با ظهور پدیده اینترنت نظم نوین جهانی بر اساس تبعیت از این مهم شکل گرفت. دیگر کمتر بخشی را سراغ داریم که نفوذ اینترنت، ساختار و نحوه عمل و رفتارش را تغییر نداده باشد. دنیای رسانه و سیاست هم از این جمع مستثنی نبوده و حتی میزان نفوذش نسبت به سایر بخش ها بیشتر هم بوده است.
امروزه دیگر روسای جمهور به مدد بهره گرفتن از شبکه های اجتماعی حرف خود را می زنند و بارها دیده ایم که یک توییت از مقام مسئول یک کشور به آنی از ثانیه منتشر و جهانیان از آن باخبر شده اند. انتخابات پیش رو هم از این قاعده کلی کنار نیست و از همین رو عمده تمرکز نامزدهای انتخاباتی بر روی شبکه های اجتماعی از جمله واتس آپ، اینستاگرام و در روزهای اخیر کلاب هاوس است تا از این طریق افکار عمومی را اقناع نمایند.
در دهه شصت تلویزیون و مساجد چنین نقشی را بر عهده داشتند و در دهه هفتاد این مهم بر عهده روزنامه ها بود. با ظهور و گسترش اینترنت، از سال ۸۴ تا ۹۰، سایت‌های خبری تاثیرگذاری داشتند و از سال ۹۰ تا به امروز و در چهارسال گذشته پیام رسان ها هستند که به شکل غیرقابل رقابتی دارند نقش آفرینی می کنند و جالب این که علاقمندی ایرانی‌ها به فرهنگ شفاهی باعث شده به محض پیدایش یک پیام رسان صوتی (کلاب هاوس) میلیونها کاربر به آن کوچ کنند. در این شرایط تلقی مخاطب ایرانی به این سمت خواهد رفت که فضای حقیقی، فضای مجازی است و به آن چیزی که روایت رسمی جامعه است چندان نمی توان اعتماد کرد. تا چشمتان را باز می کنید، ناخواسته عضو صدها گروه و کانال تلگرامی هستید و به چشم هم زدنی تصویر و شعار صدها کاندیدا بدون این که از منزل بیرون بروید، پیش روی چشمان شما در اینستاگرام نقش می بندد.
در این دوره از انتخابات، مسئله دیگری هم که در واقع شدت فضای مجازی در انتخابات را بیشتر و برجسته‌تر نشان می دهد، کروناست. رعایت پروتکل های بهداشتی این مسئله را بیش از گذشته ایجاب می کند که عمده تمرکز نامزدهای انتخابات به فضای مجازی باشد. در حال حاضر با آمدن کلاب هاوس مشکل برگزاری تجمع و سخنرانی در شرایط کرونا حل شده و شاهدیم که بسیاری از نامزدها در اتاق های مختلف که تا۳۰ هزار نفر هم شنونده بودند حضور داشتند و ضمن کاهش هزینه ها، خطر شیوع بیماری هم برطرف شد. اما در کنار کرونا و موج گسترش اینترنت یکی دیگر از عواملی که باعث تقویت جایگاه شبکه های اجتماعی گردیده است، فضای این شبکه هاست که عموما هیچ خط قرمزی را بر نمیتابد. بخش عمده مباحثی که در فضای مجازی به راحتی مطرح می شود، تا کنون خط قرمز حاکمیت بوده و طبیعی است که رسانه‌های رسمی ما هم بر اساس قانون مطبوعات امکان طرح و انتشار بسیاری از این مطالبات امروزی را ندارند. نهایت جسارت ما در رسانه های چاپی شاید همین سربسته به موضوعات پرداختن باشد و مخاطب نیز منتظر شنیدن و خواندن چیزهایی فراتر از روایت‌های رسمی حاکمیت و رسانه‌های رسمی است، روایتی که شاید به مذاق خیلی ها خوش نیاید!
کاربران این امکان را فراهم کردند که کمپین های مجازی راه بیفتد که خود یک عرصه جدید است و در این شرایط جیب هر کدام از افراد جامعه که موبایل دارند را میتوان یک ستاد انتخاباتی دانست. با این تفسیر شاید حتی در کنار رسانه های چاپی، ستادهای انتخاباتی هم چندان محل اعراب نباشد و در آینده نه چندان دور بساط شان برچیده شود.