150 روز پس از توافق آتش بس میان ایران و آمریکا، تنش میان دو کشور همچنان ادامه دارد. در تازهترین تحولات، ارتش آمریکا به مناطقی در جنوب کشورمان حمله کرده و در مقابل پایگاههای این کشور در اردن، کویت و بحرین هدف قرار گرفتهاند.
نسیبه پیرایش
در چنین شرایطی دیپلماسی عملا در حاشیه قرار گرفته و دو کشور با پروندهای باز در حوزه نظامی و اقتصادی روبرو هستند.
وزیر خارجه آمریکا نیز اعلام کرده که یادداشت تفاهم با ایران دیگر وجود ندارد. موضوعی که بسیاری از کارشناسان داخلی هم بر آن صحه میگذارند و معتقدند که واشنگتن تمایلی به بازگشت به این تفاهم نامه ندارد؛ تفاهمنامهای که پیشتر از آن به عنوان توافقی تامینکننده منافع ایران یاد میشد، اما در نهایت به مرحله اجرا نرسید.
درباره دلایل اجرا نشدن این تفاهمنامه، دو دیدگاه اصلی مطرح است. گروهی از کارشناسان، سنگاندازیهای داخلی و طولانی شدن روند تصمیمگیری از سوی ایران را عامل اصلی میدانند. گروه دیگر معتقدند کارشکنی آمریکا و رژیم صهیونیستی در نهایت مانع از اجرای توافق شده است.
البته که برای روشن شدن سهم هر یک از این عوامل به بررسی دقیقتر روند مذاکرات و تعهدات دو طرف نیاز است.
همزمان اظهارات ترامپ درباره کنترل تنگه هرمز از سوی ارتش امریکا، اگرچه با رد قاطع مقامات ایرانی همراه است اما بر نگرانیها درباره گسترش درگیری افزوده است. برخی کارشناسان معتقدند که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز در بلند مدت، ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران و سایر کشورها، ممکن است کارآیی خود را به عنوان ابزار فشار از دست بدهد. از این منظر تهران باید راهی برای پایان دادن به وضعیت موجود و بازگرداندن تنگه به شرایط عادی پیدا کند.
در مقابل گروهی دیگر امکان تشدید درگیری را جدی میدانند اما از این جهت که معتقدند که آمریکا با استفاده از فشار اقتصادی و تحریمهای بیشتر در پی افزایش نارضایتی اجتماعی و تضعیف موقعیت داخلی جمهوری اسلامی است تا با کشاندن مردم به خیابان ضربه نهایی را وارد کند. موضوعی که ترامپ هم چند روز پیش با پرسش از مردم که «چه موقع به خیابان میآیند؟» مهر تائیدی بر آن زد.
به نظر میرسد هر دو طرف همچنان بر محاسباتی متفاوت تکیه دارند. در واشنگتن احتمالا این ارزیابی وجود دارد که تداوم فشار اقتصادی ایران را به پذیرش توافقی مطابق خواستههای امریکا وادار خواهد کرد و به نظر میرسد که در تهران این تصور وجود دارد که آمریکا پس از به کارگیری ظرفیتهای نظامی و اقتصادی خود، در نهایت ناچار به بازگشت به مسیر مذاکره خواهد شد.
در نهایت جامعه ایران متغیر تعیین کننده در سرنوشت این مناقشه است. تجربه تاریخی اشغال و تجاوز میتواند مقاومت در برابر فشار خارجی را تقویت کند، اما صرف مقاومت در برابر تهدید خارجی را نمیتوان به تنهایی موفقیت سیاسی برای جمهوری اسلامی، بر خلاف روال گذشته، دانست. موفقیت برای جمهوری اسلامی زمانی پایدار خواهد بود که همزمان با مقابله با فشار خارجی به اصلاحات ساختاری، افزایش رضایت عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی نیز توجه کند. رویکردی که دودستگیهای موجود و شکاف های بنیادین در بینش سیاسی حاکمیت همچنان مهمترین مانع بر سر راه تحقق آن است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 451120 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.