روز شنبه، ۱۴ فوریه، همزمان با برگزاری کنفرانس مونیخ، با حضور بیش از ۲۰۰ تن از چهره های مهم سیاسی جهان، ایرانیان مهاجر اروپا در شهر مونیخ آلمان تجمعی علیه جمهوری اسلامی برگزار کردند که با برگزاری راهپیمایی های ایرانی در دیگر قاره های جهان نیز همراه بود. هرچند مهاجرت شکافی بین جامعه ی ایران و ایرانیان خارج نشین به وجود آورده است اما وجود این شکاف، لزوما به این معنی نیست که خواست این خارج نشینان، مغایرتی با خواست جامعه ی ایران دارد.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
روز شنبه، ۱۴ فوریه، همزمان با برگزاری کنفرانس مونیخ، با حضور بیش از ۲۰۰ تن از چهره های مهم سیاسی جهان، ایرانیان مهاجر اروپا در شهر مونیخ آلمان تجمعی علیه جمهوری اسلامی برگزار کردند که با برگزاری راهپیمایی های ایرانی در دیگر قاره های جهان نیز همراه بود. هرچند مهاجرت شکافی بین جامعه ی ایران و ایرانیان خارج نشین به وجود آورده است اما وجود این شکاف، لزوما به این معنی نیست که خواست این خارج نشینان، مغایرتی با خواست جامعه ی ایران دارد.
تکثر در هر اجتماعی طبیعی و ضروری است و نمی توان به هیچ وجه آن را نادیده گرفت، با این حال، ایرانیان خارج نشین، یک اشتباه عمده دارند و آن این است که فراموش کرده اند در بین مردمی که در ایران مانده اند نیز تکثر وجود دارد و آرای گوناگونی در مورد مسائل مختلف اقتصادی و سیاسی در داخل ایران شکل گرفته است.
برخی از خارج نشینان معتقدند که ایرانی های داخل ایران، یا با نظام هستند یا علیه نظام و هیچ حالت میانه ای وجود ندارد. البته این حرف تا حدودی درست است. همه ما نسبت به نظام یا موضعی سلبی داریم یا موضعی ایجابی، اما مردم داخل ایران نمی توانند به آسانی خود را از حاکمیت برکنار دارند. کسانی که در ایران زندگی می کنند، هنوز به لحاظ اقتصادی به حکومت وابسته اند، یا کارمند دولت هستند و مستقیما از آن حقوق می گیرند، یا فعالیت اقتصادی آزاد دارند اما به نحوی از انحا، از طریق یارانه یا تسهیلات اقتصادی، مالیات و غیره با دولت رابطه ای اقتصادی دارند.
در هر حال، تک تک تغییرات بازار داخلی ایران و وضعیت خارجی آن اثری مستقیم بر زندگی مردم داخل ایران دارد در حالی که رابطه ی عده ی کثیری از خارج نشینان حداقل از حیث اقتصادی با حکومت ایران قطع شده است و دیگر تصمیمات اقتصادی حکومت بر آنها تاثیری ندارد. هر چند سیاست های نظام ممکن است بر رفتار اقتصادی این خارج نشینان تاثیر بگذارد، من جمله اینکه رفت و آمد به ایران را دشوار کند و شرایط مهاجرت را دشوارتر کند.
برخی از هواداران نظام، رابطه اقتصادی حکومت و مردم را با عبارت خوردن نان حکومت تفسیر می کنند که البته اشتباه است. مردم نان حکومت را نمی خورند بلکه این حکومت است که دارد نان مردم را می خورد، گاهی وقتها این کار را به شکلی قانونی انجام می دهد و گاهی اوقات با تورم، از مردم به زور پول می گیرد. حکومت با به دست گرفتن منابع ملی از جمله نفت، احساس می کند که به فعالیت اقتصادی مردم وابسته نیست. خاصیت اقتصاد دلالی این است که به جای وابستگی به بازار داخلی، به بازار خارجی وابسته است و منابع مالی کشور را وسیله دلالی خود قرار داده است، اما تحرکات سیاسی گسترده ی مردم می تواند اوضاع را برای دلالان تغییر دهد.
تغییر نظام سیاسی، بیش از آنکه به خودی خود اهمیتی داشته باشد، از حیث اقتصادی حائز اهمیت است. به این دلیل فعالیت های سیاسی داخل ایران غالبا به مثابه اقداماتی علیه امنیت تلقی می شوند، اقداماتی علیه امنیت الیگارش های رانت خوار. از این رو خواست اصلاحات بنیادین سیاسی و اقتصادی به اندازه خواست براندازی، خطرناک تلقی می شود.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 435649 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.