روز یکشنبه، ترامپ از آغاز دور جدید مذاکرات در اسلام آباد میان ایران و امریکا خبر داد اما رسانه های داخلی اعلام کردند که هیچ مقامی از جانب ایران مادامی که محاصره ی دریایی امریکا ادامه دارد، در مذاکرات شرکت نخواهد کرد، این درحالی است که قالیباف پس از هجمه ی تندورهای داخلی، بار دیگر از اهمیت مذاکرات سخن گفت و مورد حمایت برخی از چهره های معتدل قرار گرفت.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
روز یکشنبه، ترامپ از آغاز دور جدید مذاکرات در اسلام آباد میان ایران و امریکا خبر داد اما رسانه های داخلی اعلام کردند که هیچ مقامی از جانب ایران مادامی که محاصره ی دریایی امریکا ادامه دارد، در مذاکرات شرکت نخواهد کرد، این درحالی است که قالیباف پس از هجمه ی تندورهای داخلی، بار دیگر از اهمیت مذاکرات سخن گفت و مورد حمایت برخی از چهره های معتدل قرار گرفت.
راهبرد این دسته در وضعیت فعلی، تاکید بر مفاهیم میهنی و دفاع از وطن است. این دسته بر این باورند که جمهوری اسلامی باید دفاع از ایران را در اولویت قرار دهد و حفظ تمامیت ارضی ایران و حداقل کردن آسیب های وارده را هدف بداند. در نظر این عده، اینکه جمهوری اسلامی توانسته است چهل روز در مقابل امریکا و اسرائیل دوام بیاورد و هیچ بخشی از خاک ایران به تصرف دشمن درنیامده است، خود یک پیروزی ارزشمند است و جمهوری اسلامی باید به اینکه دچار فروپاشی نشده است، قناعت کرده دست از جنگ بکشد.
پیرو چنین نگاهی به مسئله، برخی از اعتدال گرایان برای اولین بار به حمایت از قالیباف روی آورده اند و او را نماد عقلانیت ایرانی معرفی می کنند و امیدوارند قالیباف بتواند به توافقی قابل اجرا با امریکا دست یابد و کشور را از دام بلا نجات دهد. نکته ی جالب توجه این است که این عده کسانی هستند که دو سال پیش، از پزشکیان در مقابل قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری حمایت کردند. اگر آنها می دانستند که بدنه ی نظام به کسی مانند پزشکیان اجازه ی فعالیت و مشارکت در تصمیم گیری ها را نخواهد داد، به چه دلیل از مردم نخواستند که به قالیباف رای دهند و از او حمایت نکردند؟ و چرا کسانی که او را فردی لایق برای اداره ی کشور نمی دانستند، امروز اعلام می کنند که به او اعتماد دارند و کارنامه ی سیاسی او را مثبت ارزیابی می کنند؟
به نظر می رسد این عده به این نتیجه رسیده اند که نمی توانند بر تصمیم های نظام اثر بگذارند، به همین دلیل خود را کنار کشیده اند و امیدوارند چهره های اصول گرا خود سرانجام دریابند که راهی که بر آن می روند، به ویرانی ایران می انجامد و سرانجام به راه مذاکره و عقلانیت بازگردند. در مقابل، کسانی که در جبهه ی پایداری از جمهوری اسلامی طرفداری می کنند، مسئله را صرفا در حد دفاع میهنی نمی بینند و منافع جبهه ی مقاومت اسلامی را مدنظر دارند. این عده، دفاع از ایران را به مثابه ی مرکز این جبهه و مقر فرماندهی آن حائز اهمیت می دانند و خود را بخشی از امت واحده ی اسلامی می دانند.
تقابل میان این دو دیدگاه، یعنی رویکرد معطوف به ملت و رویکرد معطوف به امت اسلامی، از مدتها پیش در ایران و سایر کشورهای اسلامی مطرح بوده است و سیاست های جمهوری اسلامی، دست کم در سه دهه ی گذشته بر مبنای تقویت جبهه ی مقاومت خاورمیانه و راهبرد اهداف بلند مدت این جبهه سامان یافته است. یکی از اصلی ترین سیاست ها در این راستا، تقویت نیروی نظامی ایران بوده است که با هدف تاثیرگذاری در عرصه ی منطقه ای صورت گرفته است و پیش از این نیز از آن برای حمایت از جبهه ی مقاومت در سوریه، عراق، لبنان و فلسطین استفاده شده است.
به نظر می رسد یکی از اصلی ترین دلایلی که سبب شد رهبر فقید جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، در پاسخ به تهدیدات نظامی امریکا، این جنگ را یک جنگ منطقه ای بداند، همین نکته بوده است. روابط ناپایدار جمهوری اسلامی با کشورهای منطقه، ناشی از آن است که این کشورها مقاومت اسلامی را ناقض منافع ملی خود می دانند و در مقابل، متهم به دست نشاندگی برای امریکا شده اند. در حالی که بسیاری از این کشورها، دید مثبتی به اسرائیل و تحرکات آن در خاورمیانه ندارند، برای حفظ رابطه ی خود با امریکا، از درگیری مستقیم با اسرائیل اجتناب می کنند. این رویکرد سرانجام سبب شد که این کشورها به اهداف حملات ایران علیه مواضع امریکایی در منطقه بدل شوند. در مقابل اما بخشی از نظام احساس می کند که درگیری گسترده با کشورهای منطقه می تواند خطرات بسیاری برای ایران داشته باشد و امیدوارند ایران بتواند روابط خود را با این کشورها علی رغم حملات نظامی به پایگاه های امریکایی حفظ کند. به خاطر دارید که رئیس جمهور در میانه ی جنگ کوشید تا از شدت حملات به کشورهای خلیج فارس بکاهد و به این سبب مورد انتقاد جناح پایداری در ایران قرار گرفت.
هرچند برخی از این افراد تلاش می کنند گناه این جنگ را به گردن این و آن بیاندازند، اما واقعیت این است که نظام امت محور، تقابل مستقیم با امریکا و اسرائیل را پیش بینی می کرد و به گفته ی قالیباف خود را برای آن آماده کرده بود. به همین دلیل، وقتی این عده شعارهایی مبنی بر دفاع از وطن و پای کار وطن آمدن و امثال آن سر می دهند، باور به صداقت ایشان دشوار به نظر می رسد، کما اینکه موضع گیری هایشان در میانه ی جنگ و مذاکره نیز چندان با این شعارها همخوانی ندارد. با این وجود، این عده همچنان از شعارهای میهن پرستانه استفاده می کنند تا معترضان و مخالفین جمهوری اسلامی را وادار به همراهی با خود کنند. اما چنین شعارهایی اگر جنگ خاتمه یابد دیگر قدرت اثر بخشی نخواهند داشت.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 439086 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.