حکومت ایران بر سر یک دوراهی آمده است: یا باید با دشمن دیرین خود صلح کند. دشمنی که امروز رویای بازگشت به عظمت خود را می پرورد و بیش از همیشه به تصویر جبار خونریز نزدیک شده است. یا اینکه خود را برای واپسین نبردش آماده سازد.
عاطفه پیرایش
حکومت ایران بر سر یک دوراهی آمده است: یا باید با دشمن دیرین خود صلح کند. دشمنی که امروز رویای بازگشت به عظمت خود را می پرورد و بیش از همیشه به تصویر جبار خونریز نزدیک شده است. یا اینکه خود را برای واپسین نبردش آماده سازد.
یکی از گفتگوهای جالبی که این هفته حول مسئله ی همیشگی آمریکا شکل گرفته است، این است که آیا تقابل با آمریکا و عدم سازش یکی از ارکان اصلی تفکر جمهوری اسلامی است یا صرفا پدیده ای جانبی است که در طول تاریخ و تحت تاثیر گرایش های سیاسی دیگری و در واکنش به برخی رویدادهای گریزناپذیر خلق شده است. آیا ما باید آن چه جهموری اسلامی و دستگاه های فرهنگی آن در چهل سال گذشته تبلیغ کرده اند، بپذیریم یا اینکه این تغییر موضع را بپذیریم و با خوانش جدیدی که از تاریخ روابط ایران و آمریکا در حال شکل گرفتن است، همراه شویم.
برای پاسخ دادن به این پرسش، من فکر می کنم که لازم است پیش از هر چیز نگاهی به اوضاع حال حاضر کشورمان بیاندازیم. گاهی وقتها کسانی که در میانه ی هرج و مرج زندگی می کنند، از آن بی خبرند. شاید به این دلیل که حکومت ایران، حداقل در بیست سال گذشته، بحران های بسیاری را از سر گذارنده و به دفعات خود را در آستانه فروپاشی یافته است اما به هر ترتیبی توانسته است خود را از مهلکه برهاند. وقتی که همه فکر می کردند که کار دیگر تمام است و ما دیگر به آخر خط رسیده ایم، باز هم ورق برگشته است. با این وجود، رویدادهای گذشته تاثیری عمیق بر جامعه و حکومت گذاشته است. هرچند جامعه ی ایران از دل بحرانها زنده بیرون آمده است اما فرصتی نیافته که اجزای بهم ریخته اش را دوباره از نو سامان دهد. او مثل کسی است که زخم های بسیاری برداشته اما هرگز این زخم ها را درمان نکرده. او با همین زخم ها به زندگی روزمره ی خود ادامه داده است. تا وقتی که می شود مشکلی را نادیده گرفت، باید آن را نادیده گرفت.
جامعه ی ما، پیش از این به یک صدایی عادت داشت چون حکومت رویکردی مشخص و ثابت در هر زمینه ای داشت. این حکومت مدعی بود که حقیقت را می داند و مردم نیز این حقیقت را می پذیرند. این حکومت مقتدر، کسانی را که با این حقیقت مخالفت می کردند، توبیخ می کرد و هر کس که حرفی در مخالفت با حکومت می زد، صدایش را قطع می کرد. همه ی مردم نزد حکومت، یکرنگ و یکدل بودند. همه مطیع و حرف گوش کن. در چنین جامعه ی بسته ای گویی هیچ آزادی ای وجود ندارد، اما زندگی کردن در آن آسان است چون نظمی وجود دارد. ممکن است شما به یک باره طرفدار آزادی بشوید و بخواهید صدای مخالفتتان را به گوش کسی برسانید اما حتی بریدن صدای شما هم تابعی است از قانون و نظم. خلاصه جامعه ثباتی دارد و حتی اعتراض ها هم سازماندهی شده است. مثلا می توان به قیمت گوشت و مرغ معترض شد. می توان از علمکرد فلان مسئول رده پایین حقوق بگیر انتقاد کرد.اما باید حواس جمع بود. همه کس این را می دانند که از بعضی چیزها نمی شود انتقاد کرد.مردم قوانین زندگی در چنین جامعه ای را می دانند. تا وقتی که دست از پا خطا نکنی، می توانی به زندگی خود ادامه بدهی. به خاطر همین، زندگی بدون آزادی آن قدرها هم سخت نیست.درست است که نابسامانی های اقتصادی بسیاری از طبقات را آسیب پذیر کرده و فشار روانی قابل توجهی بر پیکر جامعه وارد آورده است، اما حتی گرانی ها هم برای مردم عادی شده است.
حالا اوضاع فرق کرده است و صداهای بسیاری به گوش مردم می رسد. یکی می گوید آمریکا خوب است و باید با آن مذاکره کنیم. یکی می گوید آمریکا بد است اما راهی جز تسلیم برای ما نگذاشته اند.یکی می گوید مشکل ما و آنها حل ناشدنی است. یکی می گوید بزنیم بکشیم همه ی آن غربی های کافر را. یکی می گوید اگر دوباره به ما حمله کنند، انشالله که طوریمان نمی شود. یکی می گوید اگر حمله کنند، بیچاره می شویم. یکی می گوید آنها می خواهند ما را از هم جدا کنند و بعد به جان هم بیاندازند تا دیگر نه جمهوری اسلامی باشد و نه حتی ایرانی. یکی می گوید اینها فقط مشکلشان این است که ما آزاد نیستیم. آنها می آیند تا جمهوری اسلامی برود و ما آزاد شویم. یکی می گوید ما باید به روس پناه ببریم. فقط این روسها از پس غربی ها بر می آیند. آن یکی می گوید باید تا می توانیم از چینی ها سلاح بخریم. چینی ها آدم های خوبی هستند که به اندازه ی ما از آمریکا بدشان می آید و دشمن دشمن من هم که دوست من است. اگر کسی چین و روسیه را ناراحت کند، دیگر دستمان به هیچ جا بند نیست و الی آخر. اما در پس این دعواهای همیشگی که سالهاست جامعه ی ایران را درگیر خود کرده است، جریان طور دیگری است.
در پس این دعواهای حزبی، یک سوال ذهن ما را به خود مشغول می کند: اصلا چه شد که کار ما به اینجا کشید؟ چرا ما با آمریکا دشمن شدیم؟ و بعد چه شد که دعوا این قدر گنده شد؟ و چرا آخر سر ما به این جایی که الان هستیم رسیدیم؟ ما الان در موقعیتی هستیم که نه می توانیم با این دشمن بزرگ بجنگیم و نه می توانیم با او صلح کنیم و نه می توانیم مثل گذشته او را نادیده بگیریم.اینکه شرایط امروز ما چنین است که هست، بی شک معلول تصمیم هایی است که ما در گذشته گرفته ایم.
زمانی که حسن روحانی هنوز رئیس جمهور ایران بود و در آمریکا بایدن بر سر کار آمده بود، سخن از وقوع توافقی احتمالی بین این دو کشور وجود داشت، اما چنین توافقی صورت نگرفت. بسیاری بر این باور بودند که پس از برگزاری انتخابات در ایران و به روی کار آمدن یک رئیس جمهور جدید، توافق با آمریکا در دستور کار دولت ایران قرار خواهد گرفت اما دولت رئیسی تلاشی برای مذاکره با دولت بایدن نکرد تا اینکه او رفت و ترامپ دوباره بر سر کار آمد. این صرفا یکی از فرصت های بسیاری بود که ایران در چهل سال گذشته برای حل معضل آمریکا به دست آورده است اما به هر دلیلی، نخواسته است از آن استفاده کند. ما می توانستیم خیلی قبل تر زمانی که دستمان در عرصه ی بین الملل چندان خالی نبود، با آمریکا مذاکره کنیم و حتی این فرصت را داشتیم که خواسته هایمان را متحقق کنیم. اما گذشته دیگر رفته است و شرایط ایران چندان هم خوب نیست. این روزها، آمریکا دیگر به دنبال مذاکره با ما نیست. آنها متاسفانه دست بالا را دارند و می خواهند ما را وادار به پذیرش شروطی بکنند که آشکارا به ضرر ماست.
در عین حال، ایران درگیر بحرانی پنهان شده است. کسانی که تحولات ایران را رصد می کنند، این احتمال را در نظر می گیرند که ممکن است در آینده ای نزدیک اوضاع ایران به کلی تغییر کند و حاکمیت آن تغییر کند. منظور من این نیست که جمهوری اسلامی قرار است برود اما سلسله مراتب قدرت درون نظام جمهوری اسلامی در حال تغییر است. چندصدایی موجود در حاکمیت نشان می دهد که قدرت دیگر در یک نقطه ی واحد متمرکز نیست. در چنین شرایطی، افرادی که نفوذ و قدرتی در نظام دارند تلاش خواهند کرد تا از رقیبان خود قدرتمندتر شوند و سکان را به دست بگیرند. طبیعتا کسی که می خواهد پیروز این نبرد شود، باید علاوه بر متحد کردن سایرین درون نظام، نظر مساعد عوامل تعیین کننده خارجی را هم جذب کند.آیا دوباره ایران در موقعیتی قرار گرفته است که بیگانگان در مورد آینده ی آن تصمیم گیری می کنند؟ در دوران قاجار، کسی که می خواست نخست وزیر بشود، یا باید حمایت سفارت انگلیس را به دست می آورد یا حمایت سفارت روس را. این روزها هم اگر کسی می خواهد در ایران برمسند قدرت بنشیند، باید بلوک غرب را متقاعد کند که اگر به قدرت برسد، روابط بین ایران و بلوک غرب را اصلاح خواهد کرد. یا اینکه این اطمینان را به بلوک شرق بدهد که از منافع آنها در ایران پشتیبانی خواهد کرد.
آیا جمهوری اسلامی دارد به رستاخیز خود نزدیک می شود و بسیاری در داخل و خارج احساس می کنند که لحظه ی موعود نزدیک است.شاید به همین خاطر است که می بینیم این روزها همه ی نیروهای فعال درون حاکمیت در حال آرایش خود هستند. آنها جبهه ی خود را مشخص می کنند و پس از اعلام وفاداری منتظر می مانند تا وقتی که زمان درگیری فرا برسد.
اصولگرایان بر لزوم اتحاد با چین و روسیه تاکید می کنند و حسن روحانی را به خاطر موضع گیری علیه این دو کشور مورد انتقاد قرار می دهند و اصلاح طلبان در تلاشند او را از این اتهام تبرئه کنند.این درگیری، به ظاهر درگیری در میان کسانی است که در حاشیه ی قدرت قرار دارند و عملا نمی توانند در تصمیم گیری های سیاسی و بین المللی کشور دخالتی بکنند. اما ممکن است اوضاع همیشه این چنین نماند. چهره های اعتدال گرا نیز در مقابل به کشورهای غربی وعده می دهند که مسیر توافق و سازش با غرب را در ایران هموار خواهند کرد و نظام سرمایه داری را در ایران برقرار خواهند کرد. اما تنها دشمن روحانی اصول گراها نیستند. او باید با چپ های مخالف نظام نیز بجنگد و با اپوزیسیون غرب گرا هم دست و پنجه نرم کند. قطعا این جریان ها نیز درون جامعه ی ما در حال رشد هستند و حالا که فضا برای فعالیت سیاسی بازتر شده است، صدای خود را بلندتر کرده اند. در این میان دولت آقای پزشکیان با تاکید بر وفاق و انسجام ملی، موضعی فراجناحی را اتخاذ کرده است و از پرداختن به مجادلات سیاسی در همه ی سطوح اجتناب می کند. اما در ایران که همه چیز سیاسی است چطور می توان یک دولت غیرسیاسی داشت؟ دولت به این امر پی برده است که کار چندانی از او در میان این هرج و مرج ساخته نیست.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 427699 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.