تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست؛ این آبراه، یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان و شریان حیاتی انتقال انرژی به شمار میرود.
روح الله جمعه ای
جنگ چهل روزه نشان داد آینده این تنگه، بیش از آنکه به ظرفیتهای انرژی آن وابسته باشد، به نوع مدیریت سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک آن بستگی دارد به همین دلیل است که ترامپ بارها اشتیاق خود را برای دخالت آمریکا در مدیریت این تنگه نشان داده است.
تحولات ماههای اخیر، ثابت کرده که امنیت تنگه هرمز نه صرفاً یک مسئله منطقهای، بلکه موضوعی با ابعاد جهانی است. این تجربه پرهزینه، در عین تلخی، یک واقعیت مهم دیگر را هم آشکار ساخت که حتی پس از شدیدترین تنشها نیز اگر با واقعبینی و درایت به رویدادها نگاه شود دیپلماسی همچنان بهترین جایگزین برای تقابل در چنین موارد مهم بینالمللی خواهد بود و به همان تناسب نیز در صورت کنار رفتن دیپلماسی میتواند به منبع خطر و آسیب تبدی شود.
در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران با تدبیر، عقلانیت و آیندهنگری، موفق شد در توافقی زیرکانه تنگه هرمز را از یک نقطه اصطکاک به کریدور فرصت و صلح تبدیل کند تا در قالب یک بازیگری فعال، مقتدر و مبتکرانه در منطقه و جهان حضور داشته باشد و مانع از احتمال شکلگیری هرگونه مسیرجایگزین انتقال انرژی شود.
باید توجه داشت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، با اتکا به منابع مالی گسترده و حمایت قدرتهای بینالمللی، توانایی آن را دارند که کریدورهای امنی از سواحل جنوبی خلیج فارس تا دریای عمان ایجاد کنند؛ مسیرهایی که به تدریج وابستگی بازار جهانی به تنگه هرمز و نقشآفرینی پایدار ایران را کاهش خواهد داد و در چنین سناریویی، مزیت ژئوپلیتیکی ایران نیز به تدریج تضعیف خواهد شد.
آنچه امروز یک اهرم راهبردی برای ایران محسوب میشود، ممکن است در آینده، در اثر گزارشات پوچ و مهمل و تصمیمات نادرست یا فرصت سوزیهای سیاسی، کارکرد خود را از دست بدهد. به تعبیری، اگر هرمز به کانون همکاری و امنیت تبدیل نشود، دیگران با سرمایهگذاریهای کلان، تنگه هرمز را به گذرگاهی کماثر و حاشیهای تبدیل خواهند کرد.
تجربه تاریخی نیز گویای آن است که جامعه جهانی ممکن است برای مدتی سیاست صبر راهبردی را در پیش بگیرد، اما هرگز اجازه نخواهد داد امنیت پایدار تجارت جهانی و جریان انرژی برای مدت طولانی در گرو یک گلوگاه پرتنش باقی بماند.
هنگامی که یک مانع به تهدیدی برای اقتصاد جهانی تبدیل شود، قدرتهای بینالمللی، دیر یا زود، راهی و لو پر هزینه برای عبور از آن خواهند یافت. بنا بر این روند توافق و کاهش تنش میان ایران و آمریکا، فارغ از اختلاف نظرهای سیاسی درباره جزئیات آن، از حمایت بخش قابل توجهی از جامعه جهانی برخوردار است؛ زیرا ثبات در خلیج فارس و امنیت انتقال انرژی مطالبه مشترک بسیاری از کشورها و بازیگران بینالمللی است و مخالفان این روند که در راس آنها اسراییل قرار دارد، بیش از هر موضوعی استمرار بحران را با منافع راهبردی خود همسو میدانند.
حوادث چند روز اخیر که به دنبال هدف قرار گرفتن چند نفتکش در آبراهه های کشور عمان در تنگه هرمز اتفاق افتاد و مجددا شعله جنگ را بر افروخت گواهی بر لبه تیز شمشیری است که به سرعت فرصت را از تهدید جدا میکند. ایالات متحده در واکنش تند نسبت به این رویداد، فرصتی برای تثبیت نقش ژاندارم مطلق منطقه و جهان و به ویژه تاکید بر ادعای نقشآفرینی در تنگه هرمز پیدا کرد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 442664 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.