سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان اخیرا گفته: «برکات تحریم را میدانم با تحریم باید زندگی کرد.» این سخن برای برخی گران آمد و نسبت به آن واکنش نشان دادند و در رد برکت نبودن تحریم ها، سخنها راندند.
نسیبه پیرایش
سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان اخیرا گفته: «برکات تحریم را میدانم با تحریم باید زندگی کرد.» این سخن برای برخی گران آمد و نسبت به آن واکنش نشان دادند و در رد برکت نبودن تحریم ها، سخنها راندند. آقای عراقچی هم وقتی با این واکنشها روبرو شد با انتشار متنی در کانال تلگرامی خود نوشت: «این سخن نه به معنای رضایت دادن به تحریم است و نه سبک شمردن فشارهایی که بر مردم و اقتصاد کشور تحمیل شده؛ بلکه بیان یک واقعیت تلخ و در عین حال آموزنده است.
تحریم به ما آموخت که کشور را نمیتوان بر یک ستون واحد اداره کرد؛ نه بر نفت، نه بر چند مسیر محدود، نه بر چند بندر خاص و نه بر تعداد معدودی شریک تجاری. تحریم ما را ناگزیر کرد بزرگتر بیندیشیم، گزینهها را متنوعتر ببینیم و مقاومتر عمل کنیم؛ به سمت فاصله گرفتن از اقتصاد تکمحور نفتی حرکت کنیم، صادرات غیر نفتی را جدی بگیریم، بازارهای جدید را شناسایی کنیم و مسیرهای تازهای برای تجارت و تعامل اقتصادی بیابیم. از دل همین فشارها، استقلال و بلوغ صنایع مختلف کشور ـ بهویژه صنایع دفاعی و موشکی که در بزنگاههای حساس حافظ امنیت این سرزمین بودهاند ـ شکل گرفت و پیشرفتهای علمی و فناورانه شتاب گرفت.»
اما این توضیحات بدتر باعث عصبانیت همان عده شد و نوشتند: «عراقچی میگوید که تحریم به ما آموخت کشور را نمیتوان بر یک ستون واحد اداره کرد. آیا امروز اداره کشور جز بر ستون صادرات نفت به چین و صادرات فرآوردههای نفتی و پتروشیمی است؟ آقای عراقچی باید توضیح بدهد صادرات غیرنفتی که تحریم به ایشان آموخته جدی بگیرند دقیقا چه کالاها و و محصولاتی هستند؟ عراقچی باید بگوید که کدام صنایع ما بر اثر تحریم بالغتر از گذشته شدهاند؟ مگر نه اینکه فشار تحریم کشور را چنان در تنگنای انرژی قرار داده است که همان صنایع پیش از تحریم ما هم امروز به دلیل قطع برق و گاز یارای تولید ندارند؟»
در این میان اما مردم که سالهاست گوششان از این حرفها پر است دیگر نه از وزیر و نه حتی از رئیس جمهوری که پیش از این وعده رفع تحریمها را داده بود، توقعی ندارند که لااقل این سخنان را به زبان نیاورند. چون میدانند که این همان رویه ای است که در پنج دههی اخیر، در همه ارکان اداره این کشور شکل گرفته و قابل تغییر نیست. رئیس جمهور وقتی هنوز انتخاب نشده و با مردم است از مردم میگوید و وقتی بر صندلی ریاست تکیه زد، میشود تدارکاتچی.
وقتی بالاترین مقام اجرایی این کشور با مردم از انسجام داخلی در برابر تهدید خارجی سخن میگوید اما در عمل نمیتواند جلوی مافیایی را که بر کل ارکان کشور از جمله اقتصاد چنبره زدهاند و هدف اصلی داخلیشان بر هم زدن همین انسجام ملی با موج گرانیهاست تا با افزایش نارضایتیها، بستر حمله دوم اسرائیل را مهیاتر کند، مردم جز اعتراض راهی ندارند اما هزینه اعتراض مردم با تهدید تمامیت ارضی کشور چنان سنگین شده که نفس ها را در گلو حبس میکند.
از این رو به نظر میرسد اگر بار دیگر قرار است در کشور انقلابی روی دهد، این بار این انقلاب نه در مردم که در ارکان حکومت باید رخ دهد. اما به نظر می رسد هنوز کسی از میان قدرتمندانی که داعیه وطن دوستی دارند، این شجاعت را ندارد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 432851 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.