سیدعباس عراقچی در مصاحبه اخیر خود با جواد موگویی پرده از واقعیتی نگران کننده برداشته است. وجود یک حفره امنیتی که حملات 9 اسفند و شهادت فرماندهان و مسئولان عالی رتبه را رقم زد.
نسیبه پیرایش
سیدعباس عراقچی در مصاحبه اخیر خود با جواد موگویی پرده از واقعیتی نگران کننده برداشته است. وجود یک حفره امنیتی که حملات 9 اسفند و شهادت فرماندهان و مسئولان عالی رتبه را رقم زد. البته این موضوع تازگی ندارد. در جنگ دوازده روزه نیز شهادت فرماندهان ارشد نظامی که با گرای دقیق محل حضور آنها همراه بود، وجود این حفره امنیتی را آشکار کرده بود.
اما ظاهرا در فاصله بین جنگ دوازده روزه تا جنگ چهل روزه که حدود 8 ماه میشود، تلاشهای تیمهای اطلاعاتی برای ترمیم این شکاف ناکام مانده است.
در چنین شرایطی در فضای سیاسی کشور بازار بدبینی و اتهام داغ داغ است. راه دوری نرویم. مدتها است که موافقان مذاکره و مخالفان بستن تنگه، ستون پنجم معرفی میشوند و در مقابل مخالفان مذاکره، متهم به بازی در زمین دشمن هستند. اما آنچه در این مصاحبه، عراقچی به درستی به آن تاکید میکند این است که «حفره امنیتی» صرفا به معنای نفوذ، جاسوسی و سرقت اطلاعات نیست بلکه این حفره در «جهتدهی به تصمیمسازیها» و مهمتر از آن در «جهتدهی به فضای روانی جامعه» عمل میکند.
این تاکید نشان میدهد که بدنه حاکمیت به عمق فاجعه در مهندسی تصمیمات واقف است؛ اما پرسش بزرگ این جا است که چه چیزی مانع از برخورد قاطع با این پدیده میشود؟
آیا ما با یک حفره سیستماتیک روبهروییم یا یک گسست تحلیلی مزمن بین بدنه کارشناسی و بدنه تصمیمگیر که فضا را برای اثرگذاری جریانهای مخرب در خروجیهای حکمرانی باز گذاشته است؟
برای نمونه کافی است به کارزار سنگاندازیها در مسیر مذاکرات اخیر نگاه کنیم. از زمان آغاز، جریانی خاص با ارائه تفسیری تقلیل گرایانه از پیامهای رهبری تلاش کردند تا سیاست نه به مذاکره را به گفتمان مسلط بدل کرده و افکار عمومی را در یک دو قطبی کاذب گرفتار کنند. هدف از این پروپاگاندا، صرفا تقابل سیاسی نیست بلکه دقیقا فلج کردن قدرت تصمیمگیری کشور است. در واقع این دو قطبیسازی، خود یکی از پیامدهای همان حفره امنیتی است که در قالب جنگ روانی، فضای تنفس را برای مذاکره کنندگان تنگ میکند تا پیش از هر کنشی، در تلهی واکنشهای هیجانی داخلی گفتار شوند.
در اینجا پرسش اصلی این است: آیا کنشگران تریبوندار که با نقاب انقلابیگری، فضای تصمیمگیری را متشنج میکنند آگاهانه در زمین نفوذ بازی میکنند یا خود قربانیاند؟ پاسخ به این پرسش بر عهده مسئولان امر است اما پر واضح است که بحران عقلانیت این حفره را عمیقتر میکند. آنجا که تفکر راهبردی، قربانی هیجان و تعصب میشود.
وقتی تشخیص منافع ملی و درک ضرورتهای زمانه، جای خود را به واکنشهای لحظهای و هیجانی میدهد، دستگاه تصمیم گیری کشور نه توسط دشمن بیرونی که توسط فضای مسموم داخلی فلج میشود.
در نهایت باید گفت که بزرگترین حفره نه در مرزها بلکه در لایههای تصمیمگیری ما قرار دارد؛ جایی که هیجان جای عقلانیت را گرفته است. پر کردن این حفره بیش از آنکه نیازمند ابزارهای امنیتی باشد، نیازمند بازگشت به «عقلانیت سیاسی» و خروج از «دوقطبیهای مصنوعی» است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 443068 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.