دوره ریاست 5 ساله پیمان جبلی بر سازمان صدا و سیما در 8 مهر ماه به پایان رسید. به رغم گمانهزنیهای بسیار، نسبت به افراد جایگزین جبلی بر صدا و سیما و نیز مخالفت آشکار رئیس جمهور و بسیاری از صاحب نظران با مدیریت پیمان جبلی بر رسانه ملی کشور، خبر جدیدی از جایگزین شدن فردی به جای وی منتشر نشده است.
نسیبه پیرایش
دوره ریاست 5 ساله پیمان جبلی بر سازمان صدا و سیما در 8 مهر ماه به پایان رسید. به رغم گمانهزنیهای بسیار، نسبت به افراد جایگزین جبلی بر صدا و سیما و نیز مخالفت آشکار رئیس جمهور و بسیاری از صاحب نظران با مدیریت پیمان جبلی بر رسانه ملی کشور، خبر جدیدی از جایگزین شدن فردی به جای وی منتشر نشده است. این بیخبری شائبهی ماندن بیسروصدای جبلی در مسند ریاست را پررنگ کرده است.
خبرآنلاین در این باره نوشت: «پیمان جبلی که از ۷ مهر ۱۴۰۰ به عنوان سیزدهمین مدیرعامل، مدیریت صداوسیما را بر عهده گرفته، کمتر از یک ماه است که نخستین دوره ۵ ساله مدیریت خود را پشت سر گذاشته و ظاهرا بیسروصدا وارد دومین دوره مدیریت ۵ ساله خود بر این سازمان شده است.»
این تصمیم در شرایطی گرفته شده که فاصله میان عملکرد صدا و سیما و انتظارات اکثریت جامعه از آن، به یکی از محورهای مناقشه درباره کارکرد و اعتبار این رسانه تبدیل شده است. از این رو این پرسش بار دیگر مطرح میشود که چرا انتقادهای گسترده از عملکرد رسانه ملی به تغییر در راس این سازمان منجر نمیشود؟
مجموعهای از انتصابها و جهتگیریهای رسانهای در دوره مدیریت پیمان جبلی، پرسشهای جدی درباره میزان نفوذ جریان نزدیک به جبهه پایداری در ساختار مدیریتی و سیاستگذاری صدا و سیما ایجاد کرده است. انتصاب وحید جلیلی به سمت قائم مقام رئیس سازمان در امور فرهنگی و دبیر ستاد تحول رسانه ملی، یکی از مهمترین محورهای این بحث بوده است.
علاوه بر این، گزارشها از افزایش نفوذ مدیران نزدیک به جبهه پایداری در صدا و سیما و انتقادهای مطرح شده در رسانههای اصولگرا از تغییرات مدیریتی و محدود شدن نفوذ طیفهای دیگر، مطرح شده است. مجموعه این تحولات این شائبه را تقویت کرده است که جبهه پایداری نفوذ قابل توجهی در سازمان و در سطح مدیریتی آن دارد.
البته مسئله فقط به ترکیب مدیران محدود نمیشود. انتقادهای مطرح شده از سوی رئیس جمهور و رئیس مجلس و دیگر چهرههای سیاسی نسبت به عملکرد رسانه ملی نیز نشان میدهد که نارضایتی از رویکرد این سازمان به یک موضوع مهم در عرصه سیاسی تبدیل شده است. اما خارج کردن صدا و سیما از چنگال پایدارچیها کارِ راحتی نیست. مواضع جبهه پایداری در سالهای گذشته، فراوان محل مناقشه بوده است اما این جریان از چنان پشتوانهای برخوردار است که سالهاست نقش «دولت در سایه» را ایفا میکند و از هیچ تلاشی برای اختلال در کار دولتهای مختلف دریغ نکرده است.
از آتش زدن برجام گرفته تا استقبال از جنگ، به باد ناسزا گرفتنِ هرگونه سخنی از صلح و پیچیدنِ نسخه خروج از NPT در شرایطی که دشمن به دنبال بهانهای برای آغاز حملات دوباره به کشور است. و از همه مهمتر، برخورداری از حاشیهی امنی که به آن اجازه میدهد بدون هیچگونه بازخواستی، به هر شخصیت حقیقی و حقوقی توهین کند و مواخذه نشود.
در چنین شرایطی عدم تغییر ریاست رسانه ملی، نوعی دهنکجی به همه کشور است؛ آنجا که اقلیتی کوچک در مقابل خواست اکثریت جامعه قد علم میکند و ناباورانه به کار خود ادامه میدهد. البته تغییر مدیر به تنهایی تضمین کننده تحول نیست؛ آنچه اهمیت دارد، تغییر در رویکردها و ساز و کارهایی است که به تداوم وضع موجود منجر شدهاند.
این تغییر باید از بازنگری در سیاستها، افزایش تنوع دیدگاهها و پاسخگویی درباره عملکرد سازمان آغاز شود؛ نه صرفاً از جابهجایی یک مدیر.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 458732 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.