روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد، سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) و سالگرد قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲، یادآور دو رویداد مهم و سرنوشتساز در تاریخ معاصر کشورمان هستند. امام خمینی روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال ۱۳۶۸ به ملکوت اعلا پیوست.
نسیبه پیرایش
روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد، سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) و سالگرد قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲، یادآور دو رویداد مهم و سرنوشتساز در تاریخ معاصر کشورمان هستند. امام خمینی روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال ۱۳۶۸ به ملکوت اعلا پیوست. خبر درگذشت نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران صبح ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ از رادیو اعلام شد و پس از یک مراسم وداع در مصلای تهران در ۱۶ خرداد در نزدیکی بهشت زهرا به خاک سپرده شد. قیام 15 خرداد هم به ماجرایی مهم در تاریخ ایران اشاره دارد. این رویداد در خرداد 1342 خورشیدی در پاسخ به بازداشت امام خمینی و اعتراض به لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید به وقوع پیوست. به رغم کنکاش و کاوشی که تا کنون انجام شده است، آمار دقیق و درستی از شهیدان و زخمیهای قیام ۱۵ خرداد به دست نیامده است. برخی تحلیلگران و همچنین امام خمینی، این تظاهرات را به عنوان نقطه عطفی در آغاز انقلاب 1357 در نظر میگیرند.
اما این دو روز فرصت مناسبی هستند برای بازخوانی آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی و شناخت مردی که سرنوشت تاریخی این ملت را به گونهی دیگری رقم زد. امسال همزمان با سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) و در حالی که رهبر شهید دیگر در کنار ما نیستند، بازخوانی شخصیت، اندیشه و مکتب بنیانگذار جمهوری اسلامی اهمیت ویژهای یافته است. به ویژه که در سالهای اخیر کم لطفیهایی در حق ایشان صورت میگرفت و حتی صدا و تصویر ایشان کمتر از رسانهی ملی پخش میشد اما جنگ هر بدی که داشته باشد، این خوبی را داشته که امام خمینی را بیشتر در تلویزیون میبینیم.
امام خمینی صرفاً بنیانگذار یک نظام سیاسی نبود. او حقیقتی زنده و جاری در تاریخ معاصر بود. شخصیتی که دین را به متن زندگی اجتماعی باز گرداند. مردم را به اصلیترین پشتوانه تحولات سیاسی تبدیل کرد. استقلال و عزت را به مطالبهای عمومی بدل ساخت، مسئله فلسطین را از یک موضوع عربی به دغدغهای جهانی ارتقا داد و افق تمدنی تازهای را پیش روی جهان اسلام گشود.
همین منظر بود که رهبر شهید بارها تأکید میکرد امام را نمیتوان با معیارهای متعارف سیاست و تاریخ سنجید و برای شناخت او باید به ابعاد گوناگون شخصیت و مکتبش نگریست.
حقیقت آن است که این انقلاب بدون نام امام خمینی و بدون نام آیتالله خامنهای، در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. اما نکتهی مهم این است که این دو بزرگوار با وجود اینکه در بین مردم و خاصه هواخواهانشان با عنوان «امام» شناخته میشدند اما معصوم و عاری از اشتباه و خطا، مخصوصا در زمینه حکمرانی نبودند. امروز نسل جوان پرسشهای جدی و انباشتهای نه تنها درباره تصمیمات دهه نخست انقلاب مثل اعدامهای ابتدای انقلاب، جنگ هشت ساله، ادامه و پایان آن دارد، بلکه دربارهی روندهای بعدی جمهوری اسلامی و دوره رهبری آیتالله خامنهای نیز پرسشهای مهمی مطرح میکند؛ اینکه چطور شد کشور در مسیر جنگ قرار گرفت، چه اتفاقی افتاد که برجام به سرانجام نرسید، چه اتفاقاتی در کشور روی داد که مردم چندین بار دست به اعتراض زدند، چرا اصلاحات ناتمام ماند و … سوالاتی از این دست که باید پاسخی روشن، مستند و منطقی به آنها داده شود و اگر اشتباه یا خطایی بوده، مورد مطالعه قرار بگیرد و در صورت امکان اصلاح شود.
نادیده گرفتن این پرسشها نه تنها کمکی به حفظ حقیقت تاریخی انقلاب و جمهوری اسلامی نمیکند بلکه شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته جامعه را بیشتر میکند
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 440571 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.