در تلاطم امواج بیپایان دادهها و در عصر حکمرانی بلامنازع الگوریتمها، جامعه با شکافی تمدنی و خاموش دستبهگریبان است: ناپدید شدن تدریجی الگوهای عینی و ملموس پسرانگی و مردانگی از جهان. این پدیده بحرانی بنیادین در هویتیابی نسلهای جدید ایجاد کرده و موجد مشکلات بسیاری شده است.
به گزارش رویداد۲۴، ریچارد ریوز، رئیس مؤسسه آمریکایی برای پسران و مردان و نویسنده کتاب تحسینشده «درباره پسران و مردان»، معتقد است ما در میانه یک «خلاء» بزرگ ایستادهایم. او هشدار میدهد که این فضا با بخشنامه و دستور پر نمیشود.
نفوذ در فضای مجازی، پدیدهای آزمایشگاهی نیست؛ بلکه جریانی ارگانیک است که در بستر الگوریتمها و کلیکها رشد میکند. ریشه جذابیت اینفلوئنسرهای واکنشی نه در قدرت کلام آنها، بلکه در ناتوانی نهادهای سنتی برای درک نیازهای عاطفی و هویتی پسران نهفته است. برای عبور از این بحران، پیش از هر تلاشی برای تولید محتوای دیجیتال، باید به ریشههای این جذابیت در دنیای واقعی نگریست.
تصور کنید پدری در نیمهشب، از لای درِ نیمهباز اتاق پسرش، نور آبیرنگ لپتاپ را میبیند که بر چهره جدی او میتابد. با نزدیک شدن، متوجه میشود که پسر در حال تماشای سخنان تحریکآمیز یک اینفلوئنسر زنستیز است. در آن لحظه، سکوت سنگین اتاق با خشم پدر در هم میشکند. ریوز این صحنه را چنین تصویر میکند: «آنها لپتاپ را با همان غیرت و حرارت اخلاقی میبندند که انگار مچ فرزندشان را هنگام تماشای هرزهنگاریهای وقیح گرفتهاند. این واکنشی طبیعی، اما کاملاً اشتباه است.» این برخورد تدافعی، در واقع تکمیلکننده پازلی است که اینفلوئنسرهای رادیکال چیدهاند. آنها از پیش به پیروان جوان خود هشدار میدهند: «اگر کسی بفهمد به حرفهای من گوش میدهی، با خشم و قضاوت با تو برخورد میکند؛ چون آنها نمیخواهند تو بیدار شوی.» وقتی والدین با فریاد لپتاپ را میبندند، در حقیقت صحت ادعای آن چهره مجازی را برای فرزندشان امضا کردهاند.
تحلیل ریوز نشان میدهد که راه حل، نه در سرکوب، که در «کنجکاوی» نهفته است. والدین و سیاستگذاران باید از موضع قاضی به جایگاه «متحد و شریک» تغییر مکان دهند. پرسیدن این سوال که «چه چیزی در این کلمات برای تو جذاب است؟» دریچهای را میگشاید که فریادها آن را قفل میکنند. اگر نتوانیم با پسرانمان در این مسیر دشوار همراه شویم، آنها را به اعماق تاریکتر تالارهای گفتوگو در وب پناهنده خواهیم کرد؛ جایی که تنها صدای شنیده شده، صدای رادیکالیسم است.
در لایههای حکمرانی، واکنشها به این بحران اغلب از جنس «هراس اخلاقی» است. دولتها، سراسیمه به دنبال راهکارهایی هستند که بوی اجبار و مهندسی فرهنگی میدهند. ریوز به پیشنهاد دولت بریتانیا برای نمایش اجباری درامهای داستانی با موضوعات اخلاقی در مدارس (مانند سریال Adolescence) نقد جدی وارد میکند. او معتقد است تفاوت فاحشی میان مصرف فرهنگی داوطلبانه و سیاستگذاری آموزشی اجباری وجود دارد.
این رویکرد، پسران را به چشم «هیولاهای بالقوه» میبیند که تنها چند کلیک با تبدیل شدن به مجرمانی خطرناک یا منزویان خشن فاصله دارند. ریوز میگوید: «این رویکرد میتواند هراسی اخلاقی ایجاد کند و والدین را بترساند که مبادا به طور ناخواسته در حال تربیت یک هیولا هستند؛ در حالی که این موضوع تقریباً در هیچ موردی صادق نیست.»
وقتی نهادهای آموزشی با پیشفرض «جنایتکار بالقوه بودن» با پسران روبهرو میشوند، پیوند عاطفی آنها با مدرسه قطع میشود. این نمایشهای ساختگی و درسنامههای دستوری، به جای باز کردن باب گفتوگو، آن را مسدود میکنند. پیامد استراتژیک این هیولاسازی، بیگانگی نسلی است که احساس میکند در خانه و مدرسه خود، غریبهای مشکوک تلقی میشود.
پیروزی بر دنیای سایهها، نه در خودِ اینترنت، بلکه در دنیای آفلاین رقم میخورد. ریچارد ریوز بر این باور است که هیچ محتوای دیجیتالی، هرچقدر هم که مثبت باشد، نمیتواند جایگزین حضور فیزیکی یک مرد در زندگی واقعی شود. او بر یک اصل روانشناختی کلیدی تأکید میکند: «من عمیقاً باور دارم که در درازمدت، پسران و مردان جوان، چشمهایشان را بیش از گوشهایشان باور خواهند کرد.»
پسران نیاز دارند مردانگی را «ببینند»، نه اینکه درباره آن «بشنوند». خلاء موجود در زندگی پسران، محصول غیبت معلمان، مربیان، پدران و عموهایی است که نسخههای زنده، تنفسکننده و دارای گوشت و پوست از معنای مرد بودن هستند. وقتی مردی واقعی در صحنه حاضر نباشد که با رفتار خود -و نه با سخنرانی- راه و رسم زندگی را نشان دهد، این خلاء به سرعت توسط فیگورهای مجازی پر میشود. پادزهر «سرسری بودن» فضای آنلاین، تجربه اصیل و ملموس دنیای واقعی است؛ جایی که کنشها وزن دارند و پیامدها واقعی هستند.
در فرجام این تحلیل، باید بر این حقیقت استراتژیک پای فشرد که راه نجات پسران از رادیکالیسم آنلاین، نه در فیلترینگ یا تولید محتوای متقابل، بلکه در بازسازی پیوندهای عمیق و اصیل در دنیای واقعی نهفته است. شکوفایی مردان، یک بازی با حاصلجمع صفر نیست؛ شکوفایی آنها ضرورتی برای شکوفایی زنان و سلامت کل جامعه است.
زمانی که ما فضاهای امن «شانه به شانه» را احیا کنیم، زمانی که حضور مردان را در کلاسهای درس و کلوپهای ورزشی ارج بنهیم و زمانی که به جای قضاوت، با کنجکاوی به استقبال دنیای پسران برویم، در واقع در حال خشکاندن ریشههای جذابیت رادیکالیسم دیجیتال هستیم. پیروزی بر سایهها، با بستن لپتاپها به دست نمیآید، بلکه با گشودن درهای واقعیت و دعوت از پسران به تجربهای از مردانگی رقم میخورد که در آن قدرت با شفقت، و رقابت با خدمت پیوند خورده است. دنیای واقعی، با تمام سختیها و زیباییهایش، تنها پناهگاه امنی است که پسران ما برای قد کشیدن به آن نیاز دارند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 436646 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.