همزمان با شعله ور شدن دوبارهی تنشهای منطقهای، جبههای نو از مخالتهای داخلی علیه روند دیپلماسی گشوده شده است؛ از تریبونهای رسانهای و تجمعات خیابانی تا بیانیه 63 عضو مجلس خبرگان رهبری که با حضور چهرههایی چون سیدمحمدمهدی میرباقری امضا شد و نشان از یک انسجام سازمان یافته در میان جریانهای مخالف دیپلماسی دارد.
نسیبه پیرایش
همزمان با شعله ور شدن دوبارهی تنشهای منطقهای، جبههای نو از مخالتهای داخلی علیه روند دیپلماسی گشوده شده است؛ از تریبونهای رسانهای و تجمعات خیابانی تا بیانیه 63 عضو مجلس خبرگان رهبری که با حضور چهرههایی چون سیدمحمدمهدی میرباقری امضا شد و نشان از یک انسجام سازمان یافته در میان جریانهای مخالف دیپلماسی دارد.
این بیانیه با اتخاذ لحنی آمرانه فراتر از یک اظهار نظر سیاسی، خواستههای راهبردی بسیار تندی را مطرح کرده است؛ بازگشایی و مدیریت تنگه هرمز را مشروط به توقف حملات در لبنان دانستن، درخواست برای خروج کامل پرونده هستهای از دایره تفاهمات دادن و فراخوانی صریح برای برخورد با رهبران سیاسی غرب.
نکتهی حائز اهمیت این جا است که این مواضع، مرز میان نظریه و دستور را کمرنگ کرده و با تاکید بر فصل الخطاب بودن رهبری، سعی در محدود کردن فضای حرکت دولت دارد.
این کنش خبرگان، واکنش بیسابقهی دبیرخانهی این مجلس را در پی داشت تا شکاف در لایههای تصمیمساز، عیانتر شود. در چنین فضایی، سفر رئیس جمهور به قم، یک دیدار معمول نبود، بلکه به یک میدان وزنکشی سیاسی بدل شد.
اگرچه رسانههای جریان مخالف، سعی کردند تا سفر رئیسجمهور را شکست خورده نشان بدهند اما اخبار رسمی منتشر شده و اظهارات مراجع عظام تقلید حکایت از روایتی متفاوت داشت.
به عنوان نمونه، آیتالله سبحانی اعلام کرد که «اگر مسئولان به این جمعبندی رسیدهاند که توافقات به مصلحت کشور است، این تصمیم بر اساس اصل عقلانی و قرآنی اتخاذ شده و باید محترم شمرده شود.»
آیتالله مکارم شیرازی نیز با کنایهای آشکار و هوشمندانه به جریانهای فشار و مانعتراش داخلی یادآور شد که «اگر بدخواهان مانعتراشی نکنند، توافق میتواند آثار مثبت و ملموسی برای کشور داشته باشد.»
مجموعهی این رویدادها دو دستگی در ساختار تصمیمگیری کشور را بیش از هر زمان دیگری عیان میکند. اما پرسش مهم این است که چرا در این مقطع حساس، نهادی یا شخصیتی مقتدر برای پایان دادن به این آشفتگیهای سیاسی و بازگرداندن بحث به چگونگی مدیریت مصالح کشور وجود ندارد؟
جریان مخالف توافق، همواره بر فصلالخطاب بودن رهبری تاکید دارند اما در لحظات حساس، با نگاهی انتفاعی شروع به تفسیر از پیامهای ایشان میکنند. در میان این موج تفسیرها، سکوت رهبری، به جریانهای رادیکال اجازه میدهد تا هر خلا سیاسی را به ابزاری برای ایجاد تنش تبدیل کنند. چنین وضعیتی نه تنها کارگزاران سیاست خارجی را در تنگنا قرار میدهد، بلکه در نهایت هزینه سنگین این کشمکش ها را مردم و ثبات کشور خواهند پرداخت.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 441962 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.