در دنیایِ سیاست، کلمات گاهی برای پنهان کردن واقعیتها به کار میروند و گاهی برای آشکار کردنِ یک رویکرد جدید و شاید خطرناک.
نسیبه پیرایش
در دنیایِ سیاست، کلمات گاهی برای پنهان کردن واقعیتها به کار میروند و گاهی برای آشکار کردنِ یک رویکرد جدید و شاید خطرناک. اظهارات اخیر مصطفی میرسلیم مبنی بر اینکه «نفت انفال و متعلق به خدا و رسول است و مدیریت آن تنها در اختیارِ حکومت است»، فراتر از یک بحث فقهی، آشکار کنندهی یک نوع طرز تفکر در تعریف رابطه میان دولت و مردم است. در نگاهِ اول، ممکن است این سخنان را یک بحثِ کلامی بدانیم، اما اگر کمی عمیقتر شویم، با یک سناریوی جالب و در عین حال تکان دهنده روبرو میشویم: تبدیل شدن منابع ملی به «اموال حاکمیت».
منطق جدید این است: اگر نفت متعلق به خداست، پس دیگر نیازی به «شفافیت اقتصادی» یا «پاسخگویی به مردم» نیست؛ چرا که حساب این اموال، نه با بودجهی کشور، بلکه با «ارادهی حاکمیت» تنظیم میشود. در این معادله، مردم که قرار بود صاحب اصلی این ثروت باشند، به «تماشاچیانی» تبدیل میشوند که تنها اجازه دارند نتایج تصمیمات حاکمیت را تماشا کنند.
این یعنی ایجادِ یک «حباب مصونیت». وقتی مدیریت یک منبع حیاتی، از حوزهی نظارت عمومی خارج و به حوزهی «امانتهای الهی» منتقل میشود، راه برای هر نوع سوءاستفادهای هموار میگردد. اگر قرار باشد نفت تحت عنوان «انفال» مدیریت شود، دیگر نمیتوان پرسید: «این پول کجا رفت؟» چون پاسخ آماده است: «این بخشی از مدیریت حاکمیتی برای رسیدن به مقاصد بزرگتر است!»
در واقع، با این روایت، میتوان هر نوع انحصار ثروت و هر نوع دور زدن منافع عمومی را تحت پوشش «خواست حاکمیت» توجیه کرد. این همان نقطهی شروع شکاف عمیق میان دین و مردم است؛ جایی که دین، نه به عنوان منبعی برای عدالت، بلکه به عنوان ملعبهای برای مشروعیت بخشیدن به «انحصار منابع» به کار گرفته میشود.
اما این طرز تفکر تنها به نفت، بزرگترین ثروت این سرزمین که یقینا باری تعالی در اختیارمان قرار داده است، محدود نمیماند. این نگاه سعی میکند خود را در تار و پود جنگ، سیاست داخلی و حتی مسائل اجتماعی نیز باز تولید کند. وقتی منطق چنین تفکری بر سر حاکمیت سایه بیفکند، جنگ، دیگر ابزاری برای رسیدن به صلح نیست، بلکه ابزاری برای تثبیت وضعیت موجود است. در این نگاه، مبارزه نه برای امنیت ملی که باید تا سرحد نابودی کامل دشمن ادامه یابد. چون حاکم مطلق خدا تصور میشود و حکومت تصمیم میگیرد تا دشمنان خدا را به طور کامل از روی زمین پاک کند. این وضعیت بهترین بهانه، برای حفظ حالت اضطراری و در نتیجه حفظ قدرت مطلق حاکمیت است. به این تصمیم نه میتوان انتقادی کرد و نه اعتراضی.
البته این پایان ماجرا نیست. این طرز تفکر حتی در حوزهی اخلاق و اجتماع نیز سناریوهایی دارد. در این حوزه با رویکرد امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه اصلاح جامعه را بر عهده میگیرد تا از آن ابزاری برای کنترل اجتماعی بسازد و هر صدا و منش مخالف را با نام خدا سرکوب کند.
در نهایت میرسیم به سیستمی که با نام مقدس دین، مرزهای میان حق مردم، ثروت ملی، امنیت کشور و اخلاق اجتماعی را از بین میبرد. این روایت نه برای تامین خیر همگانی، بلکه برای تبدیل کردن همه چیز به «اموال حاکمیت» طراحی شده است؛ سیستمی که در آن میان مردم و حقیقت، دیواری از کلمات مذهبی و قدرت مطلق کشیده شده است. چیزی که اگر نگاهی به تاریخ بیافکنیم، در زندگی پادشاهان و حاکمان نمونههای فراوانی از آن را میبینیم.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 455445 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.