مهلت اعطایی ریولین رئیس‌جمهور به نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، برای تشکیل کابینه در پایان سه‌شنبه گذشته خاتمه یافت و با شکست و ناتوانی نتانیاهو در ایجاد ائتلاف اکثریت برای تشکیل کابینه، بن‌بست سیاسی در سرزمینهای اشغالی وارد فاز جدیدتری شد. از این رو به نظر می رسد که با شکست بی بی و ناتوانی در ایجاد ائتلاف اکثریت در کنست، به احتمال زیاد یائیر لاپید، رهبر سکولار حزب میانه‌رو یش‌عتید مأمور تشکیل کابینه ائتلافی خواهد شد. بر اساس قانون، در حال حاضر ریولین سه روز زمان دارد تا تصمیم گیری کند که ماموریت تشکیل کابینه را به یائیر لاپید رئیس حزب یش عتید یا نفتالی بنت رئیس حزب یامینا بدهد یا اینکه به کنست این فرصت را بدهد تا فردی را که توان ایجاد ائتلاف اکثریت را دارد پیدا کند.
هرچند وی به طور قانونی می‌تواند ۲هفته دیگر مهلت نتانیاهو برای تشکیل کابینه را تمدید کند، اما به احتمال زیاد با توجه با اثبات ناتوانی وی در ایجاد ائتلاف، با پایان ضرب‌الاجل، دوران نخست‌وزیری نتانیاهو هم به پایان رسیده است. از این رو شاید اتفاقات تلخ روز قدس را هم در همین راستا تعبیر کرد. نتانیاهو که با پایان عمر ریاست جمهوری ترامپ، ماه عسل سیاسی اش پایان یافته، بعد از اتفاقاتی که برای زنش در دادگاه به وجود آمد، عمر سیاسی خود را رو به پایان می بیند.
البته این به این معنا نیست که لاپید هم کار آسانی برای تشکیل کابینه داشته باشد. در طی دو سال اخیر چهار انتخابات در پریودهای زمانی مختلف برگزار شده و هیچ یک از احزاب سیاسی نتوانسته اکثریت کنست را مال خود نماید.
به هر حال لاپید یک میانه‌رو به شدت سکولار است، در حالی که برای تشکیل کابینه ناگزیر به ائتلاف و همکاری با چپ‌ها و راست‌ها و چه بسا عرب‌ها خواهد بود. اما تشکیل کابینه و موفقیت در اداره دولت صرفا در مسائل داخلی اسراییل خلاصه نمی شود و موضوع فلسطین و البته دولت جدید روی کار آمده در واشنکتن هم در این موفقیت یا عدم آن نقش مستقیم دارد.
چالش اساسی در تل آویو امروز، ناتوانی گروهها و احزاب سیاسی در به دست آوردن اکثریت کنست است. به بیان ساده جناح های سیاسی اعم از تندرو و میانه رو نمی توانند، اقبال عمومی را به دست آورند و اگر بخواهیم از این اتفاقات نتیجه گیری کنیم، بایستی بگوییم که نه صرفا نتانیاهو که شاکله نظام سیاسی این کشور نیازمند یک تغییر رویه جدی است و پایه های آن به شدت سست شده است. زور زدن های نتانیاهو هم برای بازگرداندن اعتماد عمومی از دست رفته که بعضا با خرابکاری در تاسیسات اتمی ایران و حملات نظامی گاه و بیگاه به سوریه و فلسطین همراه است، کاری از پیش نبرده است.
نه تنها در بعد نظامی که در بعد دیپلماتیک هم رژیم اسراییل تلاش های گسترده ای خصوصا در زمان ترامپ صورت داد تا بتواند، اعتماد عمومی را احیا نماید. از جمله ایجاد روابط دوستانه با کشورهای متخاصم از جمله امارات و بحرین و انتقال بی دردسر پایتخت به قدس شریف.
همان طور که اشاره کردیم چهار انتخابات برگزار شده در سرزمین‌های اشغالی در طول حدود ۲ سال، نه تنها منتج به گشایش و خروج تل‌آویو از بن‌بست سیاسی نشد، بلکه با اصرار نتانیاهو برای ماندن در قدرت، تشکیل ائتلاف اکثریت عملاً ناممکن شده است. ترکیب پارلمان اسرائیل، بازتابی از شکاف‌ها و تعارض‌های سیاسی و مذهبی موجود درون جامعه اسرائیل است.
مبنای این چنددستگی به این مسئله برمی‌گردد که اختلاف نظر احزاب درباره اینکه با کرانه باختری و به طور کلی مسئله فلسطین و فلسطینی ها چه باید کرد، به حدی گسترده شده که امکان یافتن راه‌حل‌های میانه وجود ندارد. همچنین مسئله نقش مذهبیون سنتی و میزان نفوذ آن‌ها در ساختار سیاسی و اجتماعی نیز به محل تعارض بدل شده است. و همه این‌ها در چینش نیروهای سیاسی در کنست بازتاب پیدا کرده است.
اوضاع سیاسی به اندازه ای پیچیده است که حتی پیشنهاد دقیقه ۹۰ نتانیاهو برای دوره چرخشی نخست وزیری هم نتوانست بر مشکلات فائق آید. روزهای آینده، روزهای بسیار سختی برای رژیم اشغالگر قدس است و باید منتظر اتفاقات بعدی بود، اما در هر صورت آینده اسراییل چندان که باید روشن نیست و هر اتفاق ناگواری دور از ذهن نیست.