… چند روز به همین منوال گذشت. ساغر گیج و منگ بود؛ افکار زیادی در سرش میچرخید و نمیگذاشت درست فکر کند.
سعیده پیرایش
… چند روز به همین منوال گذشت. ساغر گیج و منگ بود؛ افکار زیادی در سرش میچرخید و نمیگذاشت درست فکر کند.
روزی که مادرِ کمال تلفن کرد تا نتیجه را بگیرد، آب دهانش را قورت داد، نفسش را خالی کرد، سرش را بالا آورد و گفت:
«میخواهم مدتی با هم در رابطه باشیم تا همدیگر را بیشتر بشناسیم؛ بعد از شناخت نسبی جواب میدهم.»
مادرِ کمال نفس راحتی کشید و از این ایده خوشحال شد.
از روزِ بعد، کمال هر روز تلفن میزد؛ از هر دری حرف میزدند. ساغر شور و شوق عجیبی احساس میکرد.
جالب اینجا بود که شهاب هم در این مدت با کسی آشنا شده بود و دوباره فکرِ ازدواج به سرش افتاده بود؛ دیگر کاری به کار ساغر نداشت.
همهی این چیزها، بیشتر از آنکه خوشایند باشد، نوعی دلشوره به جانش میانداخت. با خودش فکر میکرد:
«اگه همهچیز داره اینطور خوب پیش میره، حتماً قراره یه اتفاقِ بد بیفته!»
نمیتوانست از این فکرها خلاص شود، پس سعی میکرد خودش را عقب بکشد و زیاد خوش نگذرانَد؛ انگار میخواست جهان را فریب بدهد.
دائم دنبالِ سرنخی بود تا بتواند اتفاق بدِ پیشرو را حدس بزند؛ اگر نمیتوانست جلویش را بگیرد، دستکم برایش آماده باشد.
نگرانِ محمد بود. نگرانِ مریضی کسی. نگرانِ خودش و حتی کمال و شهاب. این همه نگرانی از توانش خارج بود.
چند روز گذشت، انگار همهچیز توی یه حالتِ بیحرکت گیر کرده بود. صبحها مثل همیشه با صدای محمد بیدار میشد، صبحونهشو آماده میکرد، سر کارش میرفت و عصر بر میگشت. ولی زیر این زندگیِ معمولی یه چیزی مدام قلقل میکرد. از وقتی با کمال در تماس بود، ذهنش ولکن نبود. هر بار تلفن زنگ میزد، یه حس عجیب میدوید توی بدنش. نمیدونست از شوقِ شنیدن صدای کماله یا از ترسش.
کمال با صبر و حوصله حرف میزد؛ معمولی، با احترام، بدون حرف عاشقانه یا پیچوندن. بیشتر وقتها از کار، از شهر، از محمد میپرسید. گاهی هم شوخی میکرد، نه اونجور شوخیها که معنیدارن، فقط برای اینکه لحظه راحتتر بگذره. ساغر لبخند میزد و جواب میداد، اما بعد از هر تماس، چند دقیقه کنار پنجره میایستاد، بیحرکت، با قلبی که تندتر میزد. گاهی بیصدا با خودش میگفت: «یه اتفاق بد داره نزدیک میشه.»
ادامه دارد
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 426816 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.