از زمانی که ایران کنترل عملیاتی خود بر تنگه هرمز را افزایش داده است، درباره آیندهی این اهرم ژئوپلیتیک، دو دیدگاه متضاد شکل گرفته است. گروهی مدام هشدار میدهند که تداوم فشار نظامی و اقتصادی، همراه با تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، ممکن است کارآمدی این ابزار را کاهش دهد.
نسیبه پیرایش
از زمانی که ایران کنترل عملیاتی خود بر تنگه هرمز را افزایش داده است، درباره آیندهی این اهرم ژئوپلیتیک، دو دیدگاه متضاد شکل گرفته است. گروهی مدام هشدار میدهند که تداوم فشار نظامی و اقتصادی، همراه با تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، ممکن است کارآمدی این ابزار را کاهش دهد. اما در مقابل گروهی دیگر معتقدند که ایران نباید به هیچ عنوان مدیریت تنگه را به پیش از جنگ بازگرداند زیرا کنار گذاشتن مهمترین ابزار ژئوپلیتیک کشور میتواند تهران را در آینده به جستوجوی ابزارهای بازدارنده پرهزینهتر از جمله سلاح هستهای سوق دهد.
در همین حال گزارشهای متعددی از تلاش کشورهای حاشیهی خلیج فارس برای تکمیل مسیرهای جایگزین انتقال نفت و گاز منتشر میشود؛ مسیرهایی که میتوانند وابستگی این کشورها به تنگه هرمز را کاهش دهند، هر چند لزوما قادر نیستند اهمیت راهبردی تنگه هرمز را به طور کامل از بین ببرند. از سوی دبگر با وجود ادعاهای مکرر دونالد ترامپ درباره کنترل تنگه، حملات ارتش آمریکا به تاسیسات ساحلی ایران، از جمله رادارها، دکلهای مخابراتی و سامانههای فرماندهی، ظاهرا نشان میدهد واشنگتن هنوز کنترل کامل بر این آبراه را ندارد.
از این رو مسئله اصلی این است که کدام یک از این دو تفسیر به واقعیت نزدیکتر است؟ آیا تداوم کنترل و فشار بر تنگه هرمز همچنان برای ایران بازدارندگی ایجاد میکند یا اینکه این سیاست در حال کاهش ارزش راهبردی خود است؟
آنچه از دیدگاههای مختلف کارشناسان در این باره استنباط میشود این است که اهرم هرمز، هنوز وزن ژئوپلیتیک خود را حفظ کرده است اما بقای آن در بلند مدت، وابسته به این است که هزینه تحمیلی بر طرفهای مقابل از هزینه فرسایش زیرساختها و فشارهای اقتصادی بر خود ایران، فراتر باقی بماند.
از این رو این سوال اساسی پیش میآید که تابآوری اقتصاد و جامعهی ایران در برابر هزینههای محاصره و نگه داشتن این اهرم تا چه زمانی خواهد بود؟ و دولت و حکومت باید برای آن چه تدابیری بیاندیشند؟
واقعیت این است که همراهی اجتماعی در شرایط جنگی، صرفا با دعوتهای رسمی یا توصیههای اخلاقی ایجاد نمیشود، این همراهی به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و ادراک مشترک از عدالت نیاز دارد. حکومتی که سالها مشکلات اقتصادی را با راهحلهای موقت پوشانده و هزینهی ناکارآمدیها را به جامعه منتقل کرده، نمیتواند در لحظه بحران انتظار داشته باشد مردم بدون پرسش و اعتراض در کنارش قرار بگیرند.
از این رو اگر حاکمیت در پی ارتقای تاب آوری ملی در میانه بحران هستند، چارهای جز پذیرش حداقلی از پرسشگری و اعتراض مدنی ندارند. تابآوری اجتماعی در شرایط جنگی، به صورت دستوری یا با بستن فضا حاصل نمیشود، بلکه نیازمند آن است تا ساختار حاکم توانایی پاسخگویی به ابهامات جامعه و پذیرش عقلانی اعتراضها را پیدا کند. جامعهای که صدایش شنیده نشود و پاسخی برای دردهایش نگیرد، نمیتواند حامل بار سنگین تصمیمهای کلان ژئوپلیتیک باشد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 451238 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.