… – «نه، ممنون. زحمت نمیدم. به مریم بگین آماده شه بیاد پایین؛ باهم بریم بیرون. مرسی. من تو ماشین منتظرم.»
چند دقیقه بعد مریم با اخم و تخم در را باز کرد و داخل ماشین نشست. با دلخوری گفت: «سلام.»
سعیده پیرایش
… – «نه، ممنون. زحمت نمیدم. به مریم بگین آماده شه بیاد پایین؛ باهم بریم بیرون. مرسی. من تو ماشین منتظرم.»
چند دقیقه بعد مریم با اخم و تخم در را باز کرد و داخل ماشین نشست. با دلخوری گفت: «سلام.»
شهاب جواب سلامش را نداد. دستهگل و جعبهٔ هدیه را جلو گرفت. «معذرت.»
مریم هنوز نمیدانست چه بگوید که شهاب ادامه داد: «به مناسبت آشتیمون بریم بیرون غذا بخوریم… مهمون تو!»
بعد خندید. مریم با دیدن انگشتر نرم شد، لبخند زد و در را دوباره محکم بست. شهاب حرکت کرد. بعد از ظهر که به خانه برگشت، مادر کلافه روی کاناپه نشسته بود. شهاب سلام داد و پرسید: «چه خبر؟ رفتی؟»
مادر گفت: «علیکسلام. بله رفتم. اون بیچاره اصلاً خبر نداشت ساغر داره ازدواج میکنه. از من شنید، جا خورد.»
شهاب چند لحظه به چهرهٔ مادرش نگاه کرد؛ زیر نور غروب که از پنجره روی فرش افتاده بود، فنجان چای در دست مادر رنگ گرمتری پیدا کرده بود. بعد نفس عمیقی کشید و بیحرف به اتاقش رفت.
نگاهی به میز و تخت انداخت، بعد روبهروی آینهٔ قدی ایستاد. کتش را از تن در آورد و در جا لباسی گذاشت. هنگام عوضکردن لباس، یاد محمد افتاد. گوشی را برداشت و شمارهاش را گرفت.
«بابا خوبی؟ دوست داری بریم بیرون بگردیم؟»
کودکِ بیخبر از همهجا ذوقزده گفت: «بله! کی میای دنبالم؟»
– «فردا میام. بعد از مدرسه درساتو زود بخون، میام دنبالت.»
روز بعد، شهاب با کلی خوردنی دمِ در منتظر محمد بود. محمد، در حالی که از میان کوهی از لباس فقط چشمانش پیدا بود، مثل یک پنگوئن به سمت اتومبیل رفت. شهاب از دیدن این همه بامزگیِ فرزندش خندید.
محمد دست به دستگیرهی در برد، اما نمیتوانست آن را باز کند. شهاب از داخل در را باز کرد و کمی هل داد. محمد بهزحمت نشست، ولی باز هم نتوانست در را محکم ببندد. شهاب روی او خم شد و در را بست. بعد شالگردنش را کمی پایین داد؛ لپهای گرد محمد بیرون افتاد. شهاب او را بوسید و راه افتاد.
با هم به پارک رفتند و بازی کردند. ناهار خوردند و در حال برگشت بودند که شهاب موضوع را به سمت ساغر و کمال کشید. پرسید:
«عزیزم، این کمال باهات که بدرفتاری نمیکنه؟
اگه تو رو زد، زود بیا به من بگو، حسابشو برسم.»
ادامه دارد
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 432044 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.