این روزها تجمعات خیابانی و مردم حاضر در آن به بحث روز رسانهای و سیاسی کشور تبدیل شدهاند. بهانهی آن هم یادداشت چند روز پیش عباس عبدی در روزنامه اعتماد بود که در آن به پیامدهای خطرناک حدود ۷۰ روز قطع اینترنت و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در کشور پرداخت
نسیبه پیرایش
این روزها تجمعات خیابانی و مردم حاضر در آن به بحث روز رسانهای و سیاسی کشور تبدیل شدهاند. بهانهی آن هم یادداشت چند روز پیش عباس عبدی در روزنامه اعتماد بود که در آن به پیامدهای خطرناک حدود ۷۰ روز قطع اینترنت و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در کشور پرداخت و در بخشی از تحلیل خود نیز، از نوع رفتار و گفتار شماری از نمایندگان مجلس و نیروهای سیاسی انتقاد کرد؛ همانهایی که یک روز بدون ارائه سند و مدرک، از قول رهبری موضعگیری میکنند و روز دیگر، در برنامههای تلویزیونی با ادبیاتی شدیداً تحریکآمیز و موهن علیه کشورهای همسایه سخن میگویند. با این حال، ظاهراً آنچه بیش از همه بهانه را به دست تندروها داد، جملات پایانی این یادداشت بود؛ جایی که نوشت: «بدتر اینکه اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند، همدلی نخواهند داشت؛ مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز!». تندروها اقلیت رانتی را که بیشتر شامل حال خودشان میشد، همه مردم حاضر در تجمعات خیابانی ترجمه کردند و حتی خواستار برخورد قضایی و امنیتی با نویسنده و تعطیلی روزنامه اعتماد شدند. از این رو عبدی مجبور به توضیح شد و نوشت: «لازم است متذکر شوم که این برداشت مطابق واقع نیست زیرا کلمه “یک” پیش از اقلیت بیانگر این معناست که اقلیت به کل حاضرین در خیابان اطلاق نمیشود بلکه آنان که شعارهای افراطی در این جمعیت سر میدهند مصداق جمله هستند و الا این جمعیت بسیار متنوع و حتی بسیاری از منتقدان ساختار هم در آن فراوان هستند.»
حال منظور ما در این نوشته اقلیت واقعا رانتی که هتاک و بیادب است و معلوم نیست به چه پشتوانهای در تمام ساحتهای این سرزمین حضور دارد، نیست، بلکه جمعیت پای کاری است که نقشی تعیینکننده در دفاع از ایران و زیرساختهایش در طول جنگ رمضان ایفا کردند. جمعیتی که حالا 70 شب است که در میادین صدها شهر کشور حضور دارند و دشمن را در رسیدن به اهدافش ناامید کردهاند.جمعیتی که پای کار بودنشان در تاریخ این سرزمین بی سابقه بوده و باد و باران، گرما و سرما مانعشان نشده و اگر نبودند قطعا امروز ایرانی هم وجود نداشت.
جمعیتی که بسیاری از رسانهها و روشنفکران خارجی و حتی داخلی نگاهی تحقیرآمیز به آنها دارند و آنها را شایسته تحلیل جامعهشناختی و پوشش خبری نمیدانند. در حالی که اگر یکدهم این جمعیت، نه در همه شهرهای کشور و نه برای هفتاد شب متوالی که فقط در چند شهر و چند شب، جمع میشدند ولی مذهبی نبودند یا از فرادستان اقتصادی بودند یا مدافع حمله نظامی به ایران بودند، تاکنون در رسانههای جهانی پوشش وسیعی مییافتند و سوژه نشستها و تحلیلهای جامعهشناختی پرشماری شده بودند. جمعیتی که اکثریت زنان آن چادر یا روسری به سر دارند و نسبتی با سوژه مورد علاقه جریان اصلی رسانههای غربی – «زن قربانی پدرسالاری اسلامی» – ندارند. جمعیتی که اقلیت و ساندیسی خوانده میشوند و حضورشان را به پای پذیرایی سادهای که شاید از آنها بشود، میگذارند نه حس قدرتمند وطندوستی و نقشآفرینی موثر برای حفاظت از ایران. جمعیتی که به غلط یکپارچه، مذهبی و مدافع نظام انگاشته میشوند و حضور مردمی با سلیقههای مذهبی و سیاسی متفاوت در آن نادیده گرفته میشود. جمعیتی که فقیر هم زیاد دارد اما عشق به وطن آنها را هر شب پای کار می آورد. جمعیتی که میبیند و میداند که در فردای پس از جنگ کنار گذاشته خواهد شد و مطالباتش بیپاسخ خواهد ماند و فقط روزهای انتخابات آنها را عزیز و مقرب خواهد کرد، جماعتی که اینترنت ندارد، کسب و کار ندارد، هوای پاک ندارد و … و شاید آیندهای هم ندارد اما امید دارد، امید به فردای روشن ایران، ایرانی آباد و آزاد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 439412 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.