*نسیبه پیرایش
سال‌هاست که بحث مهاجرت به یک مساله مهم در میان مردم مخصوصا نخبگان تبدیل شده است. صاحب نظران مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را از مهم‌ترین عوامل مهاجرت از کشور برمی‌شمرند. براساس گزارش ارایه شده توسط معاونت علمی و فناوری رییس‌جمهور، جمعیت ایرانیان مهاجر در جهان طبق آمار به دست آمده در سال ۲۰۲۰ میلادی ۱/۹ میلیون نفر است که این عدد ۲/۲۹ درصد از کل جمعیت ایران را شامل می‌شود. براساس رتبه‌بندی کشورها در شاخص‌های سه‌گانه جریان بالقوه مهاجرت گالوپ، ایران در بین ۱۵۰ کشور جهان، در رتبه ۸۷ قرار گرفته است.
بررسی وضعیت ایران در زیر شاخص فرار مغزها (یکی از زیر شاخص‌های شاخص شکنندگی سرزمینی) حاکی از فراز و فرودهای رتبه کشورمان در این زیر شاخص است. به طوری که بدترین رتبه فرار مغزهای ایران مربوط به سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ بوده است. ایران در سال ۲۰۱۰ در میان ۱۷۳ کشور، رتبه ۴۶ را داشته که وارد وضعیت قرمز و هشدار شده بود. در بازه ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ رتبه ایران وضعیت نسبتاً پایداری داشته و ۲۱ رتبه ارتقا یافته و در سال های اخیر، وضعیت ایران در شاخص فرار مغزها به میانگین جهانی نزدیک تر شده است.
در رابطه با مساله مهاجرت دری نجف‌آبادی، نماینده ولی فقیه در استان مرکزی معتقد است: این کشور سرزمین حضرت فاطمه (س)، حضرت علی(ع) و امام رضا(ع) و شهید سلیمانی‌هاست چگونه می‌شود که افرادی این سرزمین را ترک کرده و وارد سرزمین ترامپ می‌شوند، این سرزمین را با چه چیزی عوض می کنید؟
به گزارش ایسنا، وی برای مقابله با پدیده مهاجرت معتقد است: باید عرق و تعصب ملی، اسلامی و ولایی را تقویت کرد، اما بهترین استعدادهای کشور مهاجرت می‌کنند، البته نباید به شکل مستقیم بلکه باید از طریق محبت و حفظ کرامت، استعدادهای کشورمان را حفظ کنیم. حیف نیست که فرزند علی و فاطمه(س) در دستان دشمنان باشد؟ قطعا این موارد به مباحث فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و تربیتی باز می‌گردد و باید غیرمستقیم به آن ورود کرد.
عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی اجتماعی هم در این رابطه در روزنامه اعتماد نوشت: برای ورود به بحث مهاجرت نیروهای نخبه بد نیست به خاطره‌ای از علم اشاره شود که به نکته مهمی اشاره می‌کند. یک‌بار شاه از او می‌پرسد که چرا دانشگاهیان و دانشجویان که ما به آنان همه چیز داده‌ایم این‌قدر علیه ما اقدام می‌کنند؟ علم بدون ذکر این نکته که همین که گمان می‌کنی تو به آنها چنین چیزهایی را داده‌ای مشکل اصلی است، به نکته بسیار مهم دیگری اشاره می‌کند و می‌گوید (نقل به مضمون) که آنان چیز دیگری هم می‌خواهند. آنان می‌خواهند در امور مشارکت داشته باشند. به تعبیر دیگر مساله این است که یک مهندس تنها به این راضی نمی‌شود که برود در یک کارخانه کار کند یا یک پزشک فقط در یک بیمارستان حاضر شود و مردم را درمان کند.
آنان می‌خواهند که کشورشان بر اساس صلاحیت‌های حرفه‌ای همگان اداره شود، نه اینکه مدیران آن یک قشر محدود و چند درصدی باشند، به ویژه کسانی باشند که افراد کم‌کیفیت را نمایندگی کنند. نخبگان نمی‌خواهند که انتصابات خانوادگی و رفاقتی حاکم باشد. نمی‌پذیرند که ملاک‌های غیرکارشناسی موجب ارتقای افراد و حضور در پست‌های مدیریتی باشد. در واقع، بودن چنین افراد نالایقی در آن بالا به خودی خود مساله نخبگان نیست، بلکه عوارض مدیریت‌های سوء آنان است که نخبگان و مردم را ناامید می‌کند. در رژیم گذشته نخبگان مشکل اشتغال و حتی حقوق دریافتی را نداشتند، ولی چون احساس مشارکت نمی‌کردند، در نتیجه واکنش نشان می‌دادند، یا از کشور می‌رفتند یا مخالف حکومت می‌شدند. امروز که به دلیل سوءمدیریت‌ها و اتلاف منابع، حتی شغل و حقوق نیز کم است، احساس نداشتن مشارکت که جای خود دارد.
شاید بتوان گفت که مساله امروز ایران مهاجرت نخبگان از کشور نیست، بلکه مساله بالاتر از این است. می‌توان گفت فراری دادن آنان از کشور مساله اصلی و خیانت است. در مهاجرت حداقل دو عامل همزمان نقش بازی می‌کنند؛ دافعه‌های مبدا و جاذبه‌های مقصد، مهاجرت نخبگان ایرانی عموما به دلیل سنگین بودن کفه دافعه‌های مبدا است و نه جاذبه‌های خیالی مقصد. بنابراین کافی است که مدیریتی صحیح برای کم کردن دافعه‌ها وارد عمل شود تا فرآیند مهاجرت معکوس شود.
اتفاقا ساده‌ترین کارها در این کشور کم کردن دافعه‌های مبدا است.