرتها بر آن استوار است.
اکنون زمان آن است تا دیپلماسی و قدرت، نه در خلا بلکه با نگاهی به «توان تحمل جامعه» بازتعریف شوند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 443619 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.