آنچه در چهار سال گذشته رخ داد، در نگاه بسیاری از شهروندان، تجربهای تلخ و عبرتآموز بود؛ شورایی که ترکیب آن عمدتاً از افرادی شکل گرفت که فاقد پیشینه مؤثر در مدیریت کلان شهری بودند و بعضاً با اتکا به پایگاههای اجتماعی غیرمرتبط یا سرمایههای نمادین شخصی توانستند بر کرسی تصمیمگیری شهری تکیه زنند. پیامد چنین انتخابی نیز چندان دور از انتظار نبود؛ از حواشی گسترده و اختلافات درونی گرفته تا پروندههای قضایی و دستگیریهایی که شأن و اعتبار کلانشهری چون تبریز را مخدوش ساخت و هنوز نیز ابعاد آن بهطور کامل برای افکار عمومی روشن نشده است.
انتخابات شورای اسلامی شهر، در ذات خود یکی از مهمترین جلوههای مردمسالاری محلی و تجلی اراده شهروندان در تعیین سرنوشت مدیریت شهری است. این نهاد، اگر بر مدار شایستگی، تخصص و سلامت نفس استوار شود، میتواند موتور محرک توسعه شهری باشد و اگر از این اصول فاصله گیرد، به کانون بحران، ناکارآمدی و حتی بیاعتمادی عمومی بدل خواهد شد. اکنون که تنها چند ماه تا انتخابات پیشرو باقی مانده، بازخوانی تجربه شورای ششم تبریز نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتماعی و تاریخی است.
آنچه در چهار سال گذشته رخ داد، در نگاه بسیاری از شهروندان، تجربهای تلخ و عبرتآموز بود؛ شورایی که ترکیب آن عمدتاً از افرادی شکل گرفت که فاقد پیشینه مؤثر در مدیریت کلان شهری بودند و بعضاً با اتکا به پایگاههای اجتماعی غیرمرتبط یا سرمایههای نمادین شخصی توانستند بر کرسی تصمیمگیری شهری تکیه زنند. پیامد چنین انتخابی نیز چندان دور از انتظار نبود؛ از حواشی گسترده و اختلافات درونی گرفته تا پروندههای قضایی و دستگیریهایی که شأن و اعتبار کلانشهری چون تبریز را مخدوش ساخت و هنوز نیز ابعاد آن بهطور کامل برای افکار عمومی روشن نشده است.
در سوی دیگر، خروجی این شورا در حوزه اجرایی، مدیریتی شهری بود که بیش از آنکه معطوف به تحولات زیرساختی، اصلاحات ساختاری و برنامهریزی بلندمدت باشد، به اقدامات ویترینی و نمایشهای رسانهای گرایش پیدا کرد. گویی اولویت اصلی نه حل مسائل انباشته شهر، بلکه تولید تصویر عملکرد و اقناع مقطعی افکار عمومی بود؛ رویکردی که در نهایت نهتنها رضایت عمومی را به همراه نداشت، بلکه پرسشهای جدی درباره نحوه تخصیص منابع و کارآمدی مدیریت شهری ایجاد کرد.
اکنون اما فرصت اصلاح مسیر فرا رسیده است. فهرستهای انتخاباتی در حال شکلگیری است و نامهای متعددی از طیفهای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مطرح شدهاند. در چنین شرایطی، مهمترین راهنمای انتخاب، همان قاعده حکیمانه «ادب از که آموختی، از بیادب» است؛ یعنی شهروندان باید دقیقاً در نقطه مقابل ویژگیهایی که به ناکارآمدی دور ششم انجامید، به دنبال گزینههای شایسته بگردند.
تبریز امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیرانی است که علاوه بر سلامت مالی و اخلاقی، دارای تجربه واقعی در حوزههای مدیریتی، برنامهریزی شهری، اقتصاد شهری و حکمرانی محلی باشند؛ افرادی که انگیزه آنان خدمت باشد نه تصاحب قدرت، و ورودشان به شورا نه محصول هزینهکردهای سنگین اقتصادی و شبکههای منفعتطلبانه، بلکه نتیجه اعتماد اجتماعی و کارنامه حرفهای روشن باشد. شورا جای آزمون و خطا نیست؛ میدان تصمیمسازی برای سرنوشت میلیونها شهروند است.
اگر شهروندان تبریزی این بار با دقت، آگاهی و مسئولیتپذیری بیشتری پای صندوق رأی حاضر شوند و معیار انتخاب را بر شایستگی، تخصص، پاکدستی و تعهد واقعی به منافع عمومی استوار کنند، میتوان امیدوار بود که شورای آینده نه تکرار گذشته، بلکه نقطه آغاز فصل تازهای از پیشرفت، اعتماد و کرامت شهری باشد. تبریز، با پیشینه تاریخی و جایگاه تمدنی خود، شایسته مدیریتی در تراز نام خویش است.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 435834 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.