درگیری های نظامی هفته ی گذشته در آسیای غربی، با رویدادهای نظامی پیشین تفاوت های قابل توجهی داشت و پرسشهای بسیاری را برانگیخت.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
درگیری های نظامی هفته ی گذشته در آسیای غربی، با رویدادهای نظامی پیشین تفاوت های قابل توجهی داشت و پرسشهای بسیاری را برانگیخت. هفته ی گذشته، پس از آنکه ترامپ ایران را مسئول سقوط یک بالگرد امریکایی در خلیج فارس دانست، ارتش امریکا عملیات جدیدی را علیه کشورمان آغاز کرد و مناطق متعددی را از جنوب تا مرکز کشور مورد حمله قرار داد. مهم ترین تفاوت این حملات با رویدادهای پیشین این است که ارتش امریکا برای نخستین بار در یک سال گذشته، به تنهایی و بدون همکاری اسرائیل به ایران حمله کرد، در حالی که اسرائیل به حملات خود در لبنان و سوریه ادامه داد.در مقابل، ایران پایگاه های امریکایی و مراکز راداری در بحرین، کویت و اردن را هدف گرفت، اما موشکی از جانب ایران به سوی اسرائیل شلیک نشد.
نکته ی دیگر این است که چند روز پیش از این درگیری شبانه، اسرائیل با شکستن آتش بس به جنوب بیروت حمله کرد که با واکنش سریع ایران همراه بود. در پاسخ به حمله ی موشکی ایران، اسرائیل برخی اهداف نظامی و غیرنظامی را در ایران هدف قرار داد اما امریکا مانع از گسترش درگیریها شد و از اسرائیل خواست دست از حمله به ایران بکشد. با وجود این، چندی بعد خود، ایران را مورد حمله قرار داد.
تا کنون اخبار چندانی در مورد شدت آسیب های وارده بر طرف های درگیری منتشر نشده است. با این حال، در ایران بسیاری از رسانه ها بر این باورند که درگیری های اخیر صرفا یک بازی نمایشی بوده است و ترامپ قصد نداشته با حمله به ایران از میز مذاکرات کنار برود بلکه صرفا این عملیات را تدارک دیده است تا وجهه ی بین المللی خود را حفظ کند و این پیغام را برساند که امریکا در میدان نبرد پیروز شده و شروط خود را بر ایران تحمیل کرده است.
شاهد این مدعا آن است که متن توافق احتمالی نسبت به تفاهم نامه ی پیشنهادی پیشین ایران تغییر چندانی نکرده است. این رویکرد نشان می دهد که به باور طرف ایرانی، درگیری شبانه ی اخیر احتمالا آخرین تحرک نظامی امریکا علیه کشورمان خواهد بود و توافق میان ایران و امریکا انجام خواهد شد.
هر چند ترامپ مدعی شده است که رسانه های ایرانی در مورد متن توافق دروغ می گویند و ایران با نابودی اورانیوم غنی شده ی خود موافقت کرده است، توافق احتمالی پیش رو، دستاورد خاصی برای ایران و امریکا ندارد و گویی دو طرف صرفا توافق می کنند که در آینده توافق کنند، هر چند هر دو طرف به این نکته آگاهند که این احتمال وجود دارد که نتوانند در آینده به توافق برسند. این تفاهم نامه صرفا بر مسئله ی تنگه ی هرمز تمرکز کرده است به طوری که اگر تنگه ی هرمز بسته نبود، اصلا نیازی به این توافق وجود نداشت.
ترامپ چند ساعتی پیش از آنکه از توافق با ایران خبر دهد، مدعی شد که امریکا موفق شده است میلیون ها بشکه نفت را بدون اطلاع ایران از خلیج فارس خارج کند. اگر این ادعا صحت داشته باشد و برگ برنده ی ایران برای توافق بی اثر شده باشد، این پرسش مطرح می شود که امریکا چه نیازی به توافق برای گشودن تنگه دارد. رسانه های ایرانی هنوز این ادعا را تکذیب نکرده اند. کیهان صرفا به این نکته اشاره کرده است که 100 میلیون بشکه نفت در مقابل میزان نفتی که در شرایط عادی در مدت زمان 3 ماهه از تنگه صادر می شود، عدد ناچیزی است.
به نظر می رسد ایران و امریکا پس از امضای این توافق به نقطه ی پیش از آغاز جنگ چهل روزه باز می گردند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 441054 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.