صبح چهارشنبه مسعود پزشکیان، در جلسه هیئت دولت با بیانی تامل برانگیز گفت: «ما با دشمنان میجنگیم و در برابر آنان مقاومت میکنیم تا زیر بار زور و ظلم نرویم؛ به همین ترتیب، نمیتوانیم خودمان به مردم ظلم کنیم، چراکه این دو رویکرد با یکدیگر در تناقض است.»
نسیبه پیرایش
صبح چهارشنبه مسعود پزشکیان، در جلسه هیئت دولت با بیانی تامل برانگیز گفت: «ما با دشمنان میجنگیم و در برابر آنان مقاومت میکنیم تا زیر بار زور و ظلم نرویم؛ به همین ترتیب، نمیتوانیم خودمان به مردم ظلم کنیم، چراکه این دو رویکرد با یکدیگر در تناقض است.»
این سخن در واقع بازتاب مطالبهی دیرینهی بخش بزرگی از بدنهی جامعه است که سالهاست به هر طریق ممکن و هر بهانهای، آن را به حکمرانان گوشزد میکنند؛ اما تا به امروز گویی این خواستهها در هزار توی بوروکراسی و مصلحت اندیشیهای کاذب، بازتاب درخوری نیافته است. اما حالا میتوان تاکید رئیسجمهور بر نفی ظلم را به مثابه یک نقطهی عطف یا فراخوان برای اصلاح رفتار حکمرانی تفسیر کرد.
واضح است که این سخن رئیس جمهور بیش از هر کسی، نهیبی به بدنهی مسئولان و مدیران اجرایی است، به ویژه در شرایطی که اقتصاد جنگی و فشارهای بیامان تابآوری جامعه را به حداقل رسانده است. تقارن این سخنان با آغاز دوباره درگیریهای نظامی در دو روز گذشته و حملات متقابل برای چهارمین بار|، وضعیت را پیچیدهتر و حساستر کرده است.
کسانی که در میدان سیاست خارجی، پرچم مقاومت در برابر زیادهخواهی آمریکایی در تنگه هرمز را برافراشتهاند و هزینه بازگشت به جنگ را به جان خریدهاند، اکنون در آزمونی بزرگتر قرار دارند. آزمون «یک پارچگی اصول». تناقض اصلی در همین جا است: چگونه میتوان در خط مقدم نبردی چنین حساس و پرهزینه بر استقلال و نفی سلطهی بیگانه ایستاد اما در عرصهی داخلی فشار تورم، تبعیض و بوروکراسی داخلی را بر دوش مردم گذاشت؟ اگر مقابله با زور اصالت دارد این اصل باید در تمام سطوح – از روابط بینالملل تا مناسبات دولت و ملت- به شکلی یک پارچه جاری باشد.
به نظر میرسد ریشهی این شکاف در یک واقعیت ساختاری نهفته است: مقاومت بیرونی برای حکمرانان به مراتب راحتتر از اصلاحات درونی است. دشمن خارجی، در عین حال که بهانهی خوبی برای ایجاد اتحاد است بهانهی خوبی هم برای فرار از پاسخگویی است. برای مسئولان بسیار راحتتر است که تقصیر تمام ناکارآمدیها را به گردن «تحریم» و «توطئهی دشمن» بیاندازند تا اینکه در آینهی سیاستهای غلط داخلی نگاه کنند و بپذیرند که درگیر «خود تحریمی مدیریتی» هستند. از طرفی اصلاحات داخلی یعنی تن دادن به شفافیت، باز کردن فضای نقد و کوتاه آمدن از رانتها و انحصارها، اصلاح داخلی هزینهی سیاسی دارد و منافع طیفهایی را به خطر میاندازد که بقای خود را در وضع موجود میبینند.
در واقع مدیریت بحران (مانند جنگ) از جنس «حفظ وضع موجود» است اما اصلاحات از جنس «تغییر وضعیت موجود». بسیاری از مسئولان ما به دلیل سالها تجربه در مدیریت بحران تبحر دارند اما مدیریت تغییر، شجاعت سیاسی میخواهد که متاسفانه در لایههای میانی و بالای تصمیمگیر، کالایی بسیار کمیاب است.
در نهایت این نفی ظلم از جانب یکی از مسئولان ارشد نظام، کورسوی امیدی در دل جامعه ایجاد میکند، اما باید دید که آیا این رویکرد در سطح سیاستگذاریهای خرد و کلان هم متبلور خواهد شد یا همچنان در قفس شعار محبوس خواهد ماند؟ انتظار از رئیسجمهور برای تبدیل این گزاره به یک الگوی حکمرانی، به وسطهی مطرح کردن آن، واقعا بالاست.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 444296 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.