ظاهراً سفر رئیسجمهور به نیویورک، سخنرانی، مصاحبه و دیدارهای او در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل تا حدی پاسخ داده و دستکم آتش جنگ تبلیغاتی که ترامپ و همپیمانان منطقهای و فرامنطقهایاش علیه ایران به راه انداخته بودند، تا اندازهای فروکش کرده است.
نسیبه پیرایش
ظاهراً سفر رئیسجمهور به نیویورک، سخنرانی، مصاحبه و دیدارهای او در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل تا حدی پاسخ داده و دستکم آتش جنگ تبلیغاتی که ترامپ و همپیمانان منطقهای و فرامنطقهایاش علیه ایران به راه انداخته بودند، تا اندازهای فروکش کرده است.
این تغییر فضا را میتوان از واکنش شبکههای فارسیزبان خارج از کشور دریافت؛ جایی که دوباره به بحث حقوق بشر بازگشتهاند و بخش عمدهای از زمان برنامههای خود را به این موضوع اختصاص میدهند.
با این اوصاف، شکستن موقت موج تبلیغاتی در نیویورک، شاید یک برد تاکتیکی در قاب تلویزیون باشد، اما واقعیت میدانی نشان میدهد سایه جنگ و انسداد اقتصادی همچنان بر سر کشور سنگینی میکند. طی روزهای اخیر شاهد بودیم که شرکتهای هواپیمایی ایران از برخی مسیرهای حیاتی منطقهای کنار گذاشته شدهاند و بانک تجاری اصلی ایران نیز از انجام تراکنش در امارات متحده عربی و ترکیه منع شده است؛ اقداماتی که در امتداد تحریمهای پیشین و ادامه محاصره دریایی آمریکا علیه ایران رقم خوردهاند.
آمریکاییها حتی سراغ کشورهایی نظیر جمهوری آذربایجان و گرجستان نیز رفتهاند و آنها نیز پروازهای خطوط هوایی ایران را به حالت تعلیق در آوردهاند. با این حال، هنوز کورسوهایی برای ارتباط با جهان باقی است؛ ماهانایر همچنان به چین و روسیه، دو شریک اصلی ایران، پرواز دارد، هر چند وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر شرکتها و شبکههای مرتبط با ایران را در هر دو کشور تحریم کرده است.
در این میان، در حالی که وزیر امور خارجه ایران از طرح بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز سخن میگوید، اما رسانههای آمریکایی مدعی رد این طرح از سوی کاخ سفید هستند؛ ادعایی که هر چند تا لحظه نگارش این یادداشت به طور رسمی تایید نشده اما دور از انتظار هم نیست.
اما این تناقض میان نمایش دیپلماتیک و واقعیت محاصره، یک پیام روشن برای تهران دارد: دیپلماسی به بن بست رسیده است؛ بنبستی که شاید تنها حسن آن، پایان دادن به توهمات در تهران و شکلگیری یک اجماع ناگزیر میان سیاستگذاران برای انتخابهای سخت پیش رو باشد. اتفاقی که اگرچه دیر، اما برای بقا و گذار از این برهه ضروری است.
سالهاست سیاست خارجی ایران میان دوگانهسازی فرسایشی «میدان» و «دیپلماسی» و امید بستن به گشایشهای مقطعی معلق مانده است. شکست این تلاشها و نمایان شدن دیوارهای بلند محاصره، این پیام صریح را به ساختار قدرت مخابره میکند که زمان برای بازیهای جناحی و مانورهای کم اثر به سر آمده و حاکمیت ناچار است به یک اجماع واقعی بر سر هزینه- فایده بقا، تابآوری جامعه و تصمیمهای سخت ژئوپلیتیک تن دهد، اجماعی که هر چند دیر و زیر بار سنگین بحران شکل میگیرد اما تنها مسیر خروج از بلاتکلیفی است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 453897 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.