آنچه امروز در آذربایجان جریان دارد، شباهت عجیبی به وقایع حدود یک قرن پیش در ایران دارد؛ دورانی که تبعات آن، دههها بر ساختار اجتماعی کشور سایه افکند. همان زمان که رضاخان با سفر به ترکیه، مسیر تحولات فرهنگی ایران را با رویکردی متفاوت ترسیم کرد.
نسیبه پیرایش
آنچه امروز در آذربایجان جریان دارد، شباهت عجیبی به وقایع حدود یک قرن پیش در ایران دارد؛ دورانی که تبعات آن، دههها بر ساختار اجتماعی کشور سایه افکند. همان زمان که رضاخان با سفر به ترکیه، مسیر تحولات فرهنگی ایران را با رویکردی متفاوت ترسیم کرد.
رضاخان که در سال 1304 به پادشاهی رسید، با گسترهای از اصلاحات و بنیانگذاریها سعی کرد تا پایههای یک کشور منظم و مدرن را بنا بگذارد. تاسیس ارتش مدرن، تاسیس دانشگاه تهران، احداث راه آهن جنوب به شمال، اصلاحات گسترده اداری و تاسیس کارخانجات متعدد در اقصی نقاط کشور از جمله اقداماتی بودند که او در جهت توسعه و ترقی کشور انجام داد.
یکی از ستونهای اصلی سیاستهای فرهنگی دوران او، تغییر پوشش بود؛ سیاستی که پس از تثبیت قدرت، به صورت مرحلهای و طی سالیان متمادی دنبال شد. در همین راستا، مجلس شورای ملی در ۱۰ دی ۱۳۰۷، «قانون اتحاد شکل لباس اتباع ایرانی در داخل مملکت» را به تصویب رساند. طبق این مصوبه، تمامی اتباع مرد (به استثنای برخی روحانیان) موظف به پوشیدن لباسهای متحدالشکل شدند و متخلفان با جریمه نقدی مواجه میگشتند. اجرای این قانون نیز از فروردین ۱۳۰۸ آغاز شد. این تحولات زمانی شدت گرفت که رضا شاه در سال ۱۳۱۳ به دعوت آتاتورک به ترکیه سفر کرد؛ سفری که باعث شد او با الگوهای اصلاحاتی ترکیه آشنا شده و تصمیم بگیرد مسیر مدرنسازی ایران را با همان الگوها همسو کند.
بر اساس روایتهای تاریخی، انگیزه اصلی اجرای این قوانین، ایجاد «توسعه» و همگامی با جهان بود. ظاهرا رضاشاه با مشاهده پیشرفتهای ترکیه و کشورهای اروپایی، معتقد بود که عقبماندگیهای ایران، ریشه در سنتها و باورهای غلط دارد. او بر این باور بود که با متحدالشکل کردن پوشش مردان و تغییر در ظاهر زنان، میتوان از موانع فرهنگی عبور کرد و با تغییر در «نمای بیرونی»، به تغییر در «طرز فکر» و فرهنگ دست یافت؛ امید به اینکه تجدد و پیشرفت در پی تغییرات ظاهری، در بطن جامعه رخ دهد.
به نظر میرسد الهام علیاف در آذربایجان، مسیر مشابهی را در پیش گرفته است؛ با این تفاوت که او پیشتر، حق انتخاب پوشش را به مردم سپرده بود و هر فرد میتوانست بر اساس سلیقه یا اعتقادات خود در فضای عمومی حضور یابد.
علیاف اگر بخواهد توسعه را بهانه کند، باید بپذیرد که گامهای نخستین این مسیر، در گروِ احترام به تنوعِ افکار و سلیقههای متفاوت است. با تشدید سختگیریها و محروم کردن بخش بزرگی از جامعهی مسلمان کشور از خدمات اجتماعی و عمومی، او در واقع در حال بسیج کردنِ خشم و اتحادِ مخالفان علیه خود است.
تاریخ به ما میآموزد که توسعهی تحمیلی، میتواند نتیجهی معکوس داشته باشد. چه بسا اگر رضاخان در مسیر توسعه، از اینچنین عجلهای پرهیز میکرد، مردم ایران امروز با سرنوشتی بسیار متفاوت از آنچه در آن هستند، روبرو میشدند.
عجلهی رضاخان در اجرای این سیاستها، برخلاف هدف مد نظرش، بخش بزرگی از بدنهی جامعه را علیه او و تمام نهادهای اجراییاش بسیج کرد. اگر این سیاستها با همراهی و رضایت مردم پیش میرفت، شاید امروز تاریخ او را نه به عنوان یک دیکتاتور وابسته، بلک به عنوان مصلحی خیرخواه و پیشرو در مسیر مدرنسازی ثبت میکرد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 456743 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.