انقلاب سفید با رویکرد تقطیع و تفکیک اراضی کشاورزی همراه با شروع فرآیند صنعتی کردن ایران، بدون توجه به الزامات بومی و با کپی برداری از کشورهای غربی، موجب شد که مناطق پیرامونی تبریز از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی شاهد رشد قارچ گونه محلاتی باشد که بعدها در ادبیات مدیریتی شهری و توسعه ای کشورمان با عنوان «مناطق حاشیه نشین» از آنها یاد شد.

توسعه منطقه صنعتی غرب تبریز در اوایل دهه ۱۳۵۰ شمسی در قالب بنیان گذاری کارخانه هایی چون تراکتورسازی، ماشین سازی، ایدم، موتوژن، ریخته گری و … مهاجرت روستاییان به تبریز را که به دلیل مقرون به صرفه نبودن زمین های کوچک مقایس در اختیار و نداشتن سرمایه مالی برای آبادی آنها، آغاز شده بود، تشدید کرد.

حال روستاییانی که به دلایل یاد شده موفق به عمران و آبادی اراضی خود نشده بودند و توان مالی کافی نیز برای تهیه مسکن استاندارد در حریم قانونی شهر تبریز را نداشتند، به مناطق اطراف شهر، به ویژه در دامنه ارتفاعات شمالی، روی آوردند و به ساخت آلونک هایی با وسایل ابتدایی پرداختند که هیچ گونه امکان زیرساختی نداشت.

هر چند روستاییان در آن مقطع زمانی به امید یافتن فرصت های شغلی بهتر روی به تبریز نهاده بودند، اما تداوم و تشدید این روند در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی که کشور درگیر جنگ تحمیلی و تبعات آن بود و امکانات نظارت کافی بر مدیریت شهری وجود نداشت، به گسترش روزافزون مناطق حاشیه نشین در تبریز انجامید که این بار به مانند کمربندی دور شهر را احاطه کرد.

شاید دانستن این نکته خالی از لطف نباشد که جمعیت تبریز در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی اندکی بیشتر از ۶۰۰ هزار نفر بود؛ حال اما جمعیت شهر به حدود ۱.۸ میلیون نفر رسیده که گفته می شود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر از آنان را حاشیه نشینان تشکیل می دهند؛ به عبارت دیگر حدود یک چهارم جمعیت این کهن شهر در خانه های غیرمقاوم و ناایمنی زندگی می کنند که در صورت وقوع یک زمین لرزه ۶ ریشتری احتمالی، امکان کوچک ترین کمک رسانی به آنان میسر نیست.

برای توصیف توپوگرافی (موقعیت جغرافیایی و زمین شناختی) منطقه حاشین نشین شمال تبریز، کوچه های تنگ و باریکی به عرض حداکثر ۲ متر و طول ۳۰۰ متر را تصور کنید که عملا از پایین تا بالای تپه ماهورها امتداد یافته اند، شیب تندی دارند و تعداد پله های کار گذاشته شده در هر یک از آنها توسط شهرداری در سال های اخیر، گاه از ۲۰۰ پله نیز فراتر می رود.

از سوی دیگر جمعیت محلات حاشیه نشینی مانند «ملا زینال»، «سیلاب قوشخانه»، «احمد آباد» و … در خانه هایی ساکن هستند که علاوه بر غیراستاندارد بودن، بر روی خاک نرم و رانشی پای ارتفاعات «عینالی» بنا شده اند و وقوع یک بارندگی جدی باعث رانش زمین و تخریب سرپناه آنان می شود؛ اتفاقی که در سال های گذشته به کرات روی داده و درد زندگی دشوار این مردمان را مضاعف کرده است.

فارغ از تمام مشکلات گریبانگیر حاشیه نشین ها در تبریز از قبیل نبود یا وجود حداقلی فضاهای فرهنگی، تفریحی و درمانی، کوچه های تنگی که راه رفتن شانه به شانه ۲ نفر در آنها ناممکن است، وسعت گاه ۱۵ متری خانه ها و قیمت بسیار نازل منازل آنها در مقایسه با دیگر مناطق شهر، یکی از بزرگ ترین چالش های این مناطق که در کنار دیگر عناوین و القاب منتسب به محل زندگی شان، اکنون با عنوان «سکونتگاه های غیررسمی» نیز شناخته می شوند، واقع شدن آنها بر روی گسل تبریز است.

به عبارت واضح تر مناطق حاشیه نشین تبریز در کمربندی شمال غرب به شمال شرق این کلان شهر بر روی گسل تبریز واقع شده که بنا بر اعلام کاشناسان حدود هر ۲۰۰ سال یک بار فعال می شود.

در هر حال، حاشیه نشینی امروز به بخشی از هویت تبریز تبدیل شده و به رغم شعارها و طرح های تبلیغاتی دولت های گذشته و شهرداران مختلف، تاکنون اقدام جدی و ملموسی که رضایت ساکنان این مناطق را به دنبال داشته باشد، انجام نگرفته است، این در حالی است که به قول کارشناسان حوزه شهرسازی، قدمت این مناطق چند برابر اغلب محلات و شهرک های نوساز تبریز است.

ناظران محلی با اشاره به قدمت بیش از ۵۰ ساله بخش عمده مناطق حاشیه نشین تبریز می گویند که امروزه وقت آن فرا رسیده که این مناطق به عنوان بخشی از واقعیت وجودی این کلان شهر به رسمیت شناخته شوند و مدیریت شهری بر اساس یک برنامه زمابندی شده میان مدت و بلندمدت و با یاری دولت ها، وضعیت نابسامان حاشیه نشین ها را سامان بخشد.

تهدید ۱۰۰ هزار مسکن ناایمن برای تبریز
تصویری از یک کوچه تنگ و باریک با دهها پله در منطقه حاشین نشین شمال تبریز 

ناکامی در اجرای طرح های مرتبط با حاشیه نشینی در تبریز

البته ناگفته نماند که در سال های گذشته طرح های دهن پرکنی مانند «بازآفرینی شهری» و «مقاوم سازی بافت های فرسوده و حاشیه نشین» و «ایجاد شهرک ۱۳۰ هزار نفری جوانان» برای ساماندهی مناطق حاشیه نشین تبریز، مطرح و اقداماتی نیز در راستای عملیاتی کردن آنها صورت گرفته است، اما واقعیت این است که اجرای این طرح ها، تاکنون نه توانسته چهره و شکل ظاهری مناطق حاشیه نشین را بهبود بخشد و نه دردی از انبوه مشکلات تلنبار شده ساکنان آنها را که عموماً از اقشار محروم جامعه هستند، درمان کند.

شاید در تبیین چرایی ناموفق بودن طرح های مرتبط با مناطق حاشیه نشین تبریز در دهه های گذشته، اشاره به اظهارات متفکرآزاد، نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر در مجلس شورای اسلامی، پربیراه نباشد که گفته است:«مسوولان نباید انتظار داشته باشند وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود و خودشان برای سکونت و زندگی در مناطقی بهتر اقدام کنند و این نگرانی وجود دارد که خروجی مدل رفتار حاکمیت و مسوولان، زمینه‌ساز شکل‌گیری نظام مسکنی فقرائی حاشیه شهر شود».

متفکر آزاد با تاکید بر لزوم حل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی در تبریز با لحاظ جوانب مختلف آن، معتقد است که بحث وجود گسل در ساخت و سازهای سطح کلان‌شهر تبریز باید یک بار برای همیشه مرتفع شود و مطمئن شویم حریم‌های این گسل با هدف جلوگیری از خسارت‌های مالی و جانی جبران‌ناپذیر در صورت حوادث غیرمترقبه احتمالی حتماً رعایت شود.

در تشریح طرح های ناموفق مرتبط با ساماندهی مناطق حاشیه نشینی تبریز، عده ای از کارشناسان نیز با اشاره به تجربه زیستی جهانی در جابجایی محل سکونت حاشیه نشینان، بر این باورند که تحقق ۱۰۰ درصدی این طرح ها نیز بدون داشتن ضمیمه فرهنگی علمی و کارشناسی شده، محکوم به شکست و تنها پاک کردن صورت مساله است.

به عقیده آنان بهترین راه حل مشکلات مناطق حاشیه نشین، استفاده از همان فضای فیزیکی برای تجمیع ساختمان های موجود در قالب افزایش طبقات با جلب رضایت ساکنان محلی و اقناع سازی آنان است و الزام حاشیه نشینان به ترک محل زندگی خود، به دلیل شکل گیری علقه های چند دهه ای و هویت محله ای در بین آنان، و لو احداث شیک ترین ساختمان های شهر برای این عده، از پیش شکست خورده است.

تهدید ۱۰۰ هزار مسکن ناایمن برای تبریز
نمای تبریز از فراز مناطق حاشیه نشین

تداوم ساخت و سازهای غیرمجاز مانع سامندهی مناطق حاشیه نشین است

بدیهی است که در این میان، وقوع تخلفات گسترده در ساخت و سازهای غیرمجاز نیز مدیریت حاشیه نشینی در تبریز بغرنج تر کرده، به گونه ای که جواد رحمتی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان‌شرقی از فشار برخی مشاوران مدیران شهری و منطقه‌ای برای وارد کردن چنین ساخت و سازهایی داخل حریم قانونی شهر به بهانه امنیتی شدن ساخت ‌و سازهای غیرمجاز به جای توجه علمی به توسعه شهر و تعیین جهات مناسب توسعه سخن گفته و تاکید کرده که «شهرداری‌ها مسوول اصلی حفاظت از شهر هستند و باید با استفاده از ابزارهای لازم مانع ساخت ‌و سازهای غیرمجاز شوند».

در همین حال فریدون بابایی اقدم، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز و عضو شورای اسلامی این کلان شهر نگران است که مشکل حاشیه نشینی در تبریز تا به امروز نه تنها حل نشده، بلکه این پدیده چندبعدی اکنون در حال پیدا کردن ابعاد جدیدی به شکل «بدمسکنی» به معنای افزایش طبقات واحدهای مسکونی غیراستاندارد و ناامن در مناطق حاشیه نشین و سرریز شدن آن به روستاهای پیرامونی تبریز است.

دانستن این نکته نیز خالی از لطف نیست؛ پژوهشی که توسط محققان ژاپنی در سال ۱۳۸۴ انجام گرفت، جمعیت حاشیه نشین تبریز را در آن زمان ۴۰۰ هزار نفر نشان می داد و امروز بعد از گذشت ۱۵ سال اگر تحقیق مجددی برای تخمین جمعیت حاشیه‌نشین تبریز صورت گیرد، شاهد تولید اعداد و ارقام‌ جدید و البته نگران‌کننده‌تری خواهیم بود.

نکته دیگر اینکه هر چند صفحات رسانه ها در اینترنت، آکنده از خبرهای مربوط به اجرای طرح های مرتبط با «بافت ناکارآمد» است که مناطق حاشیه نشین نیز در ذیل آن جای می گیرد، اما بررسی اظهارات مسوولان در این باره، موید آشفتگی های عددی است؛ به عنوان نمونه ابوالقاسم سلطانی، مدیرکل راه و شهرسازی آذربایجان شرقی با اشاره به وجود پنج هزار و ۸۰۰ هکتار بافت فرسوده و سکونتگاه  غیررسمی در سطح استان اعلام کرده که یک میلیون و ۵۱۰ هزار نفر از جمعیت حدود چهار میلیون نفری این خطه در آنجا ساکن هستند که از این رقم حدود ۹۰۰ هزار نفر مربوط به تبریز است.

سلطانی در ادامه از هزینه کرد ۵۲ میلیارد تومانی برای اجرای طرح های بازآفرینی در بافت های ناکارآمد خبر داده و اعلام کرده که ۱۷ طرح در این زمینه پایان یافته و ۵۷ طرح نیز در دست اجراست، اما او مشخص نکرده که از این آمار و ارقام، دقیقاً چه میزان مربوط به مناطق حاشیه نشین تبریز است.

تأمل در این قبیل اظهارات، نشان دهنده سردرگمی نهادهای مسوول در تهیه آمار و اطلاعات مربوط به مناطق حاشیه نشین تبریز از زوایای مختلف می باشد؛ این در حالی است که امروزه داشتن آمار دقیق، مبنای برنامه ریزی علمی، اصولی و منتج به نتیجه در مناطق مختلف جهان است، به گونه ای که اتحادیه اروپا از افزون بر ۲ ۲ دهه قبل سیستم آماری واحدی، موسوم به «بارومتر» برای ارایه اطلاعات آماری ماهانه در ابعاد مختلف حیات جوامع عضو خود استفاده می کند.

با توجه به اینکه قصه حاشیه نشینی و مناطق حاشیه نشین در تبریز، سر دراز دارد، در پایان باید گفت آنچه که مشکل حاشیه نشینی در تبریز را مضاعف می کند، توسعه دامنه آن به روستاهای اطراف این کلان شهر است که اتخاذ تدابیری جدی از سوی شهرداری و سازمان های مرتبط ضروری می کند.

در تایید این ادعا می توان به منطقه حاشیه نشین «باغ معروف» در غرب تبریز اشاره کرد که گفته می شود ۲۵ هزار نفر جمعیت دارد؛ این منطقه یکی از روستاهای کم جمعیت تبریز تا ۲ دهه قبل بود که در این مدت تعداد ساکنانش بیش از ۲۰ برابر شده است.

این نکته را نیز نباید ناگفته گذاشت که فرافکنی سازمان های مسوول و محول کردن همه وظایف مرتبط با ساماندهی مناطق حاشین نشین در تبریز به شهرداری این کلان شهر، نه تنها هیچ کمکی به رفع این مشکل نمی کند، بلکه کلاف سردرگم حاشیه نشینی را به هم ریخته تر و ناگشودنی تر خواهد کرد.