دو سال از شروع به کار دولت پزشکیان می گذرد و تحلیل گران به این بهانه کارنامه کاری دولت را بررسی می کنند، دولتی که تمرکز اصلی خود را بر کار رسانه ای گذاشته است.
عاطفه پیرایش دانشجوئی دکتری فلسفه
دو سال از شروع به کار دولت پزشکیان می گذرد و تحلیل گران به این بهانه کارنامه کاری دولت را بررسی می کنند، دولتی که تمرکز اصلی خود را بر کار رسانه ای گذاشته است.
از روز نخست تشکیل دولت، پزشکیان با آرمان وفاق میان گروه های انقلابی و معتدل نظام، تاثیرگذاری بر رسانه ها را به راهبرد عملی و مشکل گشا ترجیح داده است. با اتکا به این رویکرد، پزشکیان ترجیح داد در همان مسیری که دولت سیزدهم آغاز کرده بود، قدم بردارد. او به درستی تشخیص داده بود که کشور به مشکلات بسیاری دچار است اما پس از گذشت دو سال از آغاز به کار به عنوان رئیس جمهور، نتوانسته است راه حلی برای این مشکلات بیابد.
دولت پزشکیان همین راهکار رسانه ای را در سایر امور نیز به کار برده است. دولت می خواهد بحران های اقتصادی را با تبلیغات رسانه ای حل و فصل کند و از این رو طرحی مانند کالابرگ را انتخاب کرده است.
در مورد جنگ هم که پنج ماه است کشور را درگیر کرده، دولت به جای آنکه به فکر اقدامی عملی و معقول باشد، به کار رسانه ای روی آورده. روزی از مزایای مذاکرات می گویند و روز دیگر از دستاوردهای نظامی ایران تمجید می کنند. اما به طور کلی حتی نمی دانند باید چه موضعی در رابطه با مسائل حساس جنگ اتخاذ کنند بلکه تصمیم گیری را به ارکان نظامی واگذار کرده اند و خود را صرفا با تصمیمات میدانی هماهنگ می کنند.
اما مشکل این است که دولت حتی در عرصه رسانه نیز نتوانسته است موفق ظاهر شود. دولت نتوانست با وارد شدن در بازی های رسانه ای، موضع گیری علیه توافق با امریکا را تعدیل کند و رضایت مخالفان را جلب کند. از سوی دیگر، چون توافق در نهایت بی نتیجه ماند، نتوانست حمایت موافقان مذاکره را نیز جلب کند. گویی موافقان مذاکره از همان ابتدا از ضعف های دولت مطلع بودند و می دانستند که دولت احتمالا نخواهد توانست در مقابل اراده ی مخالفان مذاکره ایستادگی کند.
دولت از خود به خاطر مدیریت امور داخلی کشور در دوره ی جنگ تجلیل می کند. اما در مورد اقتصاد نیز وضع به همین ترتیب است. تبلیغات رسانه ای صرفا یکی دو روزی بر جامعه اثر می گذارد و پس از فروکش کردن آن، نتایج عملی تصمیمات دولت خود را نشان می دهند. مثلا در مورد کالابرگ از همان ابتدا آشکار بود که این طرح نمی تواند از پس طوفان های تورمی اقتصاد ایران برآید بلکه خود بر وخامت اوضاع خواهد افزود. در نهایت، شش ماه پس از آغاز این طرح، قیمت ها به قدری افزایش یافته است که کالابرگ دیگر کارآرایی خود را از دست داده است و بدهی های بیشتری روی دست دولت گذاشته است. از سوی دیگر، این طرح با هدف مهار رانت خواری اجرا شد اما در عمل رانت و قاچاق هنوز سر جای خودش هست و دیر یا زود دولت ناچار است طرح اقتصادی- رسانه ای جدیدی طراحی کند که چند روزی افکار عمومی را امیدوار می کند اما در نهایت شکست می خورد و وجهه ی عمومی دولت را بیش از پیش تخریب می کند.
دولت باید با این واقعیت کنار بیاید که تمرکز صرف بر تبلیغات رسانه ای با هدف آرام کردن اوضاع و از سر گذراندن بحران ها به صورت موقت راه به جایی نخواهد برد. گویی دولت این وضعیت را پذیرفته است و تنها به این می اندیشد که به هر ترتیب، دوره ی چهارساله خود را به پایان برساند. این امر در فضای سیاسی ایران بسیار عجیب است. نگاهی به ترکیب دولت نیز نشان می دهد که در ایران هر کس پست و مقامی یافته است، همه ی هم و غم خود را بر آن گذاشته است که مقام و منصب خود را حفظ کند و کرسی مادام العمری برای خود در عرصه حکمرانی بیابد.
به نظر می رسد بخشی از این رویکرد منفعلانه، معلول وضعیت جنگی کشور است. گویی برخی از مسئولان چندان از آینده ی خود مطمئن نیستند و نمی دانند چه برآوردی باید داشته باشند و به این نتیجه رسیده اند که تنها با در پیش گرفتن همین شیوه ی کج دار و مریز است که می توانند صرف نظر از نتیجه ی نهایی، به حیات سیاسی خود ادامه دهند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 444948 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.