چند روز پیش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن با اشاره به تقابلهای تاریخی ایران و یونان، ادعایی مکرر را بازگو کرد.
نسیبه پیرایش
چند روز پیش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن با اشاره به تقابلهای تاریخی ایران و یونان، ادعایی مکرر را بازگو کرد. او گفت: «در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، سپاهیان خشایارشا به آتن رسیدند و زیارتگاههای آن را به آتش کشیدند و مردمی که مقاومت کردند، در دژ سنگی آکروپولیس سنگر گرفتند.» این خطابه روبیو، موجی از واکنشهای احساسی را در فضای داخلی ایران برانگیخت.
واکنشها طیف گستردهای داشتند؛ از کسانی که با ارائهی فکتهای تاریخی تلاش کردند بیسوادی روبیو را فاش کنند و بر نیت او برای توجیه خشونت ساختاری انگشت بگذارند، تا کسانی که با رویکردی ملیگرایانه، بر پیروزیهای تاریخی ایران تأکید داشتند. در مقابل، گروهی دیگر با نگاهی جامعهشناسانه، موضوع را از زاویهای متفاوت بررسی کردند. آنها معتقد بودند این واکنشهای تند، بیش از آنکه محصول نیت روبیو باشد، ریشه در بحرانهای ساختاری داخلی دارد. از نظر این گروه، جامعهای که تحت فشار سالها تنگناهای اقتصادی و سیاسی، پیوند خود با جهان را از دست داده، ناخودآگاه به تاریخ باستان پناه میبرد؛ چرا که تاریخ، تنها سنگر باقیمانده برای حفظ غرور و هویت است. در میان این تقابلِ «تاریخ در برابر واقعیت»، واکنشهای رسمی نیز راه خود را از مسیر تحلیل منطقی و دیپلماتیک جدا کردند.
سردار محسن رضایی، در گفتگویی در پاسخ به سوال مجری درباره آخرین تحولات در حوزه دیپلماسی و مذاکرات؛ در حالی که تاکید میکرد: «دیپلماسی ما تغییر کرده و دیگر به دیپلماسی گذشته بر نمی گردیم. در عمل پاسخی که به سخنان روبیو ارائه داد، دقیقاً همان ادبیاتِ قدیمی و تقابلی بود. او گفت: «من به آقای روبیو میگویم که بزرگتر از شماها تا حالا بارها آرزو داشتند به ایران بیایند. در قریب چند هزار سال آرزو داشتند وارد ایران شوند، ایران را بگیرند و ملت ایران را از بین ببرند؛ ملت ایران همه آنها را شکست داد و نامشان امروز در تاریخ نیست، ولی ملت ایران سرفراز و عزتمند در تاریخ ماندگار بوده، هستند و خواهند بود.»
او در واقع با بازگشت به روایتهای کلاسیک از شکستِ دشمنان در طول تاریخ، عملاً از ارائه هرگونه تصویر روشن از «دیپلماسی جدید» خودداری کرد. وقتی پاسخ به یک تحریکِ هوشمندانه، تنها با بازخوانیِ حماسههای گذشته همراه باشد، فراتر از یک پاسخِ سیاسی، نوعی فرار از واقعیتِ پیچیده امروز است. روبیو با استفاده از تاریخ، سعی در مهندسی افکار عمومی داشت و واکنشهای متکی بر شعار، دقیقاً همان چیزی بود که او برای مدیریتِ بحران و انحراف از مسائل اصلی، به دنبال آن بود. این شکاف میان «ادعای تغییر رویکرد» و «عملکردِ شعارگونه»، دقیقاً همان چیزی است که میتواند تحلیلهای سیاسی را به بنبست بکشاند. اما پرسش اساسی اینجاست: این «دیپلماسی جدید» اصلاً چیست و بر چه پایههایی استوار است؟ پرسشی که پاسخ به آن، شکاف میان ادعا و واقعیت را بیش از پیش آشکار میکند. در هر صورت، تودههای مردم همچنان با نوعی امیدواری به دیپلماسی مینگرند؛ آنها منتظرند تا ببینند آیا این رویکردِ جدید، واقعاً ابزاری برای خروج از بحرانهای کنونی خواهد بود یا تنها پوششی جدید برای همان رفتارهای تکراری گذشته است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 455608 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.