چنانکه مستحضرید، در کشور ما برگزاری هر گونه تجمع بدون کسب مجوز از وزارت کشور غیرقانونی است. این قانون، مانند همه ی قوانین کشور ما، قانونی ارزشمند است که به شهروندان اجازه می دهد مسیری قانونی را برای برگزاری تجمعات طی کنند و از حمایت قانون و مراجع قانونی در برقراری امنیت تجمعات خود بهره مند شوند.
عاطفه پیرایش
چنانکه مستحضرید، در کشور ما برگزاری هر گونه تجمع بدون کسب مجوز از وزارت کشور غیرقانونی است. این قانون، مانند همه ی قوانین کشور ما، قانونی ارزشمند است که به شهروندان اجازه می دهد مسیری قانونی را برای برگزاری تجمعات طی کنند و از حمایت قانون و مراجع قانونی در برقراری امنیت تجمعات خود بهره مند شوند. این نهاد، در طی سالهای گذشته مجوزهای بسیاری برای برگزاری تجمعات اعتراضی صادر کرده است. مثلا برخی تجمعی در اعتراض به بی حجابی برگزار کردند و از مسئولین خواستند با بی حجابان برخورد قاطعی صورت گیرد. مثال دیگر، تجمعاتی است که در هفته ی گذشته در سرتاسر کشور در محکومیت اغتشاشات اخیر و با شعار مرگ بر آمریکا برگزار شد. آنچه بین تجمعات مجاز مشترک است این است که همه ی آنها توسط طرفداران نظام برگزار شده اند. در این تجمعات، کسی با جمهوری اسلامی مشکلی ندارد بلکه تجمع کنندگان به مردم عادی اعتراض دارند یا اینکه علیه آمریکا شعار می دهند. در ایران، در طی دهه ها تجمعات اعتراضی علیه حکومت خودمان نیز شکل گرفته است اما هیچ کدام از این رویدادها مجوزی از وزارت کشور دریافت نکرده اند و در نتیجه غیرقانونی تلقی شده اند. به عبارت دیگر، از نظر جمهوری اسلامی، هر گونه اعتراضی غیرقابل قبول است و معترضین تنها با شرط شکستن قانون می توانند فریاد اعتراض سر دهند.
اما واقعیت این است که از بین رفتن قانون همیشه بیش از آنکه به ضرر حاکمیت باشد، به خود مردم آسیب می زند. در یک نظام دموکراتیک، قوانین را مردم یا نمایندگان آنها برای تضمین منافع خود وضع می کنند و برای آنکه مطمئن شوند قانون از آنها حمایت خواهد کرد، محدودیت های ناشی از آن را نیز می پذیرند. اما اگر نهادی که خود مسئول برقراری قانون است و نمی تواند بنا به مصالح سیاسی حاکمیت، حق اعتراض مسالمت آمیز و قانونی مردم را از ایشان سلب کند، خود این قانون ارزشمند را زیرپا بگذارد و از قوانین برای سرکوب صداهای مخالف استفاده کند، تکلیف چیست؟
در چنین وضعیتی، نهادهای مختلف دولتی و امنیتی، استقلال نسبی خود را از دست می دهند و همگی ذیل یک امر واحد قرار می گیرند. آیا مردم همچنان باید به قانون پایبند بمانند یا اینکه وقتی قانونی شکسته شد اما مجازاتی دریافت نکرد، می توان نتیجه گرفت که این قانون دیگر جز در کتاب های حقوقی وجود خارجی ندارد؟
از منظر حاکمیت هرچند بخشی از این قانون در کشور اجرا نمی شود، اما بخش دیگر آن همچنان لازم الاجرا است. به همین دلیل اگر شما در یک تجمع غیرقانونی شرکت کنید، بی شک مورد پیگرد قانونی قرار خواهید گرفت. از طرف دیگر، در یک تجمع غیرقانونی بلاهای بسیاری ممکن است بر سر معترضین بیاید اما کسی مسئولیت آن را نخواهد پذیرفت. برخی چنین تحلیل می کنند که نوعی بی قانونی و فساد در کشور ریشه دوانده است. ولی ایران آن قدرها هم هرکی هرکی نیست. اینکه چه کسی قوانین جامعه را زیر پا می گذارد، مهم است. شاید یکی از دلایلی که آمار مهاجرت از ایران چنین زیاد است، همین باشد که بسیاری از مردم از زندگی کردن در این وضعیت دو پهلو، خسته شده اند. زندگی کردن زیر سایه ی قانون با ثبات و قطعیت همراه است که بسیار آسان تر از زندگی در وضعیت پیچیده ی ایران است.
برخی با انتقاد از عملکرد شورای نگهبان در نظارت بر روند برگزاری انتخابات در ایران، معتقدند که این شورا با سیاسی کاری در رد صلاحیت کاندیداها فرآیند دموکراتیک انتخابات آزاد را مختل کرده است و باعث شده است مردم نتوانند به کسانی رای بدهند که می خواهند بر ایشان حکومت کنند. در نتیجه ی این بی قانونی، عده ای اندک توانسته اند یک حلقه ی بسته ی قدرت تشکیل دهند و حکومت را در دست خود قبضه کنند. حالا که روند قانونی وارد شدن به عرصه ی حکمرانی مختل شده است، آیا چاره ای جز انقلاب برای مردم برای به قدرت رساندن منتخبان واقعی خود باقی مانده است؟
به نظر می رسد جمهوری اسلامی، علی رغم میل مخالفین آن، هنوز پایگاهی ثابت در بین مردم دارد. نه اینکه همه ی مردم طرفدار آن باشند، اما واضح است که بخش قابل توجهی از مردم مشکلی با آن ندارند. با این حساب، به خیابان کشاندن معترضین، به جز آسیب زدن به آنها نتیجه ای ندارد. شاید گاهی چنین به نظر برسد که ما راهی جز پذیرفتن شرایط فعلی و کنارآمدن با آن نداریم. یا باید زندگی مان را جمع کنیم و از اینجا برویم یا به نوعی خود را با آن وفق دهیم. هرچند این باور در سالهای اخیر همگانی شده است که یا باید از خودشان باشی یا در خانه بنشینی و اگر کسی زرنگ نباشد نمی تواند در ایران راه به جایی ببرد، اوضاع باید تغییر کند.
قوانین، با به رسمیت شناختن حقوق مردم در مشارکت در حکومت، امکاناتی گسترده برای اثرگذاری جوانان در آینده ی سیاسی ایران فراهم می آورد و ما باید امروز به استفاده از این امکان فکر کنیم و قوای خود را در این راستا به کار بگیریم.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 435148 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.