در فضای سیاسی ایران به تازگی میان کسانی که خواستار پایان جنگ هستند و کسانی که جنگ با امریکا را ضروری می دانند، دعوای جدیدی شکل گرفته است.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
در فضای سیاسی ایران به تازگی میان کسانی که خواستار پایان جنگ هستند و کسانی که جنگ با امریکا را ضروری می دانند، دعوای جدیدی شکل گرفته است. صلح طلبان بر این باورند که رفتارها و خواسته های افراطی برخی از تندروها که نفوذ و قدرت قابل توجهی در بخشهای مختلف نظام دارند، سبب شروع مجدد جنگ شد. تندروها در مقابل تاکید می کنند که ایران مفاد تفاهم نامه را نقض نکرده است و این امریکا بود که با نقض تفاهم نامه، ایران را وادار به واکنش کرد.
در این میان، مقامات رسمی کشور و دستگاه دیپلماسی ایران طبیعتا باید از موضع ایران در عرصه ی بین المللی دفاع کرده و اقدامات نظامی ایران را در تنگه ی هرمز توجیه کنند.
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ی پیشین ایران، به تازگی مقاله ای در مجله فارن افرز منتشر کرده است و خواستار توقف جنگ شده است. او نوشته است که تفسیرهای متفاوت دو طرف از بندهای تفاهم نامه عاملی بود که سبب از بین رفتن آن شد. در حالی که ایران بند مربوط به تنگه ی هرمز را چنین تفسیر می کرد که امریکایی ها به ایران اجازه خواهند داد که مدیریت تنگه را به دست بگیرد و با کشورهای منطقه به ویژه عمان برای انجام این کار رایزنی کند، طرف امریکایی باور داشت که پس از گشودن تنگه، نیازی به رعایت ترتیباتی که ایران وضع می کند، ندارد.
این بند تفاهم نامه، حاصل کشمکش های فراوان در فضای داخلی ایران بر سر مسئله تنگه ی هرمز است. تیم مذاکره کننده ای که به ریاست قالیباف با امریکا به توافق رسید، به این نکته آگاه بود که باز شدن بی چون و چرای تنگه در ایران مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت و ایرانی ها پذیرش چنین چیزی را مساوی با شکست خود می دانند.
برخی گزارش ها در رسانه های امریکایی تاکید می کنند که واشنگتن نمی تواند از طریق حمله ی نظامی بر اراده ی سیاسی تهران اثر بگذارد و چاره ای جز بازگشت به مذاکره با ایران ندارد. به نظر می رسد آمریکایی ها از اینکه بتوانند با نظام مستقر در ایران به توافق برسند، ناامید شده اند. روزنامه ی کیهان نیز بر این نکته تاکید می کند که اختلافات دو کشور با مذاکره حل نمی شود و یکی از دو طرف باید از اصول خود بگذرد.
برخی به این نتیجه رسیده اند که امریکا قصد دارد نظام را در ایران تغییر دهد و این کار را تنها راه پیشبرد منافع و خواسته های خود در منطقه، از جمله تضمین باز ماندن تنگه ی هرمز می داند. در دوران جنگ چهل روزه نیز رسانه های ایرانی تاکید می کردند که ترامپ به دلیل باور به امکان تغییر رژیم در ایران دست به حمله به کشورمان زد و زمانی که دید این امر میسر نیست، ناچار شد آتش بس را بپذیرد. با این حال، همین رسانه ها تاکید می کنند که قصد امریکا از مذاکره نیز همان تغییر رژیم در ایران است.
اما ظریف این دو ایده را در مقابل هم قرار می دهد: امریکا یا برای تغییر رژیم در ایران خواهد جنگید یا با نظام مستقر در ایران، توافق خواهد کرد. او نوشته است که واشنگتن قادر به حذف نظام سیاسی ایران نیست. تنها از مسیر دیپلماسی، دستیابی به یک توافق صلح نوین و شگل گیری یک ساختار امنیتی منطقه ای و درون زا است که توسط کشورهای منطقه برای کشورهای منطقه ساخته می شود و ایالات متحده مجالی می یابد که توجه خود را به دیگر نقاط معطوف سازد.
مشکل این است که ظریف راه حل جدیدی برای مشکل ندارد. ایران یک بار مسیری را که او پیشنهاد می دهد در جریان تفاهم نامه ی صلح اسلام آباد پیش گرفته بود اما به اذعان خود او، این تفاهم نامه از همان ابتدا محکوم به شکست بود.
ایران می تواند خواستار آن شود که کشورهای منطقه برای طراحی سازوکاری جدید در مدیریت تنگه با آن همکاری کنند اما پذیرش این مسئله از جانب امریکایی ها نمی تواند آنها را وادار به خروج از خلیج فارس کند که خواسته ی اصلی ایران در رابطه با تنگه ی هرمز است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 443071 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.