اظهارات اخیر حسن رحیمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، بار دیگر بحث بر انگیز شد؛ چهرهای که سالهاست خود را در قامت یک نظریه پرداز و روشنفکر دینی باز تعریف میکند، اما ادبیات و خروجی گفتارش گاه فرسنگها با استانداردهای فرهنگی و اخلاقی فاصله دارد.
نسیبه پیرایش
اظهارات اخیر حسن رحیمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، بار دیگر بحث بر انگیز شد؛ چهرهای که سالهاست خود را در قامت یک نظریه پرداز و روشنفکر دینی باز تعریف میکند، اما ادبیات و خروجی گفتارش گاه فرسنگها با استانداردهای فرهنگی و اخلاقی فاصله دارد.
ماجرا از آنجا آغاز شد که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اخیراً در مصاحبهای اعلام کرد که به رغم حجاب کاملش عدهای او را به پوشیدن چادر سیاه توصیه کردهاند و او نپذیرفته است.
همین موضوع دستمایهی تمسخر جناب رحیمپور ازغدی قرار گرفت، تا جایی که در نشستی عمومی، با ادبیاتی تند و موهن، خانم مهاجرانی را مورد خطاب قرار داد.
آنچه از زبان رحیمپور ازدغدی جاری شد فراتر از یک نقد پوشش، سقوطی تمام عیار به ورطهی تحقیر جنسیتی بود. او با ادعای بینیازی یک زن مسئول از رعایت حجاب به دلیل «سن» و «عدم جذابیت چهره» سعی کرد هویت حرفهای و جایگاه سیاسی این زن را به ویژگیهای ظاهری و بیولوژیک تقلیل دهد.
اما این برخورد دو حقیقت تلخ را عیان میکند: نخست اینکه در ساختار فعلی، حتی زنان در عالیترین سطوح تصمیمگیری و سخنگویی دولت نیز از فشار قضاوتهای جنسیتی مصون نیستند. (البته موضوعی است که شاید در همه جای دنیا کم و بیش رواج داشته باشد.). دوم اینکه وقتی شخصی که وظیفهاش هدایت فرهنگی کشور است، به ادبیاتی سخیف و مبتنی بر تحقیر پنها می برد، در واقع سواد کلامی و میزان درک خود را از امور فرهنگی زیر سوال میبرد.
فراتر از جنبههای جنسیتی و اخلاقی، اظهارات اخیر رحیمپور ازدغدی، برداشتی سطحی و انحرافی از فلسفه حجاب را هم آشکار میسازد. سخنان او تلویحا چنین القا میکند که حجاب صرفا پوششی است برای زنان زیبارو؛ گویی که سایر زنان فارغ از سن و جذابیت ظاهری، الزامی به رعایت آن ندارند. این تفسیری است که حجاب را از یک مسئولیت دینی و معنوی، به یک قانون زیبایی شناختی تقلیل میدهد؛ در حالی که مبانی دینی حجاب را ابزاری برای حفظ عفت، متانت و هویت معنوی زن، در جامعه میداند، نه صرفا پوششی برای نمایان ساختن یا پنهان کردن زیباییهای ظاهری.
از طرفی شاید بتوان ریشه آشفتگی فرهنگی کنونی به ویژه در پرونده پیچیده «پوشش بانوان» را در همین حضور افراد مدعی روشنفکری و داعیهداران فرهنگ جستوجو کرد، کسانی که ادعایشان گوش فلک را پر کرده اما در مقام عمل نه تنها ادبیات درخور جایگاهشان را ندارند، بلکه کارآیی و عمق استدلالشان از یک جوان کمتجربه نیز پایینتر است. به عبارت دیگر دلیل اصلی بحران معنایی که جامعهشناسان این روزها فراوان از آن سخن میگویند، فقدان درک صحیح از امور به ویژه در میان متولیان مدیریت و سیاستگذاری فرهنگی است. افرادی که در جایگاه تصمیمگیری نشستهاند، نه درکی عمیق از جایگاه واقعی زن در جامعه مدرن دارند و نه تفسیری درست از مقوله حجاب ارائه میدهند.
این فقدان فهم بنیادین، خود باعث شده تا مناقشات مهمی چون حجاب از مسیر تحلیلی و عقلانی خارج شده و به ورطه جدلهای سطحی و توهینآمیز کشیده شود و در نهایت بر سردرگمی و آشقتگی فرهنگی جامعه دامن زند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 450793 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.