مدتی است که نمایندگان مجلس از وضعیت این نهاد ناراضی هستند و بر این باورند که مجازی شدن جلسات مجلس، به تعویق افتادن درخواست نمایندگان برای استیضاح وزیران و سایر مسائل سبب شده است که قدرت تاثیرگذاری مجلس بر سیاست کشور کاهش یابد و مجلس به حاشیه برود.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
مدتی است که نمایندگان مجلس از وضعیت این نهاد ناراضی هستند و بر این باورند که مجازی شدن جلسات مجلس، به تعویق افتادن درخواست نمایندگان برای استیضاح وزیران و سایر مسائل سبب شده است که قدرت تاثیرگذاری مجلس بر سیاست کشور کاهش یابد و مجلس به حاشیه برود.
اما واقعیت این است که مجلس از زمانی که نمایندگان پیگیری خواسته های مردم را کنار گذاشتند و به جای آن خواسته های سیاسی و جناحی خود را دنبال کردند، جایگاه خود را از دست داد. از زمانی که اعتراضات عمومی در سطح جامعه هیچ بازتابی در مجلس پیدا نکرد و حتی خواسته های غیرسیاسی عموم نیز مورد بی اعتنایی مجلس قرار گرفت، یا شاید پیش از آن، از زمانی که شورای نگهبان با نظارت استصوابی خود، گزینه های موجود برای انتخاب نمایندگان را محدود کرد و گزینه های موجود چنان به یکدیگر شبیه شدند که انتخاب این یا آن فرد در نهایت تغییر محسوسی در ترکیب مجلس ایجاد نمی کرد، مجلس جایگاه خود را در ساختار سیاسی ایران از دست داد.
به عنوان مثال، پرونده های قتلی را در نظر بگیرید که قربانی آن زنانی هستند که به سبب تعصبات و باورهای طایفه ای به قتل رسیده اند و اولیای دم شکایتی از قاتل نداشته اند یا اینکه اولیای دم و قاتل یکی بوده اند. هر بار که پرونده ای از این دست افکار عمومی را آشفته می کند، عموم مردم خواستار اصلاح قانون و حمایت حاکمیت از قربانی می شوند اما نه تنها هیچ اقدامی برای پاسخ گویی به این خواست عمومی صورت نمی گیرد، مجلس و سایر نهادهای قانونی کشور که می توانند تاثیر مثبتی بر وضعیت جامعه بگذارند و با تدبیر چاره ی کار، مانع از وقوع دوباره چنین اتفاقات تاسف انگیزی شوند، آن را کاملا نادیده می گیرند.
همین نکته در مورد پرونده اعدام های سیاسی نیز صادق است. جامعه سالهاست که با احکام اعدام در پرونده های سیاسی مخالفت می کند اما نمایندگان مردم هیچ گاه این مخالفت را در مجلس بازتاب نمی دهند. چرا که این نمایندگان بیش از آنکه نمایندگان مردم باشند، خود را نمایندگان حاکمیت در مجلس می دانند و از این رو، آن دسته از گفته ها و خواسته های مردم را که خوشامد نظام نیست، اصلا در مجلس بازگو نمی کنند، چه برسد به اینکه راهی برای اجرای خواسته های مردم بیاندیشند. اگر قرار نیست نمایندگان در مجلس صدای ملت را به گوش نظام برسانند، این مجلس دقیقا چه گرهی از مشکلات کشور می گشاید؟
برخی نمایندگان تندروی مجلس با تعداد رای اندکی و بر پایه ی انتخاباتی به مجلس راه یافته اند که بخش بزرگی از جامعه اصلا در آن شرکت نکرده بودند. این دسته حالا می گویند که عده ای به آنها اجازه نمی دهند تا وظایف خود را به عنوان نماینده انجام دهند و مجلس را بی اثر کرده اند. آنها خود را با مصدق و کاشانی مقایسه می کنند و بر این باورند که دارند ممکلت را از دست خائنان نجات می دهند. این دسته خود را نمایندگان ملت مبعوث معرفی می کنند. این عبارت حاوی این رویکرد است که بخشی از مردم بیشتر از سایرین می فهمند و خواسته های آنها باید به خواسته های دیگران ترجیح داده شود چون آنها مبعوث شده اند. به نظر می رسد که نمایندگان مردم در مجلس نیز قرائت متفاوتی از بند التزام به نظام جمهوری اسلامی دارند. التزام به نظام اگر به معنی قبول صددرصد همه اعمال نظام باشد، طبیعتا هیچ محلی برای فعالیت نمایندگان و چهره های سیاسی باقی نمی گذارد و به نظر می رسد شورای نگهبان دقیقا با همین رویکرد نمایندگان مجلس را انتخاب می کند در حالی که کسانی که موافق نظارت استصوابی شورای نگهبان بر روند انتخابات هستند، بر این باورند که پذیرش نظام حاکم یک کشور به عنوان نظام مشروع لازمه ی شرکت در انتخابات هر کشوری است اما میان پذیرش این اصل و پذیرش تمام و کمال همه ی تصمیمات نظام و تک تک مواضع ریز و درشت آن کیلومترها فاصله است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 456737 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.