«زنان محجبه وقتی به زنان بدون حجاب نگاه میکنن، دچار مسئله میشن که پس میشه جور دیگهای هم زندگی کرد و آدم بدی نبود.» اینها تازهترین حرفهای نوید کلهرودی است که این روزها در شبکههای اجتماعی حسابی دست به دست میشود و واکنشهای زیادی به همراه داشته است.
نسیبه پیرایش
«زنان محجبه وقتی به زنان بدون حجاب نگاه میکنن، دچار مسئله میشن که پس میشه جور دیگهای هم زندگی کرد و آدم بدی نبود.» اینها تازهترین حرفهای نوید کلهرودی است که این روزها در شبکههای اجتماعی حسابی دست به دست میشود و واکنشهای زیادی به همراه داشته است.
جان کلام واکنشها هم این بود که چنین تصویری از زن محجبه امروز، واقعی نیست به ویژه برای نسل جوانتری که در این فضای پرچالش دست به انتخابی آگاهانه، هویتی و حتی شجاعانه زدهاند و نگاهشان به دیگری لزوما از سر حسرت، شگفتی یا بحران هویت نیست.
قرار گرفتن این بحثها در کنار حواشی که این روزها، نوع پوشش برخی زنان، در خیابان به ویژه خیابانهای پایتخت ایجاد کرده- جایی که عدهای آن را آزادی سبک زندگی و عدهای دیگر رواج برهنگی و به حاشیه رفتن اخلاق میدانند – یک واقعیت ملموس را نشان میدهد: اینکه مسئله پوشش، نه تنها به یک تعادل پایدار نرسیده بلکه همچنان به صورت علامت سوالی بزرگ در ذهن جامعه زنده است؛ سوالی که دستگاههای مختلف گفتمانساز سالها است در پی یافتن جوابی قانعکننده برای آن هستند اما متاسفانه همچنان موفق نبودهاند.
در دوازده - سیزده سالگی وقتی ما دانشآموزان با ذهنی کنجکاو روبروی معلمان و اولیای مدرسه مینشستیم و میپرسیدیم «اصلا چرا نباید یک تار مویمان دیده شود؟» پاسخهای ترسناکی دریافت میکردیم: «چون گناه است و از هر تار مویی که نامحرم ببیند، در روز محشر اژدهایی آویزان خواهد شد!» تلاشی خام برای بستن پرونده پرسش در ذهن نوجوان از طریق تزریق اضطراب گناه و داغ و درفش اخروی. شیوه ای که نه تنها ذهن جستجوگر آن نسل را آرام نکرد، بلکه بذر تردید را عمیقتر کاشت.
اما وقتی زبان ارعاب کارآییاش را از دست داد و جامعه مدرنتر شد. گفتمان رسمی و شبهروشنفکری، برای رهایی از بن بست آن تصویرسازی هولناک، به باستان شناسی متون و تاریخ گرایی پناه برد؛ بازخوانی بستر نزول آیات، تحلیل وضعیت زنان در بادیهنشینی عربستان 1400 سال پیش، مته به خشخاش گذاشتن در معنای واژگانی چون «خمار» و «جلباب» و اثبات این که مراد متن، پوشاندن سینه و گریبان بوده و نه لزوما تار مو. در کنار این گزارههایی مثل «حجاب، مصونیت و امنیت است» تولید شد تا با عقلانیت مدرن، یک پرسش قدیمی، پاسخ داده شود.
اما امروز جامعه، منتظر پایان مناقشات و فقهی و زبانشناختی نمانده است. نسل امروز نشان داده که نه با اژدهای محشر مرعوب میشود و نه زیست خود را با پاورقیهای تاریخی و کالبد شکافیهای لغوی تنظیم میکند. با این حال واقعیت خیابان هم یکدست و ساده نیست. درون جامعه زنان، ما با طیفی پیچیده مواجهیم؛ از کسانی که حجاب را یک تکلیف شرعی غیرقابل مذاکره میدانند تا آنان که پوشش را بیانیهای فردی، زیباشناختی و هویتی میبینند و حتی جریانهایی که تحت تاثیر مد و رقابتهای اجتماعی شکل میگیرند.
آنچه در پس اظهاراتی مثل حرفهای اخیر کلهرودی جریان دارد، در اصل رویارویی جامعه با تکثر الگوی زیست و فروریختن دستهبندیهای قالبی و صفر و صدی است. نزاع اصلی امروز دیگر بر سر تار مو نیست بلکه بر سر این است که جامعه چگونه میتواند این نوع تنوع انتخابها و سبکهای زیست متفاوت را بدون حذف و برچسبزنی متقابل به رسمیت بشناسد؛ واقعیتی که نشان داده نه با سختگیریهای انضباطی حل میشود و نه با تحلیلهای روانشناختی سادهانگارانه.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 450705 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.