در ایران برخی بر این باورند که مسئله ی حجاب مسئله ی سیاسی چندان بزرگ و پر اهمیتی نیست و نیازی به پرداختن به آن وجود ندارد.
در ایران برخی بر این باورند که مسئله ی حجاب مسئله ی سیاسی چندان بزرگ و پر اهمیتی نیست و نیازی به پرداختن به آن وجود ندارد. برخی بر این باورند که جامعه خود موازینی دارد و عرف موردپذیرش جامعه می تواند خود تعیین کند که حجاب زنان به چه شکل باشد. برخی از چپ گراها نیز گمان می کنند هر حرکت و جنبش سیاسی و اجتماعی که به زنان مربوط شود، ریشه در ارزش های غربی دارد و باید با آن مقابله کرد و بر این باورند که فرهنگ اقوام ایرانی خود به قدر کافی غنی است و بیشتر از هر روی کرد مدرنی به آزادی و رفاه زنان اهمیت می دهد.
اتفاقاتی که در حال حاضر در ایلام، لرستان و کرمانشاه می افتد به وضوح نشان می دهد که فرهنگ ایرانی معایب جدی دارد و نیازمند اصلاح گسترده است. در این وضعیت، عرف جامعه خود به قاتل زنان تبدیل شده است. پنج زن پس از آنکه قربانی اخاذی یک کانال تلگرامی شدند، از سوی خانواده هایشان مورد فشار قرار گرفتند و در نهایت دست به خودکشی زدند. یکی دیگر از قربانیان نیز به دست پدر خود کشته شد.
با این وجود، مسائل و امور زنان غالبا مورد سوءتفسیر سیاسی قرار می گیرد و برخی این پرسش را مطرح می کنند که چرا برخی پرونده های خشونت علیه زنان در کشوری مانند کشور ما که آمار خشونت علیه زنان عمیقا نگران کننده است، بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و پررنگ می شوند.
این دسته اهداف سیاسی کسانی را که به این اخبار غم انگیز واکنش نشان می دهند، مورد پرسش قرار می دهند. از سوی دیگر، به نظر می رسد که گردانندگان کانال مزبور، آگاهانه از مواضع سیاسی خاصی برای توجیه خود استفاده می کنند.
متاسفانه ایرانیان هنوز به آن بلوغ فکری نرسیده اند که بدانند صرفا به سبب اختلاف عقیده ی سیاسی با دیگری، حق ندارند او را تهدید به تجاوز کنند یا از عبارات توهین آمیز و الفاظ رکیک به قصد تهمت زدن به او استفاده کنند. در حالی که مردان نیز ممکن است قربانی چنین خشونت هایی شوند، زنان آسیب پذیرتر هستند و بیشتر مورد خشونت قرار می گیرند. در این میان، انتظار می رود که افراد پشت این کانال منفور هر چه سریعتر شناسایی شوند و مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند. از دولت و سایر ارکان حکومت نیز انتظار می رود که اقدامات جدی تری برای مقابله با این گونه کانال ها و محافظت از زنان انجام دهند. همچنین از مجلس انتظار می رود قوانین جدی تری برای مقابله با زن کشی و آزار زنان تدوین و تصویب کند.
اینها مطالباتی هستند که سالهاست در سطح جامعه مطرح شده اند اما بخش های مختلف حکومت همچنان نسبت به آن منفعل هستند و از اینکه اقدامات لازم را انجام دهند، خودداری می کنند. بدین ترتیب، هر سال، فاجعه ای جدید رخ می دهد و اذهان عمومی را آشفته می سازد.
بر این اساس، بخش عمده ی انتقادات طبیعتا متوجه حکومت است. اما نظام ما عادت دارد هر انتقادی را با گفتن اینکه “اینها همه نقشه دشمن و القائات رسانه های معاند است” نادیده بگیرد و با این حرف های تکراری بر آتش خشم مردم بیافزاید.
واقعیت این است که این اتفاقات در هر کشوری که رخ دهد، مذموم است اما در ایران، خشونت علیه زنان، ریشه های عمیق فرهنگی دارد و ارزش های اجتماعی چون قداست مطلق خانواده و حمایت قانون از پدری که دختر خود را می کشد، نقش محدود زنان در ایجاد تغییرات اجتماعی و امکانات اندک ایشان برای پیشرفت و بهبود زندگی خود، همگی با یکدیگر پیوند یافته اند و معضلی لاینحل برای زنان ساخته اند. در این میان، هیچ اراده و عزم جدی برای تغییر و اصلاح امور نیز وجود ندارد و سیاست به مانعی جدی بر سر راه اصلاح فرهنگ تبدیل شده است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 442814 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.