جبهه ی اصلاحات پس از مدتی سکوت، به تازگی بیانیه ای در مورد لزوم پیگیری فعال دیپلماسی برای پایان جنگ در کشورمان منتشر کرده است. این جبهه از اقداماتی که رئیس جمهور و تیم مذاکره کننده تا به اینجای کار صورت داده اند، تقدیر کرده است.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
جبهه ی اصلاحات پس از مدتی سکوت، به تازگی بیانیه ای در مورد لزوم پیگیری فعال دیپلماسی برای پایان جنگ در کشورمان منتشر کرده است. این جبهه از اقداماتی که رئیس جمهور و تیم مذاکره کننده تا به اینجای کار صورت داده اند، تقدیر کرده است. جبهه ی اصلاحات هم مانند عموم مقامات نظام بر حفظ وحدت و یک صدایی در مقابل امریکا و اسرائیل اصرار کرده اند و از آسیب هایی که شکاف در سطوح تصمیم گیری بر کشورمان وارد می کند، سخن گفته اند و پیامدهای ناگوار درگیری نظامی را یادآور شده اند.
اما این بیانیه ی کوتاه و شفاف با واکنش های بسیاری در فضای سیاسی ایران روبه رو شده است. این بیانیه در محتوای خود تفاوت چندانی با بیانیه ها و اظهارنظرهای سایر مقامات و چهره های سیاسی ایران ندارد.
به همین دلیل این پرسش مطرح می شود که چرا وقتی جبهه ی اصلاحات همان حرف هایی را تکرار می کند که دیگران گفته اند، جنجال به پا می شود. برخی زمان انتشار بیانیه را عامل اصلی این جنجال می دانند و بر این باورند این زمان بندی با این هدف صورت گرفته است که نقش تندروها در آغاز مجدد درگیری با امریکا را پررنگ کند. از این رو، تندروها به آن حمله می برند و گله می کنند که اصلاح طلبان فراموش کرده اند در این بیانیه بر این نکته ی بدیهی تاکید کنند که امریکا به کشورمان حمله کرده است.
برخی بر این باورند که سکوت طولانی اصلاح طلبان و انتخاب شرایط فعلی برای اظهارنظر در خصوص صلح و مذاکره، نشان از تغییر نگرش این جبهه دارد. برخی آنها را متهم می کنند که پیش از این، سکوت کرده بودند چون گمان می کردند که کار نظام تمام است و به این علت امروز از صلح صحبت می کنند که به این نتیجه رسیده اند که امریکا توان شکست قدرت نظامی ایران را ندارد. از این رو اصلاح طلبان را به ستون پنجم بودن متهم می کنند و می گویند این دسته به دنبال آن هستند که آن کاری را در ایران انجام دهند که امریکا موفق به انجام آن نشد. اما به نظر می رسد این تحلیل واقعیت را معکوس کرده است چون در دوره ی جنگ چهل روزه، ایران در عرصه ی نظامی قوی تر از حال حاضر ظاهر شده بود.
اصلاح طلبان متهم هستند به اینکه خواستار تغییر نظام در ایران شده اند. هر چند عملکرد جبهه ی اصلاحات پس از جنگ، روادارانه و همدلانه بوده است و سکوت این جبهه بیشتر از هر چیزی، در جهت همراهی با نظام بود. چرا که جبهه به این نتیجه رسیده است که تنها راه برای حفظ منافع ملی، حداقل در مقطع فعلی حمایت از نظام است.
به نظر می رسد حمایت جبهه از مذاکرات خود نشانه ای روشن از این امر باشد. با این حال، تندروها صحبت از مذاکره را مساوی با زمین گذاشتن اسلحه ها و تسلیم بی قید و شرط در مقابل دشمن می دانند، به خصوص وقتی آن را از زبان رقیب دیرینه ی خود می شنوند.
اما تندروها باید به این نکته توجه کنند که با لگد زدن به جبهه ی اصلاحات، آنها لگدی نیز به خود می زنند. وقتی تندروها می گویند نیت واقعی اصلاحات طلبان تغییر نظام است، در واقع به زبانی دیگر اذعان می کنند که در ایران، یک جبهه ی فعال سیاسی که از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار است و در رقابت با تندروها، موفقیت چشم گیری داشته است، خواستار تغییر نظام است. این هیچ با تصویر اتحاد و انسجام ملی در همراهی با نظام همخوانی ندارد. به نظر می رسد تندروها شانس آورده اند که اصلاح طلبان، چنین نیتی ندارند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 442933 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.