اعتراضات بیسابقه به محدودیتهای پوشش در مدارس جمهوری آذربایجان، موج جدیدی از تنشهای اجتماعی را در این کشور ایجاد کرده است.
نسیبه پیرایش
اعتراضات بیسابقه به محدودیتهای پوشش در مدارس جمهوری آذربایجان، موج جدیدی از تنشهای اجتماعی را در این کشور ایجاد کرده است. ماجرا از ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز شد؛ زمانی که دولت باکو با اصلاح مقررات لباس فرم مدارس، پوششهایی را که با ماهیت سکولار آموزش دولتی مغایرت داشت، ممنوع اعلام کرد. اگر چه در متن مصوبه اشاره مستقیمی به حجاب نشده، اما اجرای آن از اوایل اکتبر عملاً به جلوگیری از ورود بسیاری از دختران محجبه به مدارس شده است. با تشدید نظارتها، تصاویر دخترانی که پشت درهای مدارس ماندهاند، اعتراض همکلاسیهایشان، تحریم کلاسهای درس و گزارش فشار بر معلمان محجبه برای برداشتن روسری یا استعفا، موجی از واکنشها را برانگیخته است. در همین راستا وزارت کشور جمهوری آذربایجان از بازداشت دستکم ۳۷ نفر در ارتباط با این اعتراضات خبر داده است.
نکته قابل توجه، شکل گیری یک موج از همبستگی متفاوت در جامعه آذربایجان است. گزارشها حاکی از آن است که بسیاری از زنان و دخترانی که پیشتر حجاب نداشتند، برای حمایت از دانش آموزان و به نشانه اعتراض، حجاب بر سر می کنند. این اقدام نمادین در شبکه های جتماعی نیز با انتشار ویدئوهایی با «شعار آزادی حجاب» در حال گسترش است.
این اتفاقات اما جامعه دو قطبی ایران را هم به واکنش واداشته است. با بازگشت به وقایع چند سال گذشته و اعتراضات ایران، در جریان جنبش ـ زن، زندگی، آزادی» شاهد یک پارادوکس جالب هستیم. در آن دوران در حالی که مردم برای حق انتخاب و آزادی پوشش مبارزه می کردند، گروهی از معترضان در حمایت از انها، حجاب از سر برداستند تا همبستگی خود را نشان دهند. درست برعکس چیزی که الان در آذربایجان جریان دارد. علاوه بر این، تقابل دیدگاه ها در مورد قانون نیز جابه جا شده است.
در بحران پوشش در ایران، کسانی که مخالف پوشش اجباری بودند، از حق انتخاب سخن می گفتند، در حالی که مخالفان، بر اجرای سخت گیرانه ی قانون تاکید داشتند. اما در واکنش به اعتراضات آذربایجان، شاهد جابه جایی این دو طیف هستیم، کسانی که پیش از این مدافع آزادی پوشش بودند، اکنون با شعار قانون، قانون است»
از اجرای مصوبات حمایت می کنند و کسانی که به پوشش مذهبی معتقد بودند، اکنون از حق انتخاب و آزادی پوشش دم می زنند.
این تغییر مواضعِ ناگهانی، نشان میدهد که مسئلهی پوشش در ایران شاید فراتر از یک تقابل سیاسیِ صرف بیشتر بازتابی از سلیقهها و باورهای درونی مردم در مواجهه با دنیای مدرن است. در واقع، این جابهجاییِ نقشها، شکاف میان دو گروه از مردم را نشان میدهد: کسانی که سکولاریسم را به عنوان الگوی زیست خود پذیرفتهاند و کسانی که همچنان با باورهای دینی خود همسو هستند و در شرایط مختلف، از جایگاه خود در این تقابل دفاع میکنند.
یگ نکته جالب دیگر این است که سکولاریسم حکومتی در آذربایجان، معترضان را به «عامل ایران بودن» متهم میکند تا از این طریق، موج اعتراضات را در قالب حس ملیگرایی سرکوب کند؛ درست همان رویکردی که چهار سال پیش در ایران برای بیاعتبار کردن معترضان به کار گرفته شد. این الگو پرده از یک واقعیت تلخ برمیدارد: در جوامع اسلامی، شکاف میان مذهبیها و سکولارها به ابزاری در دست دولتها برای تولید ترس و کنترل جامعه تبدیل شده است. این شکاف عمیق، چالش بزرگی برای نخبگان و روشنفکران است؛ چرا که اگر این تضادها مدیریت نشود، امنیت و ثبات کشورها در برابر این دست بازیهای سیاسی به شدت آسیب خواهد دید.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 456734 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.