این روزها بحث و گمانهزنی درباره احتمال حمله به تاسیسات هستهای کشور، با شدتی بیسابقه تکرار میشود.
نسیبه پیرایش
این روزها بحث و گمانهزنی درباره احتمال حمله به تاسیسات هستهای کشور، با شدتی بیسابقه تکرار میشود. تهدیدهای دونالد ترامپ مبنی بر استفاده از تسلیحات سنگین علیه ایران، چه در جریان جنگ و چه پس از آن، بارها تکرار شد؛ اما این روزها و با تکیه بر تحلیلهای گوناگون، این سناریو بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است.
ترامپ در بحبوحه جنگ صراحتاً از بازگرداندن ایران به «عصر حجر» با انهدام زیرساختها سخن گفت و چندی بعد نیز، با همان ادبیات نمایشی ویژهاش، مستقیماً تاسیسات زیرزمینی «کوه کلنگ» در نطنز را نشانه رفت و تهدید کرد که «باید منتظر یک شلیک جانانه درست دمِ درِ ورودیاش باشند».
کارشناسان صداوسیما گوی سبقت را از دیگران ربودهاند و پیشتاز میدان شدهاند؛ یک روز از آمادگی و ایستادگی سخن میگویند و مدعیاند حتی در صورت بروز فاجعه اتمی هم تسلیم نخواهیم شد، و روز دیگر با خونسردی برآورد میکنند که چنین حملهای دستکم سه میلیون قربانی خواهد گرفت!
شواهد نشان میدهد این دست تهدیدها از سوی مسئولان نیز چندان دستکم گرفته نشده است؛ گواه آن، سخن گفتن مکرر از ضرورت مکانیابی و تجهیز پناهگاهها، بهویژه در کلانشهرهاست. با این حال، پرسش کلیدی اینجاست: سازوکار واقعی برای دفع چنین تهدیدی چیست؟
جریانی پر هیاهو در داخل صرفاً بر طبل عدم تسلیم میکوبد و البته بدیهی است که تسلیم در برابر زورگویی نیز سرانجامی جز باجخواهی بیشتر نخواهد داشت. این خودِ دونالد ترامپ بود که ناخواسته متغیر جدیدی را وارد معادله کرد.
او با اعترافی صریح گفت دلیل عدم درگیری نظامی واشنگتن با پیونگیانگ، برخورداری این کشور از دهها موشک مجهز به کلاهک هستهای است؛ در حالی که ایران چنین سلاحی در اختیار ندارد. گزارهای که در نگاه اول، معنایی جز یک سیگنال معکوس و ترغیب عریان تهران به بازدارندگی هستهای نداشت؛ آنهم در شرایطی که فتوای فقهی رهبر شهید دستیابی به سلاح هستهای را حرام دانسته و مسئولان نیز بارها تاکید کردهاند که جمهوری اسلامی در پی تولید بمب اتمی نیست. اما آیا اعتراف ترامپ به مصونیتِ هستهای کره شمالی و مقایسه آن با وضعیت ایران، صرفاً یک اشتباه محاسباتی یا سخنی نسنجیده بود؟ پاسخ، بدون تردید منفی است.
در زمین بازی واشنگتن، این پالس بیش از آنکه تمجید از پیونگیانگ باشد، پهن کردن یک «تله استراتژیک» و پرتاب طعمهای حسابشده به سمت تهران است. ترامپ و اتاق فکرهای تندرو به خوبی آگاهند که هل دادن ایران به سمت خروج از تعهدات و بازنگری در دکترین هستهای، دقیقاً همان قطعه گمشدهای است که برای مشروعیتبخشی به ضربه پیشدستانه و اجماعسازی همهجانبه جهانی به آن نیاز دارند.
اگر تهران این طعمه را ببلعد و به سوی کلاهک حرکت کند، بهانه لازم برای شکلگیری گستردهترین ائتلاف نظامی را فراهم کرده است؛ و اگر دست روی دست بگذارد و در داخل صرفاً به کندن پناهگاه و بازتاب تهدیدها بسنده کند، در فرسایش مداوم روانی و اقتصادی خواهد سوخت.
افتادن در این دام زمانی نگرانکنندهتر میشود که میبینیم بخشی از تریبونهای رسانهای در داخل، ناخواسته و با ذوقزدگی سطحی، در زمین همین بازی سوت میزنند و برای الگوی کره شمالی هورا میکشند.
عبور از این بنبستِ خطرناک، نه با کپیبرداری سادهلوحانه از کشوری منزوی و زیر بار تحریم مطلق، نه ممکن است و نه با پذیرش پیشدستانه تلفات میلیونی روی آنتن زنده؛ بلکه نیازمند هوشمندی در نخوردن فریب این طعمه راهبردی، بازسازی انسجام داخلی و خلع سلاح روانی حریفی است که کارتهای بازی خود را بر خطای محاسباتی ما چیده است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 455318 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.