هفتهی نهم رقابتهای لیگ برتر فوتبال باشگاههای کشور، شاهد اتفاقی ساختارشکنانه بود؛ جایی که محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه تراکتور، در اعتراض به فحاشی و شعارهای هتاکانهی هواداران تیم رقیب، تصمیم گرفت تیم را به زمین نفرستد تا بازی شروعنشده پایان یابد.
نسیبه پیرایش
هفتهی نهم رقابتهای لیگ برتر فوتبال باشگاههای کشور، شاهد اتفاقی ساختارشکنانه بود؛ جایی که محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه تراکتور، در اعتراض به فحاشی و شعارهای هتاکانهی هواداران تیم رقیب، تصمیم گرفت تیم را به زمین نفرستد تا بازی شروعنشده پایان یابد.
واقعیت آن است که شعارهای قومیتی و توهینآمیز، سالهاست به همسفر ناخواسته و تلخ تراکتور تبدیل شده است؛ این تیم به هر شهری که سفر میکند، مشتی فحش و ناسزا سوغات میآورد و همین زخم کهنه، موجی از ناراحتی و خشم هواداران را به همراه داشته است. از این روست که اقدام قاطع باشگاه تراکتور با استقبال گستردهی هواداران مواجه شد. آنها معتقدند این اتفاق که باید خیلی زودتر از اینها رخ میداد، بالاخره به وقوع پیوسته و باشگاه باید تا احقاق حق خود، هوادارانش و مردم خطهی آذربایجان، کوتاه نیاید.
اما پس از این ماجرا و تنها چند روز پس از آن، فضای فوتبالی، رسانهای و شبکههای اجتماعی در کشور منفجر شدهاند. مهمترین موضوعی که رسانههای حامی ملوان در این باره برجسته کردهاند، شعار «آستارا، حیرانیم، گؤزهل آذربایجانیم» بود؛ آنها حتی مدعی شدند این شعار «حرف موساد است» و نباید تکرار شود.
اما مردم آذربایجان و به ویژه هواداران تراکتور سالهاست این شعار را فریاد میزنند؛ اما کمتر کسی پرسیده چرا؟ البته این پرسش به زمان الحاق شهرستان آستارا به استان گیلان بازمیگردد؛ اعتراضی که در همان زمان از سوی آذربایجانیها مطرح شد اما نادیده گرفته شد.
نکتهی نخست اینکه، وقتی از «تقسیمات کشوری» سخن میگوییم، هدف تعیین حدود، ثغور و موقعیت جغرافیایی یک منطقه است؛ اما عدهای بدون آگاهی از فرآیند طیشده و سرگذشت تقسیمات کشوری، با چسباندن انگها و برچسبهای تجزیهطلبی، به دنبال بهانهتراشی، فرار از واقعیت و گریز از گفتگوی منطقیاند. سخن گفتن از اصلاح تقسیمات کشوری، هرگز تجزیهطلبی نیست؛ تجزیهطلبی یعنی جدا کردن یک بخش، منطقه، شهر یا حوزهی جغرافیایی از یک کشور و الحاق آن به کشوری دیگر، یا تلاش برای خودمختاری و استقلال یکجانبه.
بر اساس آییننامهی تقسیمات کشوری، هر شهر، روستا یا بخشی که به مرکز یک شهرستان یا استان نزدیکتر باشد، منطقاً باید تابع آن حوزه باشد. این در حالی است که گردنهی حیران به شهرستان نمین و آبیبیگلو نزدیکتر است و شهرستان آستارا نیز از نظر مسافت، به مرکز استان اردبیل نزدیکتر بوده و در گذشته نیز به دلیل همین مسافت کوتاه، از توابع اردبیل محسوب میشده است. مطالبهی بهحق مردم آذربایجان این است که در این زمینه، مطابق با ضوابط قانونی تقسیمات کشوری، بازنگری و تجدید نظر اصولی صورت گیرد.
در نهایت اما باید گفت، این اقدام باشگاه تراکتور، فراتر از یک تصمیم ورزشی، تصمیمی شجاعانه برای احقاق حقوق قومیتی و مدنی بود. مطالباتی که سالها از روی سکوها فریاد زده میشد، امروز و با این اقدام قاطع، بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. به نظر میرسد تراکتور در هر حال پیروز بزرگ این میدان است؛ چرا که این تصمیم، نه برای جدول ردهبندی، بلکه به عشق هواداران و مردمی اتخاذ شد که سالهاست صدایشان در هیاهوی تصمیمات یکطرفه گم شده بود.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 457789 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.