یک روزنامه ی ایرانی در مطلبی در مورد آینده ی اصلاحات، از محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران که رهبر جبهه اصلاحات به شمار می آید، خواسته است کاری در مورد وضعیت فعلی این جبهه بکند و به صراحت از افراد رادیکالی که خواستار اصلاحات بنیادین در نظام هستند، اعلام برائت کند.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
یک روزنامه ی ایرانی در مطلبی در مورد آینده ی اصلاحات، از محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران که رهبر جبهه اصلاحات به شمار می آید، خواسته است کاری در مورد وضعیت فعلی این جبهه بکند و به صراحت از افراد رادیکالی که خواستار اصلاحات بنیادین در نظام هستند، اعلام برائت کند.
“هفت صبح” اصلاح طلبان را برانداز می داند به این دلیل که پس از جنگ دوازده روزه به انتقاد از سپاه به سبب دخالت در عرصه ی اقتصاد پرداختند در حالی که سپاه پیش از آن با تمام توان در مقابل حملات اسرائیل ایستاده بود.
البته این وظیفه ی ذاتی تمامی نیروهای نظامی بوده و هست که در دوران جنگ از تمامیت ارضی کشور دفاع کنند همچنان که هلال احمر و سایر ارکان بهداشت و درمان کشور در این دوران، وظیفه داشتند به مجروحان و آسیب دیدگان امداد برسانند. انجام وظایف نمی تواند دلیل خوبی برای دخالت در اقتصاد یا سیاست مملکت و تحمیل اراده ی خود بر مردم ایران باشد.
اگر میانه روها در ایران این چنین مخالفان نظام را تهدید به حذف کنند و به اصلاح طلبان فشار بیاورند تا تنها روایت پذیرفته شده از جانب ایشان را تایید کنند، میانه روی دقیقا چه معنایی می تواند داشته باشد؟ اگر میانه روها نیز به اندازه ی تندروها، خواسته های مردم را هر چه که باشد، خیانت به امری مقدس در نظر بگیرند صرفا به این دلیل که با خواسته های شخصی ایشان یکی نیست، چگونه می توان به آنها میانه رو گفت و از تندروها متمایزشان کرد؟
این تندروی های میانه روها که حتی دامن خود تندروها را نیز گرفته است، مضحکتر از آن است که بتوان تصور کرد. اما گناه اصلاح طلبانی که در این وضعیت سکوت پیشه کرده اند، اگر بیشتر از به اصطلاح میانه روها نباشد، کمتر نیست. هرچند اظهار نظر در شرایط فعلی می تواند با برخورد شدید نظام رو به رو شود اما از چهره های اصلاح طلبی که سالها به پشتوانه ی حمایت مردمی در ایران فعالیت کرده اند، انتظار می رود که هزینه های چنین اقدامی را به جان بخرند، به جای آنکه خاموش بنشینند تا جوانان کم سن و سال و بی تجربه به خیابان بیایند و هزینه انفعال این دسته را با جان و مال و آینده ی خویش بپردازند.
برخی اصلاح طلبان بر این باورند که شرایط حال حاضر ممکلت چنان نیست که ایشان بتوانند فعالیت سیاسی بکنند و بهتر است در وضعیت فعلی سکوت پیشه کنند تا از تبعات مخالفت علنی با نظام در امان بمانند و چاره اندیشی برای حل مشکلات مملکت را به زمانی موکول می کنند که بحران ها پایان یافته باشند اما به نظر می رسد تبعات این جنگ حتی اگر امریکا شکست خود را بپذیرد، عقب نشینی کند و با ایران به توافق برسد، برای مردم ایران جبران ناپذیر است و این دست موضع گیری های میانه روها خود نشانه قطعی آن است که آخرین امید مردم ایران برای اصلاح امور نیز دارد از دست می رود.
سیاست، بازی لحظه هاست و در چنین دوران سرنوشت سازی، انفعال و سکوت نیز نتایج خاص خود را دارد. یک چهره سیاسی هیچ گاه نمی تواند به تمامی کنار بکشد. او حتی اگر در عمل هیچ کاری نکند، همچنان بر جامعه و فضای آن تاثیر می گذارد. سکوت اصلاح طلبان در حال حاضر مساوی است با همراهی آنها با جریانی که خواستار اصلاح آن بودند.
جریان حاکم روزی از زبان تندروها سخن می گوید و روزی دیگر از زبان کسانی که خود را میانه رو می خوانند. اگر نظام این روزها از ضرورت تغییر می گوید هر چند از زبان اصلاح طلبی استفاده می کند اما منظورش این است که خواسته های خود را بر مردم تحمیل و با عناوینی زیبا هم چون وحدت، ایستادگی و وطن بر کشور حاکم کند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 440886 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.