از ابتدای شروع جنگ، دولت همواره به مردم اطمینان میدهد که کالاهای اساسی به وفور در بازار وجود دارند و مردم نگران نباشند. در حالی که نگرانی مردم از کمبود کالا نیست بلکه از قدرت خریدی است که هر روز کمتر میشود و بیکاری و فقری که هر روز بیشتر تهدیدشان میکند.
از ابتدای شروع جنگ، دولت همواره به مردم اطمینان میدهد که کالاهای اساسی به وفور در بازار وجود دارند و مردم نگران نباشند. در حالی که نگرانی مردم از کمبود کالا نیست بلکه از قدرت خریدی است که هر روز کمتر میشود و بیکاری و فقری که هر روز بیشتر تهدیدشان میکند.
در حالی که در شرایط جنگی انتظار میرود که حداقل قیمتها ثابت نگه داشته شوند تا بر مردم فشار کمتری وارد شود اما در ماههای اخیر، روند قیمت کالاهای اساسی بهگونهای بوده که حتی خانوارهای با درآمد ثابت هم برای تأمین حداقل نیازهای غذایی با چالش جدی مواجه شدهاند. قیمتها به طور افسارگسیخته زیاد میشوند و به نظر میرسد نظارتی بر آنها اعمال نمیشود یا تمرکز و اراده کافی برای کنترل بازار وجود ندارد.
جنایت آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی سوم که با زیر پا گذاشتن کنوانسیونهای بینالمللی اقدام به زدن زیرساختهای اقتصادی کشور کردند، بر کسی پوشیده نیست. بر اساس گزارشها، خسارات وارده بر تأسیسات انرژی بین ۳۴ تا ۵۸ میلیارد دلار و از دست رفتن یک میلیون شغل به طور مستقیم و دو میلیون شغل به طور غیرمستقیم برآورد میشود. از طرفی تحمیل نزدیک به دو دهه تحریم ظالمانه بر ملت، اقتصاد ایران را کوچک کرده و رکود تورمی را در کشور موجب شده است و حالا کار به جایی رسیده است که تورم، بهویژه در حوزه خوراکیها که در اسفند ماه گذشته به ۱۱۲ درصد رسید، دیگر یک متغیر قابل کنترل در کوتاهمدت نیست. در این میان سیاستهای حمایتی هم مرهمی بر این زخم عمیق نیست. نه یارانه نقدی و نه کالابرگ یک میلیونی، هیچ یک در مقابل هیولای گرانی توان ایستادگی ندارد. کارشناسان معتقدند که یک میلیون تومان کالابرگ نه یک ابزار جبرانی، بلکه یک سیاست اعانهای است که توان مقابله با افزایش قیمتها را نداشته و صرفا نمایشی از حمایتگری از سوی دولت است.
اگرچه رئیس جمهور اخیرا دستور بازنگری در مبلغ کالابرگ را صادر کرده اما به نظر میرسد که با این سرعت افسارگسیخته تورم، این بازنگری هم چیزی را تغییر نخواهد داد و اگر در اوضاع جنگ تغییری ایجاد نشود، انتظار میرود اوضاع حتی بدتر از این هم شود.
گرچه جنگ تحمیلی سوم از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران با هدف سقوط نظام و تضعیف شدید کشور و ناتوانی ایران به لطف خدا با تدبیر و ازخودگذشتگی مردم، رهبران و نظامیان و همدلی همه نهادهای مدنی به شکست انجامید و حالا در آتشبسی شکننده قرار داریم اما همه جنگها در نهایت با مذاکره خاتمه مییابند؛ مهم این است که در چه زمانی این اتفاق میافتد. اگرچه دشمن به این نقطه ضعف ما پی برده و با تمدید آتش بس و ادامه محاصره دریایی تلاش میکند مردم را از نظر معیشتی در تنگنا قرار دهد و جنگ نظامی را تبدیل به جنگ اقتصادی کند تا از این طریق خواسته های خود را بر ما تحمیل کند اما اکنون که برگهای برندهای در دست ماست، زمان آن فرا رسیده است تا به جنگ پایان دهیم.
از این رو مقامات نظام در این شرایط باید با عقلانیت و با اتکا بر ابزارهای در دست خود، پذیرای مذاکرات با آمریکا شوند و با شجاعت تمام از منافع ملی و دستاوردهای بهدستآمده در جنگ، دفاع کنند. همزمان باید با استفاده از ظرفیتهای علمی و دانشگاهی و نخبگان اقتصادی راههای برونرفت از بحران پس از جنگ را بررسی و تبیین، برنامهریزی و حتی اجرا کنند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 439190 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.