مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب فراتر از یک آئین رسمی، به سنگ محکی برای سنجش عیار مشروعیت و اقتدار نظام بدل شد. حضور میلیونی مردم که بخش قابل توجهی از آن با انگیزه «طلب حلالیت» برای قضاوتهای پیشین رقم خورد، نشاندهندهی فرو ریختن دیوارهای پیش داوری در برابر شخصی بود که سالها با قضاوت های تند عمومی مواجه بود.
نسیبه پیرایش
مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب فراتر از یک آئین رسمی، به سنگ محکی برای سنجش عیار مشروعیت و اقتدار نظام بدل شد. حضور میلیونی مردم که بخش قابل توجهی از آن با انگیزه «طلب حلالیت» برای قضاوتهای پیشین رقم خورد، نشاندهندهی فرو ریختن دیوارهای پیش داوری در برابر شخصی بود که سالها با قضاوت های تند عمومی مواجه بود.
این تغییر رویکرد عمومی به ویژه در رابطه با سیاستهای خارجی که ایشان در پیش گرفته بودند، از همه برجستهتر بود. خیلیها از جمله طیفهای سکولار و لیبرال که سالها بر سیاستهای ایشان در قبال اسرائیل و تقویت جبههی مقاومت نقد داشتند اما با وقوع جنگ و پس از مواجهه با واقعیتهای سخت خاورمیانه، مشخص شد که نگاه ایشان تا چه حد با واقعیتهای قدرت همخوانی داشته است.
حالا پس از قرنها، ایران، یک ساختار نظامی کارآمد با تسلیحات نظامی توانمند را در اختیار دارد که میراث خامنهای شهید خواهد بود و در تاریخ به پای ایشان نوشته خواهد شد.
اما در جبههی سیاست داخلی، ماجرا متفاوت است. اگرچه ایشان مدیریت امور اجرایی را به دولتها واگذار کرده بودند، اما به دلیل جایگاه فرادستی رهبری، در بحرانهای بزرگ جامعه – مثل اعتراضات مربوط به معیشت یا حوادث دی ماه- معترضان مستقیما ایشان را خطاب قرار میدادند. مطالبات اقتصادی، امنیتی و آزادی معترضان، امروز، با شهادت ایشان به پایان نرسیده، بلکه تبدیل به پرسشهای تاریخی شده است.
چرا با وجود تاکیدات مداوم ایشان بر بهبود وضعیت اقتصادی، اوضاع معیشت مردم هر سال بدتر و آشفتهتر از سال قبل میشد؟ چه سیاستهایی این آشفتگی را تشدید میکرد و چه دستهای پنهانی، مانع از اصلاح ساختارهای بیمار اقتصادی میشدند؟ سوالات مربوط به آزادیها و امنیت هم از این دست است.
مسئلهی حصر و زندانیان سیاسی که هزینههای سنگین بینالمللی را به ملت و حتی به اعتبار نظام تحمیل کرده است، همچنان یک زخم باز است. یا بحث انتخابات و گزینشهای غیر قانونی استصوابی که اگر چه حقوق بسیاری را ضایع و حق انتخاب مردم را محدودتر و سختتر کرد اما باز هم هر دوره سختگیرانهتر اجرا شد.
یا نحوه مدیریت صدا و سیما، رسانهای که به تندروها واگذار شده و با از دست دادن اعتبار و مرجعیتش، به جای خدمت به ملت بیشتر اعتماد عمومی را از بین برده است و باز هم به ادامهی این روند اصرار می شود.
اینها و سوالات فراوان دیگر، مواردی است که تاریخ به آنها پاسخ خواهد داد و بهترین قضاوت را خواهد کرد. تاریخ قاضی منصفی است اما تا آن زمان این پرسشهای بیپاسخ مانند آتشی زیر خاکستر در بطن جامعهی ایران باقی خواهد ماند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 442670 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.