اگرچه این روزها مذاکره با امریکا پس از چند ماه توقف از سرگرفته شده اما سایه جنگ هنوز بر سر کشور سنگینی میکند. از طرف دیگر زخم حوادث دی ماه، همچنان بر پیکر جامعه سنگینی میکند و ملت ایران، عزادار جانهای از دست رفته است.
نسیبه پیرایش
اگرچه این روزها مذاکره با امریکا پس از چند ماه توقف از سرگرفته شده اما سایه جنگ هنوز بر سر کشور سنگینی میکند. از طرف دیگر زخم حوادث دی ماه، همچنان بر پیکر جامعه سنگینی میکند و ملت ایران، عزادار جانهای از دست رفته است. اوضاع و احوال اقتصادی هم که اعتراضات دی ماه بر پایه آن شکل گرفت اگر بدتر نشده باشد بهتر نشده است.
در چنین شرایطی گروههای اپوزیسیون سلطنتطلب و برانداز خارج از کشور نا امید از اغتشاشات دی ماه، هر روز با برگزاری راهپیمایی در شهرهای مختلف دست به دامن دول اروپایی و امریکا هستند تا با انجام عملیات نظامی، جمهوری اسلامی را ساقط کرده و با تکهتکه کردن کشور بتوانند بر بخشی از آن حاکم شوند.
در داخل اما افراد، گروهها و جریانهای مختلف که قطعا دلشان به حال کشور و اوضاع و احوال مردم میسوزد، بیانیه پشت بیانه است که صادر میکنند. بیانیههایی که اغلب در آنها خواستار اجماع ملی و حفظ انسجام درونی ملت واحد و متکثر ایران هستند اما با کلیگویی و ارائه پیشنهاداتی که در شرایط فعلی تحقق آنها بعید به نظر میرسد، بر التهاب و گسترش جو امنیتی موجود میافزایند. مثلا از تغییر ساختار قدرت برای پایان دادن به انسداد سیاسی حرف میزنند، یا از برگزاری رفراندوم برای سنجش میزان مشروعیت نظام سخن میگویند. به گونهای که انسان تصور میکند نوجوانانی بیتجربهاند که با خواندن یک کتاب انقلابی دچار هیجان شدهاند و حالا در پی تغییر نظام هستند، نه مردان و زنان پا به سن گذاشتهای که خود روزگاری برای براندازی یک نظام سیاسی انقلاب کردند و اتفاقا پیروز هم شدند.
با حکومتی که ثابت کرده حاضر نیست سخن دلسوزان و کارشناسان را بشنود و مصرّانه در همان راهی قدم برمیدارد که سالها است کشور را دچار آسیب و بحران کرده و عادت کرده است که هر پیشنهاد و بیانیهای را حتی اگر منتشر نشده باشد، امنیتی جلوه دهد و براندازی و مخالفت تلقی کند، سخن گفتن از رفراندوم و تغییر ساختار قدرت، اوضاع را چنان امنیتی و پیچیده میکند که نمونهای از آن را چند روز پیش در بازداشت سران اصلاحطلب دیدیم و شنیدیم.
فارغ از آن شاید بهتر باشد این دوستان یک مثال و فقط یک مثال از نظام سیاسی (دموکراتیک یا غیردموکراتیک) در دنیا بزنند، که درباره اصل وجود خودش رفراندوم برگزار کرده است. این دوستان آیا حساب کردهاند که در شرایطی که تهدید نظامی امریکا و همراهی نهادهای بین المللی با آن هر روز هزینهای تازه بر دوش ملت میگذارد، برگزاری رفراندوم چه هزینههایی دارد؟ بر فرض محال که حکومت زیر بار رفراندوم و واگذاری قدرت رفت، آیا از دو قطبی شدیدی که پس از آن کشور را فرا میگیرد و به دنبال آن هرج و مرجی که در سایه بلاتکیفی سازمانها و نهادها و ادارات بر کشور حاکم میشود (فارغ از تهدیدات نظامی بیخ گوشمان) اطلاعی دارند؟ علاوه بر آن دوستان هنوز مشخص نکردهاند که رفراندوم مورد بحث و واگذاری قدرت قرار است بین جمهوری اسلامی و چه کسی باشد؟ بین جمهوری اسلامی و منافقان؟ یا تجزیهطلبان؟ یا بازماندگان پهلوی؟ یا شاید هم یک نفر از میان خودشان؟ یا کسی که اجماع کامل بر روی او وجود داشته باشد چه در میان ایرانیان داخل و چه در میان ایرانیان خارج از کشور؟ آیا چنین کسی وجود دارد؟ آیا پس از آن، نتیجه رایگیری برای همه ایرانیان قابل قبول خواهد بود؟ سوالهایی که این عزیزان در کنار پیشنهادات خود بهتر است به آنها هم پاسخ بدهند.
در نهایت به نظر میرسد دوستان اگر به جای پیشنهاد شیوههای براندازانه نرم که حکومت به هیچ وجه زیر بار آن نخواهد رفت بلکه برعکس بر سختگیریها و محدودیتهای خود خواهد افزود و راه را برای سوء استفاده دشمن فراهم خواهد کرد، راههای عملیتری پیشنهاد بدهند و با کنشگری خود راه را برای اصلاحات تدریجی فراهم کنند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 435646 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.